گفتگوی دینی با مسیحیان

پس بندگان من را مژده بده،آن هایی که تمام سخنان را می شنوند و بهترین آن ها را بر می گزینند. قرآن کریم

گفتگوی دینی با مسیحیان

پس بندگان من را مژده بده،آن هایی که تمام سخنان را می شنوند و بهترین آن ها را بر می گزینند. قرآن کریم

گفتگوی دینی با مسیحیان

بسم الله الرحمن الرحیم
این بلاگ جهت گفتگوی آرام بین مسیحیت و اسلام و ایجاد یک فضای گفتگوی دینی بین ادیان مختلف ایجاد گردیده است.
نظرات بازدیدکنندگان پس از تایید به نمایش گذاشته می شوند.
لازم به ذکر است نظراتی که حاوی مطالب توهین آمیز به ادیان مختلف باشند تاییدنخواهند شد.
توجه:هدف این گفتگوها به هیچ وجه ایجاد اختلاف و نزاع نیست زیرا که ما باور داریم ادیان ابراهیمی (یهودیت،مسیحیت واسلام) همه یک سرچشمه ی واحد دارند و پیروان این ادیان نیز با هم برادرند.

قُلْ یَا أَهْلَ الْکِتَابِ تَعَالَوْاْ إِلَى کَلَمَةٍ سَوَاء بَیْنَنَا وَبَیْنَکُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللّهَ وَلاَ نُشْرِکَ بِهِ شَیْئًا وَلاَ یَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضاً أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللّهِ فَإِن تَوَلَّوْاْ فَقُولُواْ اشْهَدُواْ بِأَنَّا مُسْلِمُونَ

بگو: اى اهل کتاب بیایید به سوى سخنى که میان ما و شما یکسان است: این که جز خداى یکتا را نپرستیم و چیزى را با او شریک نسازیم و برخى از ما برخى را به جاى خداى یکتا به خدایى نگیرد. پس اگر پشت کنند و برگردند بگویید: گواه باشید که ما مسلمانیم- تسلیم خداییم-.

پربیننده ترین مطالب
آخرین نظرات
  • ۳ شهریور ۹۷، ۱۶:۳۹ - ابوالفضل خوب بود
پیوندهای روزانه

۲۲ مطلب در مرداد ۱۳۹۲ ثبت شده است

1ـ کشتار فجیع حضرت موسی:

«و خداوند مرا گفت: اینک به تسلیم نمودن سیحون و زمین او به دست تو شروع کردم پس بنا به تصرف آن بنما تا زمین او را مالک شوی...... و تمام شهرهای او را در آنوقت گرفته مردان و زنان و اطفال هر شهر را هلاک کردیم که یکی را باقی نگذاشتیم» تثنیه 2:‌31 ـ 34.

آیا می‌توان قبول کرد که آن جناب به چنین کشتار فجیعی دست زده باشد، بهتر است علت حملۀ موسی را به سرزمین ملک سیحون بدانید. موسی می‌خواست از سرزمین این پادشاه و از میان کشور او عبور کند اما سیحون اجازۀ این کار را به موسی نداد (تثنیه 2: ‌‌26 ـ 30)

و موسی در مقابل این کار اقدام به کشتن تمام اهالی آن کشور نمود و حتی به زن و بچه‌ها رحم نکرد در تاریخ سلاطین خونخوار تاریخ نیز نمی‌توان مشابه چنین قتل عامی را یافت که تمام شهرها را با زنان و بچه‌ها ( آنهم فقط به خاطر آنکه اجازۀ گذشتن از کشورشان داده نشده ) از دم شمشیر بگذرانند .

