گفتگوی دینی با مسیحیان

پس بندگان من را مژده بده،آن هایی که تمام سخنان را می شنوند و بهترین آن ها را بر می گزینند. قرآن کریم

گفتگوی دینی با مسیحیان

پس بندگان من را مژده بده،آن هایی که تمام سخنان را می شنوند و بهترین آن ها را بر می گزینند. قرآن کریم

گفتگوی دینی با مسیحیان

بسم الله الرحمن الرحیم
این بلاگ جهت گفتگوی آرام بین مسیحیت و اسلام و ایجاد یک فضای گفتگوی دینی بین ادیان مختلف ایجاد گردیده است.
نظرات بازدیدکنندگان پس از تایید به نمایش گذاشته می شوند.
لازم به ذکر است نظراتی که حاوی مطالب توهین آمیز به ادیان مختلف باشند تاییدنخواهند شد.
توجه:هدف این گفتگوها به هیچ وجه ایجاد اختلاف و نزاع نیست زیرا که ما باور داریم ادیان ابراهیمی (یهودیت،مسیحیت واسلام) همه یک سرچشمه ی واحد دارند و پیروان این ادیان نیز با هم برادرند.

قُلْ یَا أَهْلَ الْکِتَابِ تَعَالَوْاْ إِلَى کَلَمَةٍ سَوَاء بَیْنَنَا وَبَیْنَکُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللّهَ وَلاَ نُشْرِکَ بِهِ شَیْئًا وَلاَ یَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضاً أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللّهِ فَإِن تَوَلَّوْاْ فَقُولُواْ اشْهَدُواْ بِأَنَّا مُسْلِمُونَ

بگو: اى اهل کتاب بیایید به سوى سخنى که میان ما و شما یکسان است: این که جز خداى یکتا را نپرستیم و چیزى را با او شریک نسازیم و برخى از ما برخى را به جاى خداى یکتا به خدایى نگیرد. پس اگر پشت کنند و برگردند بگویید: گواه باشید که ما مسلمانیم- تسلیم خداییم-.

پربیننده ترین مطالب
آخرین نظرات
پیوندهای روزانه

۱۶ مطلب با موضوع «اسلام» ثبت شده است

عکس تزئینی نیست


 کسی بگوید من شهروند خوبی هستم اما به قوانین شهر احترام نمی گذارم در واقع خودش را مسخره کرده

به همین ترتیب کسی که بگوید من مسیحی خوبی هستم اما به دستورات مسیح بی اعتنایی کند

طبق این قانون ساده عقلی مسلمانان مسیحی واقعی هستند و مسیحیان کافران به مسیح !

چند نمونه :

در لوقا 21:2 این طور میگوید که مسیح در روز هشتم از تولدش ختنه شد

و مسلمانان فرزندان خود را ختنه میکنند

اما مسیحیان نه !

در افسسیان 18:5 مسیح ، مسیحیان را از خوردن شراب منع کرده

و مسلمانان شراب نمیخورند

اما بیشتر مسیحیان میخورند 

لاویان 7:11 مردم را از خوردن گوشت خوک برحذر داشته

و مسلمانان گوشت خوک نمیخورند

اما بیشتر مسیحیان می خورند


و. . . . . .

پس کسی که از دستورات مسیح پیروی می کند شایستگی دارد که نام مسیحی بر او گذاشته شود یا کسی که با آن مخالفت می کند و تنها خود را مسیحی می داند ؟!

یک مسلمان
۱۹ شهریور ۹۳ ، ۲۰:۴۷ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۳ نظر

«غـُلِـبَـتِ الـرُّومُ ـ فی اَدْنـَی الاَرْضِ وَ هُـمْ مِـنْ بَعْـدِ غَـلَـبـِهـِمْ سَـیَـغـْـلِـبـُونَ »! روم ۱-۲

« رومیان مغلوب(ایرانیان)شدند - در جنگی که در نزدیک تر زمین واقع شد و انها پس از مغلوب شدن فعلی به زودی بر ایرانیان باز غلبه خواهند کرد»!

جالب ترین نکته ی این آیه رخ دادن این واقعه ی تاریخی در پایین ترین منطقه ی جهان از لحاظ ارتفاع از سطح دریاست که رومی ها از نیروهای کشورمان شکست خوردند.

در آن دوران نیز هیچ وسیله ای برای مشخص کردن پست یا بلند بودن ارتفاع زمین وجود نداشت.

پیروزی ایرانیان به رومی ها در منطقه ی بهرالمیت در محل رسیدن به مرزهای اردن فلسطین و سوریه رخ داد بحر المیت 395 متر زیر دریاست و ازلحاظ جغرافیایی پست ترین نقطه ی زمین است.

لینک مربوط به دریای مرده در ویکی پدیا 

این آیه در سال 620 میلادی درست 7 سال قبل از شکست بزرگ ایرانیان از رومیان نازل شد روم در آن دوران چنان شکست سختی خورد که امکان نجاتش تقریبا وجود نداشت اما قرآن کریم به پیروزی نهایی رومیان در جنگ نیز اشاره می کند.

