گفتگوی دینی با مسیحیان

پس بندگان من را مژده بده،آن هایی که تمام سخنان را می شنوند و بهترین آن ها را بر می گزینند. قرآن کریم

گفتگوی دینی با مسیحیان

پس بندگان من را مژده بده،آن هایی که تمام سخنان را می شنوند و بهترین آن ها را بر می گزینند. قرآن کریم

گفتگوی دینی با مسیحیان

بسم الله الرحمن الرحیم
این بلاگ جهت گفتگوی آرام بین مسیحیت و اسلام و ایجاد یک فضای گفتگوی دینی بین ادیان مختلف ایجاد گردیده است.
نظرات بازدیدکنندگان پس از تایید به نمایش گذاشته می شوند.
لازم به ذکر است نظراتی که حاوی مطالب توهین آمیز به ادیان مختلف باشند تاییدنخواهند شد.
توجه:هدف این گفتگوها به هیچ وجه ایجاد اختلاف و نزاع نیست زیرا که ما باور داریم ادیان ابراهیمی (یهودیت،مسیحیت واسلام) همه یک سرچشمه ی واحد دارند و پیروان این ادیان نیز با هم برادرند.

قُلْ یَا أَهْلَ الْکِتَابِ تَعَالَوْاْ إِلَى کَلَمَةٍ سَوَاء بَیْنَنَا وَبَیْنَکُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللّهَ وَلاَ نُشْرِکَ بِهِ شَیْئًا وَلاَ یَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضاً أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللّهِ فَإِن تَوَلَّوْاْ فَقُولُواْ اشْهَدُواْ بِأَنَّا مُسْلِمُونَ

بگو: اى اهل کتاب بیایید به سوى سخنى که میان ما و شما یکسان است: این که جز خداى یکتا را نپرستیم و چیزى را با او شریک نسازیم و برخى از ما برخى را به جاى خداى یکتا به خدایى نگیرد. پس اگر پشت کنند و برگردند بگویید: گواه باشید که ما مسلمانیم- تسلیم خداییم-.

پربیننده ترین مطالب
آخرین نظرات
پیوندهای روزانه

۶ مطلب با موضوع «مسیح و مسیحیت از دیدگاه اسلام» ثبت شده است

چند وقت پیش یکی از بازدید کنندگان مسیحی وبلاگ با نام « استر » این نظر را برای ما گذاشتند.

ما همراه با بیان این نظر جواب هر قسمت آن را خواهیم داد.

سوالی که ذهن بسیاری ازمسلمانان را به چالش عمیقی می کشاند.

چون نزدیک به 1400 سال است که رهبران مسلمانان جهان این اتهام را به مسیحیان نسبت می دهند که کیشیشان مسیحی انجیل وتورات را تحریف کرده اند.
یک سوالیاز شما گرامی بپرسیم. به نظر شما انجیل قبل از ظهور اسلام و قرآن تحریف شده است یا بعد از آن؟
(جواب شما به این سوال چیست؟ قبل ازادامه قرائت این مقاله لطفا به این سوال در قلب خود پاسخ دهید.)
بسیاری از مسلمانان به این سوال اینگونه پاسخ داده اند. خوب مسلماُ قبل از ظهور اسلام.
وقتی که این جواب را می شنوم می گویم بسیار خوب حرف شما را می پذیریم ولی آیا می توانید بگویید که اگر انجیل قبل ازظهوراسلام و قرآن تحریف شده چرا خود قرآن در سوره ال عمران آیات 48 و65 ، سوره المائده آیات 46 ، 47 ، 66 ، 68 و 110 ،سوره الاعراف آیه 157 ، سوره التوبه آیه 111 ، سوره الفتح آیه 29 ، سوره الحدید آیه 27 وبسیاری از آیات دیگر بر حقانیت انجیل و تورات صحه می گذارد وبه همه مومنین خدا توصیه می کند که احکام تورات و انجیل را انجام دهند و الهامی بودن و صحت آنها را تاکید و تایید می کند.
آیا خود قرآن به ما می گوید که به تورات و انجیل تحریف شده ایمان آورده و احکام آن را انجام دهیم؟