یک مسلمان
۳۱ مرداد ۹۲ ، ۲۲:۰۳ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱ نظر

یکی از طعنهایی که مبشرین مسیحی بر قران وارد میکنند بحث زن در قرآن است و با تفاسیر اشتباه از برخی از آیات قران در صدد تاثیر گذاری بر مخاطبین بر می ایند گرچه شبهاتی که مطرح می­کنند جواب­های مستدل و منطقی دارد و ما درصدد پاسخ گویی به آن نیستیم اما حقوق زن در کتاب مقدس ناموجه است و زن در کتاب مقدس از حقوق کافی برخوردار نیست و جالب اینجاست همین اشکالی که بر کتاب مقدس وارد است را بر قرآن وارد می­کنند ضرب المثل معروفی وجود دارد که هر کس خانه امن، شیشه­ای است، نباید به دیگران سنگ اندازی کند. برای بررسی این موضوع به بررسی اجمالی ای از حقوق زن در کتاب مقدس میپردازیم 

برتری بی چون و چرای مرد بر زن

« اما می خواهم شما بدانید که سر هر مرد مسیح است وسر زن مرد» (رساله ی پولس رسول به قرنتیان 11 : 3 )
مرد جلال خداست و زن جلال مرد !
« زیرا که مرد را نباید سر خود را بپوشد چونکه او صورت و جلال خداست اما زن جلال مرد است !» (رساله ی پولس به قرنتیان 11 : 7)
برتری مردان بر زنان ، همچون برتری مسیح بر کلیسا
« شوهر سر زن است چنانکه مسیح نیز سر کلیسا» (افسسیان 5 :۲۳)
زن باید مطیع مرد باشد همانگونه که ما مطیع خدا هستیم !
«ای زنانشوهران خود را اطاعت کنید چنانکه خداوند را » !!! (افسسیان 5 : 22)
« همچنانکه کلیسا مطیع مسیحاست همچنین زنان نیز شوهران خود را در هر امری باشند» (افسسیان 5 : 24 )
زن یکبار فریب خوردپس دیگر ساکت باشد و تعلیم ندهد :
« و زن را اجازت نمی دهم که تعلیم دهد......بلکه در سکوت بماند زیرا که آدم اول ساخته شد و بعد حو‌ّا و آدم فریب نخورد بلکه زن فریب خورد »

نتیجه اینکه به دو دلیل زن حق تعلیم ندارد : 1 - دوم ساخته شد 2او بود که فریب خورد
حکومت مرد بر زن ، مجازاتی خدایی برای زنان

وقتی در ابتدای پیدایش انسان آدم و حوا گنا کردند خداوند برای هر یک جریمه ای مقرر کرد
« و به زن گفت: درد و حمل تو را بسیار افزون گردانم با درد ، فرزندان خواهی زایید و اشتیاق تو به شوهرت خواهد بود واو بر تو حکمرانی خواهد کرد » (سفر پیدایش باب 3)
زنان برای مردان آفریده شدند !
« و نیز مرد بجهت زن آفریده نشد بلکه زن برای مرد » (قرنتیان 11 : 9)
رستگاری زن در گروی زاییدن !
« آدم فریب نخورد بلکه زن فریب خورده اما بهزاییدن رستگار خواهد شد«
فروختن دختر به عنوان کنیز !

یک مسلمان
۳۱ مرداد ۹۲ ، ۲۲:۰۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۶ نظر

بدون شک آنچه امروز در دست یهود و نصارى به نام تورات و انجیل است کتابهاى نازل شده بر پیامبران بزرگ خدا یعنى موسى و مسیح نیست، بلکه مجموعه اى است از کتبى که به وسیله یاران آنها یا افرادى که بعد از آنها پا به عرصه وجود گذاشتند تالیف یافته، یک مطالعه اجمالى در این کتابها گواه زنده این مدعا است، خود مسیحیان و یهود نیز ادعایى جز این ندارند. ولى با این حال شک نیست که قسمتى از تعلیمات موسى و عیسى و محتواى کتب آسمانى آنها در ضمن گفته هاى پیروانشان به این کتابها انتقال یافته است، به همین دلیل نمى توان همه آنچه را در عهد قدیم (تورات و کتابهاى وابسته به آن) و عهد جدید (انجیل و کتب وابسته به آن) آمده است پذیرفت، و نه همه آن قابل انکار است، بلکه مخلوطى است از تعلیمات این دو پیامبر بزرگ، با افکار و اندیشه هاى دیگران.