چطور پیامبری که امی و درس نخوانده بوده در 1400 سال پیش در بیابان های سوزان عربستان که عرب جاهل بدنبال زنده بگور کردن دخترانشان  و جنگ وغارت وخونریزی  و.. بودند  توانسته انچنین مطالبی  رو بیان کند . که امروزه بشریت با پیشرفت ها و  دستگاه ها و تکنولوژی امروز به این اطلاعات رسیده است (حتی نابغه ترین نوع انسان هم نمیتواند بدون دستگاه های امروزی علم به پایین ترین نقطه زمین داشته باشد و اینطور پیشگویی دقیق کند ) .احتمال آنکه انسانی یا هر گونه منبع مادی توانسته باشد این چنین مطالبی را در 1400سال پیش بگوید صفر است .جز آنکه به منبع غیب متصل باشد. پس چیزی را جز حقانیت  دین مبین اسلام اثبات نمی کند..کمی فکر کن.

یک مسلمان
۱۱ شهریور ۹۲ ، ۱۰:۵۳ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲ نظر

پس از ظهور اسلام، جریان­های متعددی که منافع خود را در خطر می­دیدند دست به مبارزه با این آئین نوپا زدند. مشرکان مکه در رأس این افراد بودند. باید توجه داشت که ظهور اسلام در شهر مکه بود. مکه شهر زیارتی و تجارتی مهمی در شبه جزیره عربستان شمرده می­شد. موقعیت حساس این شهر سبب شده بود که سالانه درآمد قابل توجهی نصیب ساکنان مشرک این دیار شود. مشرکان مکه که با ظهور اسلام تمام منافع مادی و حیاتی خود را در خطر می­دیدند در راه نابودی اسلام از هیچ تلاشی فروگزاری نکردند. آزار و اذیت آنان کار را به جائی رساند که عده­ای از مسلمانان ناگزیر از هجرت به حبشه شدند. پس از چند سال که اذیت و آزار مشرکان به اوج خود رسیده بود پیامبر اسلام به مسلمانان دستور داد که از مکه خارج و به مدینه مهاجرت نمایند. پیامبر اسلام نیز خود به مدینه (که وفاداری خود را از پیش اعلام کرده بود) مهاجرت نمودند.

در مدینه اگر چه از آزار و اذیت کفار خبری نبود اما در این شهر، اسلام از جانب دو گروه مورد تهدید بود:

1- منافقان داخلی: با ورود اسلام به مدینه، عملا اداره این شهر  به دست مسلمانان افتاد و خیلی از ساکنان مشرک این شهر به این دین گرویدند. اما از همان ابتدا عده­ای با هدف رسیدن به مطامع دنیوی به صورت ظاهری اسلام آوردند، ولی در باطن بر همان شرک خود باقی ماندند. افرادی هم­چون عبد الله بن ابی سلول و نعیم بن مسعود و یاران آنان[1] به تدریج به عنوان منافق مطرح شدند و به مثابه ستون پنجم در شهر مدینه دست به توطنه علیه اسلام می­زدند.

2- یهودیان: پیروان آئین یهود بر اساس منابع دینی خود، به طور اجمال می­دانستند که پیامبر آخر الزمان در شهر مدینه و یا اطراف آن ظهور خواهد نمود. لذا برخی از یهود خود را به مدینه رساندند و برخی نیز در اطراف این شهر (مانند خیبر و فدک) مستقر شدند تا به یاری او بشتابند و به او ایمان آورند. یهودیان آن­قدر نسبت به این ظهور ایمان داشتند که ساکنان عرب این شهر یعنی أوس و خزرج را دائماً تهدید می­کردند که در صورت ظهور پیامبر آخر الزمان به او ایمان می­آورند و با علیه اوس و خزرج متحد خواهند شد[2]. ولی با ظهور اسلام و استقرار پیامبر در مدینه، این گروه از همان ابتدا شروع به کار شکنی کردند[3]. قرآن کریم در این زمینه می­فرماید: وَ لَمَّا جاءَهُمْ کِتابٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُصَدِّقٌ لِما مَعَهُمْ وَ کانُوا مِنْ قَبْلُ یَسْتَفْتِحُونَ عَلَى الَّذینَ کَفَرُوا فَلَمَّا جاءَهُمْ ما عَرَفُوا کَفَرُوا بِهِ فَلَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الْکافِرینَ (بقره/89)

در جریان جنگ خندق، یهودیان به عنوان ستون پنجم دشمن در مدینه عمل­کرد نا­مطلوبی از خود به نمایش گذاشتند. بدین ترتیب جمعی از یهودیان بنی النضیر و بنی وائل به مکه رفتند و مشرکان آن سامان را به جنگ با پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله تشویق کردند و به آن­ها وعده دادند که تا نابودی کامل مسلمانان با مشرکان همراه باشند[4]. به تدریج اوج­گیری تحرکات یهود علیه اسلام، منجر به مواجهه نظامی مسلمانان با آنان شد و در نهایت تمامی آن­ها از مدینه خارج شدند. آخرین مواجهه مسلمانان با یهودیان در جنگ خیبر بود که منجر به اخراج آنان از قلعه­های خیبر شد. در طول تاریخ نیز این نگاه منفی همراه با سوء ظن به امت یهود، همواره در میان مسلمانان وجود داشته است.