یک مسلمان
۲۶ آبان ۹۲ ، ۱۱:۵۱ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۲ نظر

پس از ظهور اسلام، جریان­های متعددی که منافع خود را در خطر می­دیدند دست به مبارزه با این آئین نوپا زدند. مشرکان مکه در رأس این افراد بودند. باید توجه داشت که ظهور اسلام در شهر مکه بود. مکه شهر زیارتی و تجارتی مهمی در شبه جزیره عربستان شمرده می­شد. موقعیت حساس این شهر سبب شده بود که سالانه درآمد قابل توجهی نصیب ساکنان مشرک این دیار شود. مشرکان مکه که با ظهور اسلام تمام منافع مادی و حیاتی خود را در خطر می­دیدند در راه نابودی اسلام از هیچ تلاشی فروگزاری نکردند. آزار و اذیت آنان کار را به جائی رساند که عده­ای از مسلمانان ناگزیر از هجرت به حبشه شدند. پس از چند سال که اذیت و آزار مشرکان به اوج خود رسیده بود پیامبر اسلام به مسلمانان دستور داد که از مکه خارج و به مدینه مهاجرت نمایند. پیامبر اسلام نیز خود به مدینه (که وفاداری خود را از پیش اعلام کرده بود) مهاجرت نمودند.

در مدینه اگر چه از آزار و اذیت کفار خبری نبود اما در این شهر، اسلام از جانب دو گروه مورد تهدید بود:

1- منافقان داخلی: با ورود اسلام به مدینه، عملا اداره این شهر  به دست مسلمانان افتاد و خیلی از ساکنان مشرک این شهر به این دین گرویدند. اما از همان ابتدا عده­ای با هدف رسیدن به مطامع دنیوی به صورت ظاهری اسلام آوردند، ولی در باطن بر همان شرک خود باقی ماندند. افرادی هم­چون عبد الله بن ابی سلول و نعیم بن مسعود و یاران آنان[1] به تدریج به عنوان منافق مطرح شدند و به مثابه ستون پنجم در شهر مدینه دست به توطنه علیه اسلام می­زدند.

2- یهودیان: پیروان آئین یهود بر اساس منابع دینی خود، به طور اجمال می­دانستند که پیامبر آخر الزمان در شهر مدینه و یا اطراف آن ظهور خواهد نمود. لذا برخی از یهود خود را به مدینه رساندند و برخی نیز در اطراف این شهر (مانند خیبر و فدک) مستقر شدند تا به یاری او بشتابند و به او ایمان آورند. یهودیان آن­قدر نسبت به این ظهور ایمان داشتند که ساکنان عرب این شهر یعنی أوس و خزرج را دائماً تهدید می­کردند که در صورت ظهور پیامبر آخر الزمان به او ایمان می­آورند و با علیه اوس و خزرج متحد خواهند شد[2]. ولی با ظهور اسلام و استقرار پیامبر در مدینه، این گروه از همان ابتدا شروع به کار شکنی کردند[3]. قرآن کریم در این زمینه می­فرماید: وَ لَمَّا جاءَهُمْ کِتابٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُصَدِّقٌ لِما مَعَهُمْ وَ کانُوا مِنْ قَبْلُ یَسْتَفْتِحُونَ عَلَى الَّذینَ کَفَرُوا فَلَمَّا جاءَهُمْ ما عَرَفُوا کَفَرُوا بِهِ فَلَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الْکافِرینَ (بقره/89)

در جریان جنگ خندق، یهودیان به عنوان ستون پنجم دشمن در مدینه عمل­کرد نا­مطلوبی از خود به نمایش گذاشتند. بدین ترتیب جمعی از یهودیان بنی النضیر و بنی وائل به مکه رفتند و مشرکان آن سامان را به جنگ با پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله تشویق کردند و به آن­ها وعده دادند که تا نابودی کامل مسلمانان با مشرکان همراه باشند[4]. به تدریج اوج­گیری تحرکات یهود علیه اسلام، منجر به مواجهه نظامی مسلمانان با آنان شد و در نهایت تمامی آن­ها از مدینه خارج شدند. آخرین مواجهه مسلمانان با یهودیان در جنگ خیبر بود که منجر به اخراج آنان از قلعه­های خیبر شد. در طول تاریخ نیز این نگاه منفی همراه با سوء ظن به امت یهود، همواره در میان مسلمانان وجود داشته است.