به هر حال در کتابهاى موجود تعبیرات فراوانى که بشارت به ظهور بزرگى که نشانه هاى آن جز بر اسلام و آورنده آن تطبیق نمى کند دیده مى شود. قابل توجه اینکه: غیر از پیشگوییهایى که در این کتب دیده مى شود، و بر شخص پیامبر اسلام ص صدق مى کند، در سه مورد از انجیل" یوحنا" روى کلمه ی " فارقلیط" تکیه شده است که در ترجمه هاى فارسى، به" تسلى دهنده" ترجمه شده است، اکنون به متن انجیل یوحنا توجه کنید: " و من از پدر خواهم خواست و او " تسلى دهنده" دیگر به شما خواهد داد که تا به ابد با شما خواهد ماند". و در باب بعد آمده: " و چون آن " تسلى دهنده" بیاید که من از جانب پدر به شما خواهم فرستاد، یعنى روح راستى که از طرف پدر مى آید او در باره من شهادت خواهد داد".

و در باب بعد نیز مى خوانیم: " لیکن به شما راست مى گویم که شما را مفید است که من بروم که اگر من نروم، آن " تسلى دهنده" به نزد شما نخواهد آمد، اما اگر بروم او را به نزد شما خواهم فرستاد"! مهم این است که در متن سریانى اناجیل که از اصل یونانى گرفته شده به جاى تسلى دهنده " پارقلیطا" آمده، و در متن یونانى" پیرکلتوس" آمده که از نظر فرهنگ یونانى به معنى " شخص مورد ستایش" است معادل " محمد، احمد".

ولى هنگامى که ارباب کلیسا دیدند انتشار چنین ترجمه اى به تشکیلات آنها ضربه شدیدى وارد مى کند، بجاى" پیرکلتوس"،" پاراکلتوس" نوشتند!، که به معنى" تسلى دهنده" است، و با این تحریف آشکار، این سند زنده را دگرگون ساختند، هر چند با وجود این تحریف، نیز بشارت روشنى از یک ظهور بزرگ در آینده است.

در اینجا شما را به ترجمه مطلبى که در دائرة المعارف بزرگ فرانسه، در این باره آمده است جلب مى کنیم: " محمد مؤسس دین اسلام و فرستاده خدا و خاتم پیامبران است، کلمه" محمد" به معنى بسیار حمد شده است، و از ریشه ی " حمد" که به معنى تجلیل و تمجید است مشتق گردیده، و بر اثر تصادف عجیب، نام دیگرى که آن هم از ریشه ی " حمد" است و مرادف لفظ محمد مى باشد، یعنى" احمد" ذکر شده که احتمال قوى مى رود، مسیحیان عربستان، آن لفظ را به جاى" فارقلیط" به کار مى بردند، احمد یعنى بسیار ستوده شده و بسیار مجلل، ترجمه لفظ " پیرکلتوس" است که اشتباها لفظ " پاراکلتوس" را جاى آن گذاردند، به این ترتیب نویسندگان مذهبى مسلمان مکرر گوشزد کرده اند که مراد از این لفظ بشارت ظهور پیامبر اسلام است، قرآن مجید نیز آشکار در آیه شگفت انگیز سوره صف به این موضوع اشاره مى کند.
" (" وَ إِذْ قَالَ عِیسىَ ابْنُ مَرْیمَ َ یَبَنىِ إِسْرَ ءِیلَ إِنىّ ِ رَسُولُ اللَّهِ إِلَیْکمُ مُّصَدِّقًا لِّمَا بَینْ َ یَدَىَّ مِنَ التَّوْرَئةِ وَ مُبَشِّرَا بِرَسُولٍ یَأْتىِ مِن بَعْدِى اسمُْهُ أَحْمَدُ؛ 
و هنگامى که عیسى پسر مریم گفت: اى فرزندان اسرائیل! بى تردید من فرستاده ى خدا به سوى شمایم، در حالى که آنچه را پیش از من آمده که تورات است تصدیق مى کنم و به رسولى که پس از من مى آید و نامش احمد است بشارت مى دهم." سوره ى صف آیه ى 6 ).
کوتاه سخن اینکه معنى" فارقلیطا" روح القدس یا تسلى دهنده نیست، بلکه مفهومى معادل " احمد" دارد

یک مسلمان
۳۱ مرداد ۹۲ ، ۲۱:۵۵ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

مگر حضرت محمّد نفرموده است که محبوبترین چیزها نزد من زنان هستند؟ آیا این نشان شهوترانی آن حضرت نیست؟