البته باید توجه داشت که در طول تاریخ، عکس­العمل­هاى یهودیان و مسیحیان و مشرکان درباره مسلمانان، در مقایسه با یک­دیگر، متفاوت بوده است. گاهى یهودیان، دشمنى بیش­ترى از خود آشکار کرده‏اند و گاهى مسیحیان دست به جنگ­هاى سختى با مسلمانان زده‏اند (مانند جنگ­هاى صلیبى). ولى در زمان رسول گرامى اسلام، گروهى که بیش­تر از همه گروه­ها با مسلمانان عداوت و دشمنى داشته‏اند، ملت یهود و گروه مشرکان بوده است و در مقابل آن­ها، مسیحیان عکس­العمل ملایمى از خود نشان داده‏اند.

این حقیقت در آیه شریفه «لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَداوَةً لِلَّذینَ آمَنُوا الْیَهُودَ وَ الَّذینَ أَشْرَکُوا وَ لَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً لِلَّذینَ آمَنُوا» (مائده/82) به خوبى نمایان است. در این آیه خداوند خطاب به پیامبر اسلام مى‏فرماید: یهودیان و مشرکان را در دشمنى با مؤمنان از همه مردم سخت‏تر مى‏یابى ولى نصارى را از نظر دوستى با مؤمنان، نزدیک­ترین مردم مى‏یابى.

در زمان پیامبر اسلام، برخوردی خصمانه علیه مسلمانان نظیر آن­چه را که از یهودیان و مشرکان مشاهده شد از جانب مسیحیان دیده نشد، بلکه بعضى از آنان مانند مسیحیان حبشه و در رأس آنها خود نجاشى و نیز مسیحیان نجران از در صلح و آشتى و ملایمت وارد شدند و حتى بسیارى از آنان اسلام را پذیرفتند. قرآن تصویر روشنی از این فضا را ارائه می­دهد.

بررسی واکنش مسیحیان در برابر اسلام، در زمان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و چگونگی تعامل سازنده آنان با نبی مکرم اسلام صلی الله علیه و آله و به طور کل رفتار شناسی ایمانی آنان در صدر اسلام طبق آن­چه که آیات قرآن آن را منعکس ساخته است، در الگو سازی هم­زیستی مسالمت آمیز پیروان ادیان الهی در عصر حاضر، و گفتگوی دوستانه میان آنان، بسیار مؤثر خواهد بود.

یک مسلمان
۰۶ شهریور ۹۲ ، ۲۲:۴۳ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر
بر اساس آموزه های شیعی، امام(ع) باید داناترین فرد جامعه اسلامی باشد تا بتواند از عهده پاسخ گوئی به همه پرسش ها و چالش های مربوط به اسلام و جامعه اسلامی بر آید. از این رو گستره دانائی او، افزون بر قرآن و سنت، حوزه های دیگری از جمله کتاب های مقدسی مانند تورات، انجیل و زبور را نیز در بر می گیرد.
مناظرات نغز امام رضا(ع) با دو تن از دانشمندان یهودی و مسیحی شاهد گویای این مدعاست. آن حضرت درباره موضوعاتی چون اثبات نبوت پیامبر اسلام(ص)، نقد الوهیت حضرت عیسی(ع) و نفی این همانی اناجیل کنونی و انجیل اصلی به کتاب مقدس خود یهود و مسیحیان استناد کرده است.
در این نوشتار، مناظرات یاد شده، با متن کتاب مقدسِ موجود، تطبیق و مستند سازی شده است. این موضوع که به رغم اهمیت شایان توجه آن، تاکنون به صورت مستقل و تطبیقی بررسی نشده است، می تواند شیوه ها و الگوهای مناسب برای پاسخ گوئی به پرسش ها و چالش های پیش روی اسلام و گفت و گو با پیروان دیگر ادیان و فرق دینی را در اختیار ما قرار دهد.
یک مسلمان
۰۶ شهریور ۹۲ ، ۱۹:۳۲ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

خداوند در سوره ی بقره آیه ی 80 می فرماید:

وَقَالُواْ لَن تَمَسَّنَا النَّارُ إِلاَّ أَیَّاماً مَّعْدُودَةً قُلْ أَتَّخَذْتُمْ عِندَ اللّهِ عَهْدًا فَلَن یُخْلِفَ اللّهُ عَهْدَهُ أَمْ تَقُولُونَ عَلَی اللّهِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ

و [یهودیان] گفتند: هرگز آتش جهنم به ما نخواهد رسید جز روزهائی معدود بگو: آیا شما نزد خدا پیمانی گرفته اید ـ که خدا هرگز از پیمانش تخلّف نمی کند ـ یا چیزی را که نمی دانید به خدا می بندید؟

طبق آیات  انجیل عقیده ی به دوزخ نرفتن یهودیان عقیده ی باطلی است اما در کتاب های یهودیان این عقیده به صراحت ذکر شده است.