البته باید توجه داشت که در طول تاریخ، عکس­العمل­هاى یهودیان و مسیحیان و مشرکان درباره مسلمانان، در مقایسه با یک­دیگر، متفاوت بوده است. گاهى یهودیان، دشمنى بیش­ترى از خود آشکار کرده‏اند و گاهى مسیحیان دست به جنگ­هاى سختى با مسلمانان زده‏اند (مانند جنگ­هاى صلیبى). ولى در زمان رسول گرامى اسلام، گروهى که بیش­تر از همه گروه­ها با مسلمانان عداوت و دشمنى داشته‏اند، ملت یهود و گروه مشرکان بوده است و در مقابل آن­ها، مسیحیان عکس­العمل ملایمى از خود نشان داده‏اند.

این حقیقت در آیه شریفه «لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَداوَةً لِلَّذینَ آمَنُوا الْیَهُودَ وَ الَّذینَ أَشْرَکُوا وَ لَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً لِلَّذینَ آمَنُوا» (مائده/82) به خوبى نمایان است. در این آیه خداوند خطاب به پیامبر اسلام مى‏فرماید: یهودیان و مشرکان را در دشمنى با مؤمنان از همه مردم سخت‏تر مى‏یابى ولى نصارى را از نظر دوستى با مؤمنان، نزدیک­ترین مردم مى‏یابى.

در زمان پیامبر اسلام، برخوردی خصمانه علیه مسلمانان نظیر آن­چه را که از یهودیان و مشرکان مشاهده شد از جانب مسیحیان دیده نشد، بلکه بعضى از آنان مانند مسیحیان حبشه و در رأس آنها خود نجاشى و نیز مسیحیان نجران از در صلح و آشتى و ملایمت وارد شدند و حتى بسیارى از آنان اسلام را پذیرفتند. قرآن تصویر روشنی از این فضا را ارائه می­دهد.

بررسی واکنش مسیحیان در برابر اسلام، در زمان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و چگونگی تعامل سازنده آنان با نبی مکرم اسلام صلی الله علیه و آله و به طور کل رفتار شناسی ایمانی آنان در صدر اسلام طبق آن­چه که آیات قرآن آن را منعکس ساخته است، در الگو سازی هم­زیستی مسالمت آمیز پیروان ادیان الهی در عصر حاضر، و گفتگوی دوستانه میان آنان، بسیار مؤثر خواهد بود.

یک مسلمان
۰۶ شهریور ۹۲ ، ۲۲:۴۳ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر
بر اساس آموزه های شیعی، امام(ع) باید داناترین فرد جامعه اسلامی باشد تا بتواند از عهده پاسخ گوئی به همه پرسش ها و چالش های مربوط به اسلام و جامعه اسلامی بر آید. از این رو گستره دانائی او، افزون بر قرآن و سنت، حوزه های دیگری از جمله کتاب های مقدسی مانند تورات، انجیل و زبور را نیز در بر می گیرد.
مناظرات نغز امام رضا(ع) با دو تن از دانشمندان یهودی و مسیحی شاهد گویای این مدعاست. آن حضرت درباره موضوعاتی چون اثبات نبوت پیامبر اسلام(ص)، نقد الوهیت حضرت عیسی(ع) و نفی این همانی اناجیل کنونی و انجیل اصلی به کتاب مقدس خود یهود و مسیحیان استناد کرده است.
در این نوشتار، مناظرات یاد شده، با متن کتاب مقدسِ موجود، تطبیق و مستند سازی شده است. این موضوع که به رغم اهمیت شایان توجه آن، تاکنون به صورت مستقل و تطبیقی بررسی نشده است، می تواند شیوه ها و الگوهای مناسب برای پاسخ گوئی به پرسش ها و چالش های پیش روی اسلام و گفت و گو با پیروان دیگر ادیان و فرق دینی را در اختیار ما قرار دهد.
یک مسلمان
۰۶ شهریور ۹۲ ، ۱۹:۳۲ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