برخی از این روایت پیامبر(ص) که فرمود: من از دنیای شما سه چیز را دوست دارم، بوی خوش، زنان و نماز که نور چشم من است، نتیجه گرفته اند که ازدواج های پیامبر(ص) در سنین آخر زندگی، جنبه شهوانی داشت، در حالی که این برداشت و تحلیل، با شواهد تاریخی همسو نیست، بلکه وضع اجتماعی ـ فرهنگی شبه جزیره عربی به گونه ای بود که زن را خوار و بی ارزش می پنداشتند، و علاقه ای به دختر نداشتند و هرگاه از تولد دختری خبردار می شدند، به سوی زنده به گوری دختران گام بر می داشتند. (سوره احزاب، آیه37) نسل دختری خویش را قبول نداشتند و ...، آن حضرت در برابر این همه ظلم و ستم به زنان، به مبارزه برخاست، زنده به گوری دختران را گناهی بزرگ و نابخشودنی بر شمرد، به زنان ارزش و احترام داد و در پیشگاه خداوند معیار تقرب و برتری را تقوا قرار داد، نه جنسیت، و کوشید تا با طرق ممکن آن وضع ناشایسته را برطرف نماید. آن حضرت در همین مسیر تبعیض زدایی و شخصیت دادن به زنان می فرماید که من زنان را دوست دارم و این دوستی را در کنار دوستی و علاقه به نماز قرار می دهد.بنابراین نباید این دوستی را با شهوت گرایی و زنباره بودن خلط نمود.

  افزون بر این، رسول گرامی اسلام (ص) خواسته است که با این روایت و روایات مشابه به مسلمانان بقبولاند که آیین اسلام با رهبانیت و ترک زنان همسو نیست، بلکه یک مسلمان، هم باید ازدواج کند و از بوی خوش استفاده کند و هم به عبادت خداوند بپردازد و نماز بخواند.
در گزارش های تاریخ اسلام آمده است که چند نفر از اصحاب به منظور تزکیه نفس و و جلب رضای خداوند، آمیزش با زنان را برخود حرام نمودند، ام سلمه همسر پیامبر(ص) از تصمیم آنان با خبر شد و جریان را به اطلاع پیامبر (ص) رسانید، حضرت به میان اصحابش رفت و فرمود: «اترغبون عن النساء انی اتی الناس و آکل بالنهار و انام باللیل فمن رغب عن سنتی فلیس منی»؛ آیا زنان خود را ترک گفته اید و از آنان اعراض کرده اید؟ من نزد زنان می روم، روز غذا می خورم و شب را می خوابم و هر کس از سنت من روی گرداند، از من نیست. (الابطال، ص108، به نقل از همسران پیامبر(ص)، ص81)
کوتاه سخن این که روایات مربوط به محبت زنان را می توان با دو هدف ترک رهبانیت و طرد فرهنگ جاهلی تفسیر نمود.

یک مسلمان
۳۱ مرداد ۹۲ ، ۲۱:۴۵ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰ نظر

الف. نگرشی کوتاه به فرهنگ ازدواج شبه جزیرۀ عربی در عصر رسول خدا (ص)