با این حال مسیحیان کتاب های یهودیان را هم مقدس وبه دور از تحریف می بینند.

ترجمه Farsi OPV :

7 آنگاه به آن جماعتی که برای تعمید وی بیرون می‌آمدند، گفت: «ای افعی‌زادگان، که شمارا نشان داد که از غضب آینده بگریزید؟ 8 پس ثمرات مناسب توبه بیاورید و در خاطر خود این سخن را راه مدهید که ابراهیم پدر ماست، زیرا به شما می‌گویم خدا قادر است که از این سنگها، فرزندان برای ابراهیم برانگیزاند. 9 و الان نیز تیشه بر ریشه درختان نهاده شده است، پس هر درختی که میوه نیکو نیاورد، بریده و در آتش افکنده می‌شود.» 10 پس مردم از وی سوال نموده گفتند: «چه کنیم؟»

ترجمه Far FLB :

7 بسیاری از مردم، برای غسل تعمید نزد یحیی می‌آمدند. یکبار او به عده‌ای از ایشان گفت: «ای مارهای خوش خط و خال، فکر کردید می‌توانید بدون توبه ء واقعی، از عذاب جهنم بگریزید؟ 8 رفتارتان نشان می‌دهد که واقعاً توبه کرده اید یا نه. این فکر را نیز از سرتان بیرون کنید که چون جدتان ابراهیم است، از غضب خدا در امان خواهید ماند، زیرا خدا می‌تواند از این سنگهای بیابان برای ابراهیم فرزندان بوجود آورد! 9 اکنون تیشه داوری خدا بر ریشه درخت زندگی شما گذاشته شده است. هر درختی که میوه خوب ندهد، بریده و در آتش‌انداخته خواهد شد!» 10 از او پرسیدند: «چه باید بکنیم؟» (انجیل لوقا 3 : 7 – 10)

در اینجا اعتقاد بنی اسرائیل بر اینکه هرگز مجازات نمی شوند در همان قرن نخستین میلادی ذکر شده:
قسمت هایی از تلمود:
ابراهیم، ارواحی را که محکوم به عقوبت کشیدن در جهنم شده اند ، از آن مکان بیرون می آورد و از ایشان پذیرایی می کند. البته غیر از یهودیانی که با زنان غیر یهودی همبستر شده و یا آنکه پوست ختنه گاه خود را کشیده اند تا نامختون به نظر آیند و شناخته نشوند که یهودی هستند.
(عرووین، 19 الف)
یا 
آتش جهنم بر دانشمندان تورات اثری ندارد. درست مانند خون سمندر که چون خود از آتش پدید آمده است، با مالیدن آن روی بدن، آتش به وی آزار نمی رساند. خداوند می فرماید: مگر نه اینکه کلام من مثل آتش است (ارمیا، 29:23)، پس دانشمندان تورات که سراسر وجودشان آتش است، به طریق اولی که آتش جهنم بر آنها کارگر نیست. حتی گناهکاران اسرائیل که علیرغم گناهکاریشان هنوز به اندازۀ دانه های انار پر از نیکوکاری هستند، به طریق اولی که آتش جهنم بر ارواح آنها مسلط نمی شود (حگیگا، 127 الف)
درست مانند قربانگاه زرّین که روکشی از طلا به ضخامت یک دینار داشت و از آتشی که سالهای بسیار روی آن می سوخت، آسیبی نمی دید.
یک مسلمان
۰۵ شهریور ۹۲ ، ۲۱:۴۱ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱ نظر

کشیش فندر در کتاب سنجش حقیقت صفحه 316 مینویسد " خلاصه حضرت محمد آیین خود را با این وسائل ( بلاغت کلام ، شیرینی عبادت،  وعده های دلفریب ، و پس از آن کسب توانایی ، انتقام ، جنگ وقتل و غارت و تطمیع به غنیمت ) در زمان حیات خویش در بلاد منتشر ساخت و پس از وفات محمد خلفا نیز به همان طریق آغاز به انتشار اسلام نمودند و از این رو به ولایات دیگر لشکر کشی کرده به ضرب شمشیر خواستند حقیقت اسلام را مبرهن سازند و مردم را جبرا مطیع قرآن گردانند " و در همان کتاب صفحه 248 به جهاد اسلام حمله نموده و پس از ذکر شش آیه از آیات قرآن درباره جهاد مینویسد " بر حسب مفاد و مضمون شش آیه مذکور که راجع به جهاد و از قرآن ذکر کردیم حضرت محمد مواعظ خود را به ضرب شمشیر تبلیغ مینماید و مردم را از روی عنف و شدت و کراهت ، مومن میگردا ند و به اجبار مردم را به ائین اسلام معتقد و قائل مینماید "   