 ادله ای که ثابت می کند مسیح در برابر بلایا حفظ می شود:

مسیحیان می گویند مسیح به صلیب کشیده شد در عین حال بشارتهایی را که در عهد عتیق به مسیح انتساب می دهند با کمال صراحت می گوید خداوند مسیح را از بلاها نجات می دهد. و نمیگذارد مسیح به رنج بیافتد :

مزامیر 19:34 « زحمات مرد صالح بسیار است اما خداوند اورا از همه آنها خواهد رهانید»

اگر این آیات در باره عیسی مسیح (ع) باشد پس او هرگز کشته نشده است همانطور که به طور صریح در این دو آیه آمده است.

انجیل متی 6:4 و انجیل لوقا 10:4 ، « پس خداوند نوشته است که او به ملائکه اش وصیت کرده است تا او را حفظ کنند» پس چگونه ممکن است کسی او را مصلوب کرده باشد؟

مصلوب ملعون است:

یکی از نکاتی که در بحث صلیب کشیده شدن مطرح است این است که در کتاب مقدس مصلوب را مورد لعنت قرار داده ،و معترف است جز ملعون به صلیب کشیده نشود بنابر این مسیح هم ملعون است.

سفر تثنیه 23:21 ، « زیرا آنکه بر دار آویخته شود ملعون خداست»

جالب اینجاست که پولس هم به این مطلب اشاره می کند و می گوید مسیح ملعون واقع می شود.

رساله غلاطیان 13:3 ،« چون در راه ما لعنت شد»

آیا معنی لعنت مطرود از ، رحمت خداوند سبحانه تعالی نیست؟ آیا خداوند سبحان راضی است که چنین چیزی را در حق فرزندش به جای آورند؟

 

با این وجود باز هم میتوان معتقد بود که خداوند مسیح را به صلیب کشانید تا فدای گناهان ما شود؟

حالی این موارد را با آیات 157 و 158 سوره ی نساء مقایسه کنید:

 «گفتند: ما مسیح، پیامبر خدا، را کشتیم. آنها او را نکشتند و دار نزدند؛ بلکه امر بر آنها مشتبه شد. آنان که درباره انتقال حضرت مسیح به عالم بالا اختلاف و گفت و گو می‏کنند و در شک و تردیدند. یقیناً عیسی کشته نشده است؛ بلکه خداوند او را نزد خود برد که او قادر و داناست»

ما اعتقاد داریم که خداوند یهودا (همان که به مسیح خیانت کرد) را به شکل مسیح درآورد ویهودیان او را به جای مسیح به صلیب کشیدند و خداوند مسیح را به آسمان برد.

این اعتقاد با موارد گفته شده از کتب مسیحیان هم برابری می کند زیرا خداوند در این صورت حضرت مسیح را از بلاها حفظ کرده و آن کسی که بر صلیب رفته نیز ملعون است زیرا که به پیامبر خدا خیانت کرده است.

 

یک مسلمان
۰۱ شهریور ۹۲ ، ۰۹:۴۱ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

درباره سریال مریم مقدس :

شانزده سال قبل از میلاد مسیح (ع) زمانی که مردم منتظرند تا مسیحای موعود متولد شود، فرزند عمران دختر می شود و مادرش نام کودک را مریم انتخاب می کند و چون قبل از تولد عهد بسته که او را تا زمان بلوغ به خدمت در معبد مقدس بگمارد، به معبد می رود، اما تا به حال پای دختری به معبد باز نشده. حضرت زکریا تلاش می کند که با تمامی مخالفت های روحانیان یهودی مریم در معبد بماند و کم کم با وجود الهامات به مریم، مردم به سوی او جلب می شوند. اما بعد از یک اتفاق مریم از معبد رانده می شود. در همان موقع با خواست خداوندی مریم (س) باردار می شود و همین موضوع سوء ظن مردم را برمی انگیزد. هرود که از تولد کودک احساس ناامنی می کند دستور قتل نوزاد را می دهد، اما نوزاد به دنیا می آید و با صحبت کردن در گهواره همه را مبهوت می کند.