در زمان پیامبر (ص) فرهنگ ازدواج مردم آن سرزمین، ویژگی های خاصی داشت که در ضمن چند نکته بیان می شود:
• چادرنشینی، وضع اقتصادی بسیار بد و اسفناک، محرومیت از امکانات طبیعی از یک سو و تمرکز ثروت منطقه در دست برخی از سران مشرک مکه و طائف، و نیز یهودیان مدینه و اطراف آن، وضع را بر مردم آن سامان بسیار مشکل کرده بود.
• قتل، غارت، جنگ و خون ریزی در آن محیط امری معمول و متداول بود.
• آنان به دلیل فقر مادی و دست و پاگیری دختران در محیطی که همیشه آتش جنگ برافروخته بود و نیز به جهت اسیر شدن آنان به دست دشمنان در جنگ، و به فحشا کشیده شدن و دست بدست شدن، به دختر علاقه ای نداشتند و برخی نیز آن ها را زنده به گور می کردند.
• با وجود وضعیت ناگوار اقتصادی، گزینش همسر نوعی کمک به خانوادة دختر و یا زن محسوب می شد. به همین دلیل، مشرکان قریش، در مسیر مبارزة اقتصادی پیامبر(ص)، شوهران دختران آن حضرت را تشویق می کردند که همسران خود را طلاق دهند و آنان را به خانة پیامبر(ص) بفرستد تا به این وسیله، مشکل اقتصادی پیامبر (ص) بیشتر شود.
آنان به «ابوالعاص» خواهرزادة خدیجه، و «عتبه بن ابی لهب» مراجعه کردند و از آن ها خواستند که همسران خود را طلاق دختران آن حضرت، بر او مشکل درست کنند. زنان خود را طلاق دهند تا دختران پیامبر(ص) به خانه پدری بروند و نفقه آنان برگردن پیامبر(ص) بیفتد. «ابوالعاص» همسر «زینب» این خواست آنان را نپذیرفت، ولی «عتبة بن ابی لهب» با این شرط که دختر «سعید بن عاص» را به عقد وی درآورند، پذیرفت. «رقیه» دختر رسول خدا (ص) را طلاق داد تا مشکلی بر مشکلات پیامبر(ص) بیفزاید.
• در این محیط محدودیت سنی برای ازدواج وجود نداشت. چه بسا مردی بزرگسال بادختری که به مراتب از وی کوچک تر بود، ازدواج می کرد.
• در این محیط، زن بیوه اگر شوهر نمی کرد، زشت تلقی می شد، به مجرد آن که شوهرش می مرد یا از وی طلاق می گرفت و عدة وفات یا طلاقش سپری می شد، شوهری دیگر انتخاب می کرد؛ همانند اسماء بنت عمیس که اول همسر جعفربن ابی طالب و بعد از شهادت وی همسر ابوبکر و پس از درگذشت وی، به همسری علی بن ابیطالب (ع) درآمد.
• ازدواج مهم ترین عامل وحدت و پیوند بین قبایل به شمار می آمد. با پیوند ازدواج بسیاری از درگیری ها فروکش می کرد.

یک مسلمان
۳۱ مرداد ۹۲ ، ۲۱:۴۲ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰ نظر

عیسی برای بنی اسرائیل فرستاده شد در حالی که مسیحیان امروزی مدعی هستند که رسالت حضرت عیسی جهانی بود. در مواضع زیادی در انجیل از عیسی علیه سلام اقوالی نقل شده است که دلالت قطعی دارد به این که رسالت عیسی علیه سلام مخصوص بنی اسرائیل بوده است، مثلاً: انجیل متی نقل می‌کند که عیسی علیه سلام در جواب زنی که در پی طلب شفا برای دخترش بود، چنین گفت: «من فقط برای گوسفندان گمشدۀ خاندان اسرائیل فرستاده شده‌ام». (متی، فصل 15، فقره 24).

و در همین انجیل توصیه عیسی علیه سلام به شاگردانش چنین نقل شده است: «از سرزمین‌های غیر یهود عبور نکنید، و به هیچ یک از شهرهای سامریان داخل نشوید، بلکه نزد گوسفندان گمشدۀ خاندان اسرائیل بروید» (متی، فصل 10، فقره 5).

این دو عبارت به صراحت بیان دارندۀ این مطلب اند که رسالت عیسی علیه سلام ویژۀ بنی اسرائیل بوده است و بس؛ و چنانچه قرآن کریم نیز برین مطلب مهر تثبیت نهاده فرموده است: ﴿وَ رَسُولاً إِلى‏ بَنی‏ إِسْرائیلَ أَنِّی قَدْ جِئْتُکُمْ بِآیَةٍ مِنْ رَبِّکُمْ... ﴾ (آل عمران: 49). یعنی: «ما مسیح را به صفت پیامبر تنها به سوی بنی اسرائیل فرستادیم».

این پولس بود که مأموریت عیسی را جهانی اعلام کرد و آموزه‌هایی در دین مسیح وارد کرد که عیسی خلاف آن را گفته بود. او مبدع مسیحیت کنونی است. آموزه‌های او با کلیسای اورشلیم خیلی متفاوت و متناقض بود. او تبلیغ مسیحیت را بین غیر یهودیان آغاز کرد و آموزه‌هایی متناسب با عقاید آنها ایجاد کرد. مسیحیان اولیه بر شریعت موسی و معبد اورشلیم تاکید داشتند برخلاف آنچه پولس تبلیغ می‌کرد.