 پاسخ شبهه

 این اشکال چون با حکم جهاد در اسلام ارتباط دارد ما نخست این مسئله را از نظر اسلام بررسی میکنم و سپس به جواب شبهه میپردازیم الف – جهاد از نظر اسلام : اسلام آئینی است که بنای ان بر پایه فطرت نهاده شده و در بر دارنده اصلاح انسانیت در حیات فردی و اجتماعی است چنانچه در قرآن کریم میفرماید " فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنِیفًا فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا لَا تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِکَ الدِّینُ الْقَیِّمُ وَلَکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لَا یَعْلَمُونَ " (سوره روم آیه 30)

(پس روى خود را متوجّه آیین خالص پروردگار کن! این فطرتى است که خداوند،انسانها را بر آن آفریده؛ دگرگونى در آفرینش الهى نیست؛ این است آیین استوار؛ ولى اکثر مردم نمى‏دانند!)

همچنانکه خدای جهان فطرت انسانی را بر توحید و عوامل سعادت انسانی سرشته است دفاع از انرا نیز حق فطری انسان قرار داده است و قانون جهاد که در اسلام وضع شده دفاع از همین حق فطری و مشروع انسانی است که در آن کمال عدالت و منتهای اعتدال رعایت شده است و ما به نحو اختصار موارد اجرای این قانون را متذکر میشویم

1 – دعوت : قران پیش از هر اقدامی پیامبر و پیروان او را امر میکند که جامعه بشریت اعم از مشرکان و اهل کتاب و دیگران را از طریق استدلال و برهان و اندرز نیکو به راه خدا که طریقه توحید و یکتا پرستی و مودب شدن به آداب و اخلاق انسانی است دعوت کنند و اگر بنا بر مجادله شود به بهترین وجه با آنها مجادله نمایند تا از روی خرد ، انگیزه ، وجدان و فطرت به راه حق و حقیقت بگرایند

در سوره نحل  آیه 125 میفرماید " ادْعُ إِلِى سَبِیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ ......"  (با حکمت و اندرز نیکو، به راه پروردگارت دعوت نما! و با آنها به روشى که نیکوتر است، استدلال و مناظره کن! ......)

و این نخستین راهی است که همه راهنمایان الهی در آغاز کار خود به ان مامور بوده و بدین وسیله هم هدف خود را که ارشاد مردم باشد تعقیب میکردند و هم تهیه نیرو برای مراحلبعدی می نمودند و در این راه چه بسیار اذیت و آزارهایی که از ناحیه مخالفان متوجه آنان میشد و بر ان صبر و تحمل میکردند تا وقتی که مامور به دفاع میشدند

2- دفاع : بهنگامی که مسلمانان دارای لشکرو سازو برگ و قدرت دفاعی شدند قران پیامیر و پیروان او را اذن می دهد که از جان و مال و ناموس خود  دفاع کنند و دست تعرض دشمنان را از حر یم اسلام کوتاه سازند می فرماید " أُذِنَ لِلَّذِینَ یُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللَّهَ عَلَى نَصْرِهِمْ لَقَدِیرٌ" "الَّذِینَ أُخْرِجُوا مِن دِیَارِهِمْ بِغَیْرِ حَقٍّ إِلَّا أَن یَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ .....  (سوره حج آیه39 و40 )

( به کسانى که جنگ بر آنان تحمیل گردیده، اجازه جهاد داده شده است؛ چرا که مورد ستم قرار گرفته‏اند؛ و خدا بر یارى آنها تواناست. همانها که از خانه و شهر خود، به ناحق رانده شدند، جز اینکه مى‏گفتند: «پروردگار ما، خداى یکتاست! ....... )

 

یک مسلمان
۰۳ شهریور ۹۲ ، ۰۸:۱۲ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر
اَلْحَمْدُ لِلَّه الْاَوَّلِ بِلا اَوَّلٍ کانَ قَبْلَهُ، وَالْاخِرِ بِلا اخِرٍ یَکُونُ
بَعْدَهُ، الَّذى قَصُرَتْ عَنْ رُؤْیَتِهِ اَبْصارُ النّاظِرینَ، وَعَجَزَتْ 
عَنْ نَعْتِهِ اَوْهامُ الْواصِفینَ. اِبْتَدَعَ بِقُدْرَتِهِ الْخَلْقَ ابْتِداعاً،
وَاخْتَرَعَهُمْ عَلى‏ مَشِیَّتِهِ اخْتِراعاً، ثُمَّ سَلَکَ بِهِمْ طَریقَ اِرادَتِهِ،
وَ بَعَثَهُمْ فى سَبیلِ مَحَبَّتِهِ، لایَمْلِکُونَ تَأْخیراً عَمَّا قَدَّمَهُمْ 
اِلَیْهِ، وَ لایَسْتَطیعُونَ تَقَدُّماً اِلى‏ ما اَخَّرَهُمْ عَنْهُ، وَجَعَلَ لِکُلِّ 
رُوحٍ مِنْهُمْ قُوتاً مَعْلوماً مَقْسُوماً مِنْ رِزْقِهِ، لایَنْقُصُ مَنْ
زادَهُ ناقِصٌ، وَ لایَزیدُ مَنْ نَقَصَ مِنْهُمْ زائِدٌ، ثُمَّ ضَرَبَ 
لَهُ فِى الْحَیوةِ اَجَلاً مَوْقوُتاً، وَ نَصَبَ لَهُ اَمَداً مَحْدُوداً، 
یک مسلمان
۰۲ شهریور ۹۲ ، ۰۷:۱۴ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