یک مسلمان
۲۴ مرداد ۹۲ ، ۱۸:۴۶ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

قرآن کریم حضرت عیسى را بشری مى‏داند که از طریق اعجاز و بدون پدر از مریم به وجود آمده و به عنوان پیامبر و براى ارشاد مردم مبعوث شده است و مانند سایر پیامبران با خداوند جهان در ارتباط بوده، حقایقی دریافت مى‏کرده و به مردم ابلاغ مى‏نموده است. نه خدا بوده نه پسر خدا، بلکه بنده خدا بوده است و اگر در انجیل گاهى به عنوان پسر معرفى شده باید به صورت تشریفات توجیه‏شود. و اگر کلمه به او اطلاق شده، بدین جهت است که بدون وجود پدر و به وسیله کلمه (کـُن) تکوینى به وجود آمده است. قرآن عقیده به تثلیث را شرک و کفر مى‏داند و خود عیسى نیز از آن تبرّى مى‏جسته است.

حضرت عیسی مسیح در قران

لقد کفر الذین قالوا إن الله هو المسیح ابن مریم و قال المسیح یا بنى إسرائیل اعبدوا الله ربى و ربکم إنه من یشرک بالله فقد حرم الله علیه الجنة و مأواه النار و ما للظالمین من أنصار*لقد کفر الذین قالوا إن الله ثالث ثلاثة و ما من إله إلا اله واحد (1) ؛ 
کسانى که گفتند: «خدا همان مسیح  پسر مریم است کافر شدند.» مسیح مى‏گفت: «اى بنى اسرائیل، خدا را که پروردگار من و شماست بپرستید. هر کس که به خدا شرک آورد بهشت بر او حرام است و جایگاهش دوزخ است، و ستمکاران یاورى ندارند.» کسانى که گفتند خدا سومین شخص تثلیث است کافر شدند. خدایى جز خداى یگانه وجود ندارد. 
و إذ قال الله یا عیسى ابن مریم أأنت قلت للناس اتخذونى و أمى إلهین من دون الله قال سبحانک ما یکون لى أن أقول ما لیس لى بحق إن کنت قلته فقد علمته تعلم ما فى نفسى و لا أعلم ما فى نفسک إنک أنت علام الغیوب*ما قلت لهم إلا ما أمرتنى به أن اعبدو الله ربى و ربکم (2) ؛ 
یاد کن هنگامى را که خدا گفت: «اى عیسى  پسر مریم! آیا تو به مردم گفتى: «من و مادرم را، به جاى خدا، خدا بگیرید ؟» عیسى گفت: «خدایا تو منزه هستى. مرا نرسد که در باره خودم چیزى بگویم که حقم نیست. اگر آن را گفته بودم تو مى‏دانستى. آنچه را در دل دارم تو مى‏دانى ولى آنچه را در ذات توست من نمى‏دانم. همانا که تو داناى رازهاى نهانى. جز آنچه را تو به من‏ امر کردى چیزى به آنان نگفتم. به آنان گفتم: خدا را که پروردگار من و شما است پرستش کنید.» 
عیسى خود را بنده خدا و پیامبر معرفى مى‏کرد: 
قال إنى عبد الله اتانى الکتاب و جعلنى نبیا؛ 
عیسى گفت: «من بنده خدا هستم، به من کتاب داده و مرا پیامبر قرار داده است.» 
لن یستنکف المسیح أن یکون عبدا لله (3) ؛
 

یک مسلمان
۲۱ مرداد ۹۲ ، ۱۸:۱۷ موافقین ۰ مخالفین ۱ ۰ نظر