یک مسلمان
۳۱ مرداد ۹۲ ، ۲۱:۳۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

دچار سینه تنگی و خـفـقـان شدن با افـزایش ارتفاع

«به این ترتیب وقـتـی خـدا بخـواهـد کسی را راه ببرد سـیـنه وی را برای اسلام باز می کند، و هر که را بخواهد بحال خود رها کند سینه وی را تنگِ خفه کننده می کند، چنانکه گوئی که دارد در جو بالا و بالاتر میرود. به این ترتیب خدا بر کسانیکه ایمان نمی آورند زشتی و پلیدی زننده می گذارد».

نکـتـه آیه: کسیکه در جو بالا و بالاتر برود دچـار احساس سـیـنـه تـنـگـی خـفــقـان آور می شود:

آیه وضعیت کسیکه اسلام را خوش نمی دارد، وضعیت وی در بـرخورد با اسلام را به وضعیت کسی تشبیه میکند که رفته رفته در جو بالا و بالاتر می رود و دچار سینه تنگی خفه کننده می شود.

در سوره جن آمده: و من یعرض عن ذکر ربه یسلکه عذاباصعدا (2)

و هر که از یاد پروردگار خود روى گرداند،او را در عقوبت دشوارى درمى‏آورد».
در سوره مدثر نیز آمده: سارهقه صعودا (3) ،او را به سخت‏ترین عقوبتى‏دچار مى‏سازم‏». 

از این رو معناى‏«کانما یصعد فی السماء»چنین مى‏شود:او مانند کسى است که درلایه‏هاى مرتفع جو،دچار تنگى نفس و سختى و دشوارى فراوان گشته است.درواقع کسى که خدا را از یاد برده-در زندگى-مانند کسى است که در لایه‏هاى بالایى‏جو قرار دارد و دست‏خوش درد و رنج و سختى تنفس است.لذا از این تعبیر(اعجازگونه)به خوبى به دست مى‏آید که اگر کسى در لایه‏هاى فوقانى جو فاقد وسیله‏حفاظتى باشد،دچار چنین دشوارى و تنگى نفس مى‏گردد. این جز با اکتشافات‏علمى روز قابل فهم نیست،که در آن روزگار براى بشریت پوشیده بوده است.


منابع:
1.انعام 6:125. 
2.جن 72:17. 
3.مدثر 74:17. 
4.ر.ک:تاریخ علوم‏«پى یر روسو»ترجمه حسن صفارى،ص 256. 
5.ر.ک:بصائر جغرافیة،نوشته استاد رشید رشدى بغدادى،ص 208-205. 
6.ر.ک:مبادى‏ء العلوم العامة.ص 57 و نیز کتاب‏«مع الطب فی القرآن الکریم‏»،ص 21.   

یک مسلمان
۳۱ مرداد ۹۲ ، ۰۸:۲۹ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱ نظر

خطبه ی 1 نهج البلاغه در  آفرینش آسمان ها وزمین وآدم(بخش اول)


اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى لا یَبْلُغُ مِدْحَتَهُ الْقائِلُونَ، وَ لا یُحْصى نَعْماءَهُ الْعادُّونَ، وَ لا یُؤَدّى حَقَّهُ الْمُجْتَهِدُونَ، الَّذى لا یُدْرِکُهُ بُعْدُ الْهِمَمِ، وَ لایَنالُهُ غَوْصُ الْفِطَنِ، الَّذى لَیْسَ لِصِفَتِهِ حَدٌّ مَحْدُودٌ، وَ لا نَعْتٌ مَوْجُودٌ، وَ لا وَقْتٌ مَعْدُودٌ، وَ لا اَجَلٌ مَمْدُودٌ. فَطَرَ الْخَلائِقَ بِقُدْرَتِهِ، وَ نَشَرَ الرِّیاحَ بِرَحْمَتِهِ، وَ وَتَّدَ بِالصُّخُورِ مَیَدانَ اَرْضِهِ. اَوَّلُ الدِّینِ مَعْرِفَتُهُ، وَ کَمالُ مَعْرِفَتِهِ التَّصْدیقُ بِهِ، وَ کَمالُ التَّصْدیقِ بِهِ تَوْحیدُهُ، وَ کَمالُ تَوْحیدِهِ الاِْخْلاصُ لَهُ، وَ کَمالُ الاِْخْلاصِ لَهُ نَفْىُ الصِّفاتِ عَنْهُ، لِشَهادَةِ کُلِّ صِفَة اَنَّها غَیْرُ الْموْصُوفِ، وَ شَهادَةِ کُلِّ مَوْصُوف اَنَّهُ غَیْرُ الصِّفَةِ. فَمَنْ وَصَفَ اللّهَ سُبْحانَهُ فَقَدْ قَرَنَهُ، وَ مَنْ قَـرَنَهُ فَقَدْ ثَنّـاهُ، وَ مَنْ ثَنّـاهُ فَقَـدْ جَـزَّاَهُ، وَ مَـنْ جَزَّاَهُ فَقَدْ جَهِلَهُ، وَ مَنْ جَهِلَهُ فَقَدْ اَشارَ اِلَیْهِ، وَ مَنْ اَشارَ اِلَیْـهِ فَقَـدْ حَـدَّهُ، وَ مَـنْ حَـدَّهُ فَقَـدْ عَـدَّهُ، وَ مَنْ قالَ: فیمَ؟ فَقَدْ ضَمَّنَهُ، وَ مَنْ قَالَ: عَلامَ؟ فَقَدْ اَخْلى مِنْهُ. کائِنٌ لا عَنْ حَدَث، مَوْجُودٌ لا عَنْ عَدَم، مَعَ کُلِّ شَىْء لا بِمُقارَنَة، وَ غَیْـرُ کُلِّ شَـىْء لاَ بِمُزایَلَة، فاعِـلٌ لا بِمَعْنَى الْحَرَکـاتِ وَ الاْلَةِ، بَصیرٌ اِذْ لا مَنْظُورَ اِلَیْهِ مِنْ خَلْقِهِ، مُتَوَحِّدٌ اِذْ لاسَکَنَ یَسْتَأْنِسُ بِـهِ وَ لایَسْتَوْحِشُ لِفَقْدِهِ. 


خداى را سپاس که گویندگان به عرصه ستایشش نمى رسند، و شماره گران از عهده شمردن

نعمتهایش برنیایند، و کوشندگان حقّش را ادا نکنند، خدایى که اندیشه هاى بلند او را درک ننمایند،

و هوش هاى ژرف به حقیقتش دست نیابند، خدایى که اوصافش در چهارچوب حدود نگنجد، و به ظرف وصف

درنیاید، و در مدار وقت معدود، و مدت محدود قرار نگیرد. با قدرتش خلایق را

آفرید، و با رحمتش بادها را وزیدن داد، و اضطراب زمینش را با کوهها مهار نمود.

آغاز دین شناخت اوست، و کمال شناختش باور کردن او، و نهایت از باور کردنش

یگانه دانستن او، و غایت یگانه دانستنش اخلاص به او، و حدّ اعلاى اخلاص به او

نفى صفات (زائد بر ذات) از اوست، چه اینکه هر صفتى گواه این است که غیر موصوف است، و هر موصوفى شاهد

بر این است که غیر صفت است. پس هر کس خداى سبحان را با صفتى (صفت های انسانی)وصف کند او را با قرینى پیوند داده،

و هرکه او را با قرینى پیوند دهد دوتایش انگاشته، و هرکه دوتایش انگارد داراى اجزایش دانسته، و هرکه او را داراى

اجزاء بداند حقیقت او را نفهمیده، و هر که حقیقت او را نفهمید برایش جهت اشاره پنداشته، و هر که براى او

جهت اشاره پندارد محدودش به حساب آورده، و هرکه محدودش بداند چون معدود به شماره اش آورده،

وکسى که گوید: درچیست؟حضرتش رادرضمن چیزى درآورده، وآن که گفت:برفرازچیست؟آن را خالى از او تصورکرده.