خطبه ی اول نهج البلاغه(بخش دوم):آفرینش آدم


ثُمَّ جَمَعَ سُبْحانَهُ مِنْ حَزْنِ الاَْرْضِ وَ سَهْلِها، وَ عَذْبِها وَ سَبْخِها، تُرْبَةً سَنَّها بِالْماءِ حَتّى خَلَصَتْ، وَلاطَها بِالْبِلَّةِ حَتّى لَزُبَتْ، فَجَبَلَ مِنْها صُورَةً ذاتَ اَحْناء وَ وُصُول، وَ اَعْضاء وَ فُصُول. اَجْمَدها حَتَّى اسْتَمْسَکَتْ، وَ اَصْلَدَها حَتّى صَلْصَلَتْ، لِوَقْت مَعْدُود، وَ اَجَل مَعْلُوم. ثُمَّ نَفَخَ فیها مِنْ رُوحِهِ فَمَثُلَتْ اِنْساناً ذا اَذْهان یُجیلُها، وَ فِکَر یَتَصَرَّفُ بِها، وَ جَوارِحَ یَخْتَدِمُها، وَ اَدَوات یُقَلِّبُها، وَ مَعْرِفَة یَفْرُقُ بِها بَیْنَ الْحَقِّ وَالْباطِلِ وَ الاَْذْواقِ وَالْمَشامِّ وَالاَْلْوانِ وَ الاَْجْناسِ، مَعْجُوناً بِطینَةِ الاَْلْوانِ الْمُخْتَلِفَةِ، وَ الاَْشْباهِ الْمُؤْتَلِفَةِ، وَ الاَْضْدادِ الْمُتَعادِیَةِ، و الاَْخْلاطِ الْمُتَبایِنَةِ، مِنَ الْحَرِّ وَ الْبَرْدِ، وَ الْبِلَّةِ وَ الْجُمُودِ، وَ الْمَساءَةِ وَ السُّرُورِ. وَ اسْتَأْدَى اللّهُ سُبْحانَهُ الْمَلائِکَةَ وَدیعَتَهُ لَدَیْهِمْ، وَ عَهْدَ وَصِیَّتِهِ اِلَیْهِمْ فِى الاِْذْعانِ بِالسُّجُودِ لَهُ، وَ الْخُشُوعِ لِتَکْرِمَتِهِ، فَقالَ سُبْحانَهُ: «اسْجُدُوا لاِدَمَ. فَسَجَدُوا اِلاّ اِبْلیسَ» اعْتَرَتْهُ الْحَمِیَّةُ، وَ غَلَبَتْ عَلَیْهِ الشِّقْوةُ، وَ تَعَزَّزَ بِخِلْقَةِ النّارِ، وَ اسْتَهْوَنَ خَلْقَ الصَّلْصالِ. فَاَعْطاهُ اللّهُ النَّظِرَةَ اسْتِحْقاقاً لِلسُّخْطَةِ، وَ اسْتِتْماماً لِلْبَلِیَّةِ، وَ اِنْجازاً لِلْعِدَةِ، فَقالَ: «اِنَّکَ مِنَ الْمُنْظَرینَ اِلى یَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ». ثُمَّ اَسْکَنَ سُبْحانَهُ آدَمَ داراً اَرْغَدَ فیها عیشَتَهُ، وَ آمَنَ فیها مَحَلَّتَهُ، وَ حَذَّرَهُ اِبْلیسَ وَ عَداوَتَهُ. فَاغْتَرَّهُ عَدُوُّهُ نَفاسَةً عَلَیْهِ بِدارِ الْمُقامِ وَ مُرافَقَةِ الاَْبْرارِ. فَبَاعَ الْیَقینَ بِشَکِّهِ، وَالْعَزیمَةَ بِوَهْنِهِ، وَ اسْتَبْدَلَ بِالْجَذَلِ وَجَلاً، وَ بِالاْغتِرارِ نَدَماً. ثُمَّ بَسَطَ اللّهُ سُبْحانَهُ لَهُ فى تَوْبَتِهِ، وَ لَقّاهُ کَلِمَةَ رَحْمَتِهِ، وَ وَعَدَهُ الْمَرَدَّ اِلى جَنَّتِهِ، فَاَهْبَطَهُ اِلى دَارِ الْبَلِیَّةِ، وَ تَناسُلِ الذُّرِّیَّـةِ. 


سپس خداوند سبحان از قسمت هاى سخت و نرم و شیرین و شور زمین خاکى را جمع کرد

و بر آن آب پاشید تا پاک و خالص شد، آن گاه آن مادّه خالص را با رطوبت آب به صورت گل چسبنده درآورد،
سپس از آن گِل صورتى پدید کرد داراى جوانب گوناگون و پیوستگى ها، و اعضاى مختلفه و گسیختگى ها.
آن صورت را خشکاند تا خود را گرفت، و محکم و نرم ساخت تا خشک و سفالین شد،
و او را تا زمان معین و وقت مقرر به حال خود گذاشت. سپس از دَم خود بر آن ماده شکل گرفته دمید
تا به صورت انسانى زنده درآمد داراى اذهان وافکارى که درجهت نظام حیاتش به کار گیرد، واعضایى

که به خدمت گیرد، و ابزارى که زندگى را بچرخاند، و معرفتش داد تا بین حق و باطل تمیز دهد
و مزه ها و بوها و رنگها و جنسهاى گوناگون را از هم بازشناسد، در حالى که این موجود معجونى بود
از طینت رنگهاى مختلف، و همسانهایى نظیر هم، و اضدادى مخالف هم، و اخلاطى
متفاوت با هم، از گرمى و سردى و رطوبت و خشکى و ناخوشى
و خوشى. از فرشتگان خواست به اداى امانتى که نزد آنان داشت، و وفا به عهدى
که به آنان سفارش کرده بود در انجام سجده بر آدم و فروتنى براى اکرام به او اقدام نمایند،

در آنوقت به فرشتگان گفت: «بر آدم سجده کنید. همگان سجده کردند جز ابلیس» که غرور و تکبر او را گرفت،
و بدبختى بر او چیره شد، و به آفریده شدنش از آتشْ احساس عزت و برترى نمود، و بهوجود آمده از خاک
خشکیده را پست و بى مقدار شمرد. خداوند هم او را براى مستحق شدنش به خشم حق، و به کمال رساندن
آزمایش و به انجام رسیدن وعده اش مهلت داد، به او گفت: «تو از کسانى هستنى که تا وقت معین مهلت
در اختیار آنان است». آن گاه آدم را در سرایى که عیشش بى زحمت در اختیار بود ساکن کرد،
و جایگاهش را به امنیت آراست، و او را از ابلیس و دشمنى او ترساند. اما دشمنش به جایگاه زیباى او

و همنشینى اش با نیکان رشک برد و او را بفریفت. آدم (به وسوسه دشمن) یقین را به تردید، و عزم محکم را به
دو دلى، و شادى را به ترس جابجا کرد، و ندامت را به خاطر فریب خوردن به جان خرید. آن گاه خداوند سبحان
درِ توبه را به رویش گشود، و کلمه رحمت را به او تلقین کرد، و بازگشت به بهشت را به او وعده داد،
سپس او را به این دنیا که محل آزمایش و ازدیاد نسل است فرود آورد.


ادامه ی این خطبه را اگر خدا بخواهد بزودی در وبلاگ قرار خواهیم داد...


مطالب مرتبط:

خطبه ی اول نهج البلاغه(بخش اول): آغاز دین شناخت اوست، و کمال شناختش باور کردن او

یک مسلمان
۰۱ شهریور ۹۲ ، ۱۱:۴۲ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱ نظر

مگر حضرت محمّد نفرموده است که محبوبترین چیزها نزد من زنان هستند؟ آیا این نشان شهوترانی آن حضرت نیست؟

برخی از این روایت پیامبر(ص) که فرمود: من از دنیای شما سه چیز را دوست دارم، بوی خوش، زنان و نماز که نور چشم من است، نتیجه گرفته اند که ازدواج های پیامبر(ص) در سنین آخر زندگی، جنبه شهوانی داشت، در حالی که این برداشت و تحلیل، با شواهد تاریخی همسو نیست، بلکه وضع اجتماعی ـ فرهنگی شبه جزیره عربی به گونه ای بود که زن را خوار و بی ارزش می پنداشتند، و علاقه ای به دختر نداشتند و هرگاه از تولد دختری خبردار می شدند، به سوی زنده به گوری دختران گام بر می داشتند. (سوره احزاب، آیه37) نسل دختری خویش را قبول نداشتند و ...، آن حضرت در برابر این همه ظلم و ستم به زنان، به مبارزه برخاست، زنده به گوری دختران را گناهی بزرگ و نابخشودنی بر شمرد، به زنان ارزش و احترام داد و در پیشگاه خداوند معیار تقرب و برتری را تقوا قرار داد، نه جنسیت، و کوشید تا با طرق ممکن آن وضع ناشایسته را برطرف نماید. آن حضرت در همین مسیر تبعیض زدایی و شخصیت دادن به زنان می فرماید که من زنان را دوست دارم و این دوستی را در کنار دوستی و علاقه به نماز قرار می دهد.بنابراین نباید این دوستی را با شهوت گرایی و زنباره بودن خلط نمود.