ازلى است و چیزى بر او پیشى نجسته، و نیستى بر هستى اش مقدم نبوده، با هر چیزى است ولى منهاى پیوستگى با آن،

و غیر هر چیزى است امّا بدون دورى از آن، پدیدآورنده موجودات است بى آنکه حرکتى کند و نیازمند

به کارگیرى ابزار و وسیله باشد، بیناست بدون احتیاج به منظرگاهى از آفریدهایش، یگانه است چرا که او را مونسى نبوده تا به آن 

انس گیرد و از فقدان آن دچار وحشت شود.


ادامه ی این خطبه را اگر خدا بخواهد بزودی در وبلاگ قرار خواهیم داد...

مطالب مرتبط:

خطبه ی اول نهج البلاغه(بخش دوم): آفرینش آدم(ع)
یک مسلمان
۳۱ مرداد ۹۲ ، ۰۸:۰۶ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱ نظر

اسلام کوئست

سایت اسلام کوئست سایتی کامل وجامع برای پاسخگویی به سوالات وشبهات دینی می باشد.

شما در سایت اسلام کوئست می توانید سوالات وشبهات خود را در مورد اسلام  در موضوعات مختلف بیان کنید وسریعاً جواب بگیرید.

این سایت به زبان های بین الملی در دسترس می باشد وهمنچنین سایت خوبی است برای کسانی که تازه با اسلام اشنا شده اند و قصد رفع شبهات را دارند.

همچنین این سایت دارای هزاران پرسش پاسخ داده شده است که میتوانید جواب سوالات خود را از بین این پرسش ها پیدا کنید.همچنین میتوانید سوال موردنظر وجواب آن را به زبان های زنده ی دنیا نیز ببینید.

سایت اسلام کوئست با بهره گیری از امکانات فضای وب، به بهترین شکل به ترویج معارف اسلامی و رفع شبهات موجود در عصر جدید پرداخته است.


برای ورود به سایت اسلام کوئست کلیک کنید.

اسلام کوئست

یک مسلمان
۳۰ مرداد ۹۲ ، ۲۳:۴۳ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰ نظر

مسیحیان به حکم سنگسار اسلامی خرده می گیرند و آن را توحش می نامند. اما خود غافلند از اینکه در کتاب مقدسشان حکم سنگسار به بی رحمی تمام وجود دارد

حکم سنگسار در مسیحیت


حکم سنگسار در کتاب مقدس مسیحیان و یهودیان:

اگر مردی پسر لجوج و سرکش داشته باشد که با وجود تنبیهات مکرر والدین از ایشان اطاعت نکند باید پدر و مادرش او را نزد ریش سفیدان شهر ببرند و بگویند:

این پسر ما لجوج و سرکش است حرف ما را گوش نمی کند و به ولخرجی و میگساری می پردازد" آنگاه اهالی شهر او را سنگسار کنند تا بمیرد به این طریق شرارت را از میان خود دور خواهید کرد و همه جوانان اسرائیل این واقعه را شنیده خواهند ترسید . 

[تثنیه 18:21-21 ]

 اگر در هنگامه ازدواج بکارت دختر به هر دلیلی از بین رفته باشد دختر سنگسار میشود :

 »لیکن اگر این سخن راست باشد و علامت بکارت آن دختر پیدا نشود آنگاه دختر را نزد در خانة پدرش بیرون آورند و اهل شهرش او را با سنگ سنگسار نمایند تا بمیرد« ( تثنیه 22:20ـ21)

 مسیحیان در پاسخ می گویند این احکام مربوط به عهد عتیق است و پس از تجسم خداوند در قالب عیسی مسیح مسخ شده، 

مسیحیان معتقدند که عیسی مسیح همان خدای یهوه یهودیان است

 

پس طبق این سخنان غیر عقلانی  پناه بر خدا نتیجه این می شود که خدای مسیحیان در ابتدا وحشی بوده و سپس اهلی شده(قصد ما توهین نیست اما چیزی که از این سخنان بر می آید همین است)


اما در مورد سنگسار در اسلام به این لینک مراجعه کنید.

یک مسلمان
۳۰ مرداد ۹۲ ، ۲۱:۵۲ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۴ نظر