  افزون بر این، رسول گرامی اسلام (ص) خواسته است که با این روایت و روایات مشابه به مسلمانان بقبولاند که آیین اسلام با رهبانیت و ترک زنان همسو نیست، بلکه یک مسلمان، هم باید ازدواج کند و از بوی خوش استفاده کند و هم به عبادت خداوند بپردازد و نماز بخواند.
در گزارش های تاریخ اسلام آمده است که چند نفر از اصحاب به منظور تزکیه نفس و و جلب رضای خداوند، آمیزش با زنان را برخود حرام نمودند، ام سلمه همسر پیامبر(ص) از تصمیم آنان با خبر شد و جریان را به اطلاع پیامبر (ص) رسانید، حضرت به میان اصحابش رفت و فرمود: «اترغبون عن النساء انی اتی الناس و آکل بالنهار و انام باللیل فمن رغب عن سنتی فلیس منی»؛ آیا زنان خود را ترک گفته اید و از آنان اعراض کرده اید؟ من نزد زنان می روم، روز غذا می خورم و شب را می خوابم و هر کس از سنت من روی گرداند، از من نیست. (الابطال، ص108، به نقل از همسران پیامبر(ص)، ص81)
کوتاه سخن این که روایات مربوط به محبت زنان را می توان با دو هدف ترک رهبانیت و طرد فرهنگ جاهلی تفسیر نمود.

یک مسلمان
۳۱ مرداد ۹۲ ، ۲۱:۴۵ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰ نظر

الف. نگرشی کوتاه به فرهنگ ازدواج شبه جزیرۀ عربی در عصر رسول خدا (ص)

در زمان پیامبر (ص) فرهنگ ازدواج مردم آن سرزمین، ویژگی های خاصی داشت که در ضمن چند نکته بیان می شود:
• چادرنشینی، وضع اقتصادی بسیار بد و اسفناک، محرومیت از امکانات طبیعی از یک سو و تمرکز ثروت منطقه در دست برخی از سران مشرک مکه و طائف، و نیز یهودیان مدینه و اطراف آن، وضع را بر مردم آن سامان بسیار مشکل کرده بود.
• قتل، غارت، جنگ و خون ریزی در آن محیط امری معمول و متداول بود.
• آنان به دلیل فقر مادی و دست و پاگیری دختران در محیطی که همیشه آتش جنگ برافروخته بود و نیز به جهت اسیر شدن آنان به دست دشمنان در جنگ، و به فحشا کشیده شدن و دست بدست شدن، به دختر علاقه ای نداشتند و برخی نیز آن ها را زنده به گور می کردند.
• با وجود وضعیت ناگوار اقتصادی، گزینش همسر نوعی کمک به خانوادة دختر و یا زن محسوب می شد. به همین دلیل، مشرکان قریش، در مسیر مبارزة اقتصادی پیامبر(ص)، شوهران دختران آن حضرت را تشویق می کردند که همسران خود را طلاق دهند و آنان را به خانة پیامبر(ص) بفرستد تا به این وسیله، مشکل اقتصادی پیامبر (ص) بیشتر شود.
آنان به «ابوالعاص» خواهرزادة خدیجه، و «عتبه بن ابی لهب» مراجعه کردند و از آن ها خواستند که همسران خود را طلاق دختران آن حضرت، بر او مشکل درست کنند. زنان خود را طلاق دهند تا دختران پیامبر(ص) به خانه پدری بروند و نفقه آنان برگردن پیامبر(ص) بیفتد. «ابوالعاص» همسر «زینب» این خواست آنان را نپذیرفت، ولی «عتبة بن ابی لهب» با این شرط که دختر «سعید بن عاص» را به عقد وی درآورند، پذیرفت. «رقیه» دختر رسول خدا (ص) را طلاق داد تا مشکلی بر مشکلات پیامبر(ص) بیفزاید.
• در این محیط محدودیت سنی برای ازدواج وجود نداشت. چه بسا مردی بزرگسال بادختری که به مراتب از وی کوچک تر بود، ازدواج می کرد.
• در این محیط، زن بیوه اگر شوهر نمی کرد، زشت تلقی می شد، به مجرد آن که شوهرش می مرد یا از وی طلاق می گرفت و عدة وفات یا طلاقش سپری می شد، شوهری دیگر انتخاب می کرد؛ همانند اسماء بنت عمیس که اول همسر جعفربن ابی طالب و بعد از شهادت وی همسر ابوبکر و پس از درگذشت وی، به همسری علی بن ابیطالب (ع) درآمد.
• ازدواج مهم ترین عامل وحدت و پیوند بین قبایل به شمار می آمد. با پیوند ازدواج بسیاری از درگیری ها فروکش می کرد.

یک مسلمان
۳۱ مرداد ۹۲ ، ۲۱:۴۲ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰ نظر