گفتگوی دینی با مسیحیان

پس بندگان من را مژده بده،آن هایی که تمام سخنان را می شنوند و بهترین آن ها را بر می گزینند. قرآن کریم

گفتگوی دینی با مسیحیان

پس بندگان من را مژده بده،آن هایی که تمام سخنان را می شنوند و بهترین آن ها را بر می گزینند. قرآن کریم

گفتگوی دینی با مسیحیان

بسم الله الرحمن الرحیم
این بلاگ جهت گفتگوی آرام بین مسیحیت و اسلام و ایجاد یک فضای گفتگوی دینی بین ادیان مختلف ایجاد گردیده است.
نظرات بازدیدکنندگان پس از تایید به نمایش گذاشته می شوند.
لازم به ذکر است نظراتی که حاوی مطالب توهین آمیز به ادیان مختلف باشند تاییدنخواهند شد.
توجه:هدف این گفتگوها به هیچ وجه ایجاد اختلاف و نزاع نیست زیرا که ما باور داریم ادیان ابراهیمی (یهودیت،مسیحیت واسلام) همه یک سرچشمه ی واحد دارند و پیروان این ادیان نیز با هم برادرند.

قُلْ یَا أَهْلَ الْکِتَابِ تَعَالَوْاْ إِلَى کَلَمَةٍ سَوَاء بَیْنَنَا وَبَیْنَکُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللّهَ وَلاَ نُشْرِکَ بِهِ شَیْئًا وَلاَ یَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضاً أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللّهِ فَإِن تَوَلَّوْاْ فَقُولُواْ اشْهَدُواْ بِأَنَّا مُسْلِمُونَ

بگو: اى اهل کتاب بیایید به سوى سخنى که میان ما و شما یکسان است: این که جز خداى یکتا را نپرستیم و چیزى را با او شریک نسازیم و برخى از ما برخى را به جاى خداى یکتا به خدایى نگیرد. پس اگر پشت کنند و برگردند بگویید: گواه باشید که ما مسلمانیم- تسلیم خداییم-.

پربیننده ترین مطالب
آخرین نظرات
پیوندهای روزانه

پاسخ به یک مقاله: تحریف انجیل

يكشنبه, ۲۶ آبان ۱۳۹۲، ۱۱:۵۱ ق.ظ

چند وقت پیش یکی از بازدید کنندگان مسیحی وبلاگ با نام « استر » این نظر را برای ما گذاشتند.

ما همراه با بیان این نظر جواب هر قسمت آن را خواهیم داد.

سوالی که ذهن بسیاری ازمسلمانان را به چالش عمیقی می کشاند.

چون نزدیک به 1400 سال است که رهبران مسلمانان جهان این اتهام را به مسیحیان نسبت می دهند که کیشیشان مسیحی انجیل وتورات را تحریف کرده اند.
یک سوالیاز شما گرامی بپرسیم. به نظر شما انجیل قبل از ظهور اسلام و قرآن تحریف شده است یا بعد از آن؟
(جواب شما به این سوال چیست؟ قبل ازادامه قرائت این مقاله لطفا به این سوال در قلب خود پاسخ دهید.)
بسیاری از مسلمانان به این سوال اینگونه پاسخ داده اند. خوب مسلماُ قبل از ظهور اسلام.
وقتی که این جواب را می شنوم می گویم بسیار خوب حرف شما را می پذیریم ولی آیا می توانید بگویید که اگر انجیل قبل ازظهوراسلام و قرآن تحریف شده چرا خود قرآن در سوره ال عمران آیات 48 و65 ، سوره المائده آیات 46 ، 47 ، 66 ، 68 و 110 ،سوره الاعراف آیه 157 ، سوره التوبه آیه 111 ، سوره الفتح آیه 29 ، سوره الحدید آیه 27 وبسیاری از آیات دیگر بر حقانیت انجیل و تورات صحه می گذارد وبه همه مومنین خدا توصیه می کند که احکام تورات و انجیل را انجام دهند و الهامی بودن و صحت آنها را تاکید و تایید می کند.
آیا خود قرآن به ما می گوید که به تورات و انجیل تحریف شده ایمان آورده و احکام آن را انجام دهیم؟

پاسخ: انجیل قبل از اسلام تحریف شده است و قرآن هم بارها به این موضوع اشاره می کند: به عنوان نمونه در آیه 79 سوره مبارکه بقره آمده است: «وای بر آنانی که چیزهای را بدست خود می نویسند سپس می گویند این از طرف خداست تا به بهای کمی آنرا بفروشد.. . » و در آیات دیگر نیز به این موضوع اشاره شده است،در احادیث و روایات مختلف نیز این موضوع گفته شده است.

در قرآن کریم بارها به تورات و انجیل اشاره شده است اما در این اشارات چیزی به اسم تورات ها و انجیل ها و یا کتب عهد عتیق و جدید نیامده و این نشان از آن دارد که منظور قران از تایید تورات و انجیل،تورات و انجیل واقعی است نه آنچه بعد ها به اسم انجیل نوشته شد.

اما این که خدا تورات و انجیل و زبور را برحق و آسمانی می داند بسیار واضح است.

انجیل و تورات در اصل آسمانی بوده اند و خدا هم آنان را تایید می کند اما آیا چیزی که اکنون و در زمان پیامبر بوده را می شود انجیل و تورات نام نهاد؟؟تورات و انجیل در اصل هر کدام یک کتاب بودم اما  اکنون ما با چندین کتاب مختلف مواجه هستیم،پس منظور قرآن از تایید حقانیت انجیل و تورات،کتاب های حقیقی انجیل و تورات است که در نزد خدا موجود است و اگر به مومنین مسیحی و یهودی توصیه می شود که به احکام این کتاب ها عمل کنید به خاطر این است که حتی در همین کتاب های تحریف شده هم بارها بشارت ظهور پیامبر اسلام آمده است .

در این مرحله و با کمی فکر کردن ، بسیاری پاسخ خود را عوض کرده چنین می گویند. خیر انجیل و تورات بعد از اسلام تحریف شده است. ولی این پاسخ هم منطقی نمی باشد.زیرا بعد ازاسلام حدودا 600 سال از ظهور مسیحیت گذشته بود ومسیحیت در سه قاره مهم جهان یعنی آسیا ، اروپا و آفریقا گسترش یافته بود. بزرگترین امپراتوری آن زمان یعنی روم و بسیاری از کشورهای جهان مسیحی شده بودند. آیا منطقی وقابل قبول است که تمام مسیحیان و تمام کشیشان و رهبران مسیحی متحداُ وبا یک برنامه ریزی ملحدانه تصمیم گرفته با شند که به ضد خدا طغیان کرده وتمام اناجیلی که در جهان وجود داشت را جمع آوری کرده وهمه آنها را تحریف کنند؟ باید بدانیم که در آن زمان ده ها هزار نسخه دست نویس ازانجیل به اکثر زبان های مهم دنیا ترجمه شده بود.(در حال حاضرتعداد 5366 انجیل دست نویس از قرون اولیه مسیحی در موزه های معتبر دنیا موجود می باشد که همگی آنها با یکدیگر تطابق کامل داشته و هیچ نشانه ای از تحریف ، حتی قسمت های جزیی آن مشاهده نمی گردد. این مطالب را تمامی دانشگاه های معتبر دنیا ازنظر عملی و تاریخی تایید می کنند.)
آیا در بین تمام مسیحیان وکشیشان آن زمان یک فرد با ایمان و مخلص پیدا نمی شد که کلام خدا را برده و آن را از دست قاصبان کلام خدا پنهان کند؟ آیا تمامی دنیای مسیحیت به ضد خدا طغیان کردند؟ تاریخ هیچ گزارشی در این زمینه نمی دهد. چنین اتفاقی هرگز رخ نداده است .
حتی اگر عده ای از مسیحیان نیز کلام خدا را تحریف کرده وآن را عوض می کردند امروز باید حد اقل دو نوع انجیل وجود می داشت. یکی نسخه تحریف شده ویکی نسخه تحریف نشده آن. ولی امروز فقط یک نوع انجیل درمیان تمامی مسیحیان جهان شناخته شده و مورد استفاده قرار می گیرد که آن را اصطلاحاُ عهد جدید می نامند.
درضمن مگر در زمانی که مسیحیان کلام خدا را متحداُ تحریف کردند . خدا در خواب بود؟ آیا خدا نمی توانست از کلام خود محافظت کند؟ به نظر من خدایی که نتواند از کلام خود محافظت کرده و آن را از تحریف شدن حفظ کند اصلاُ خدا نیست و لایق پرستش نمی باشد.

پاسخ: انجیل قرار نبود که برنامه ی زندگی همه ی انسان ها در همه ی زمان ها باشد،انجیل فقط مربوط به یک برهه ی خاص بوده و این قران است که برای همه ی زمان ها امده است،بنابراین کتابی که به طور موقتی آمده حفاظتی هم نیاز ندارد زیرا حتی اگر انجیل تحریف هم نمی شد باز به درد زندگی امروز ما نمی خورد.
لیکن ما می دانیم که خدای ما خدایی است که تمام جهان را با اراده پر قدرت خود خلق نمود. کلام خدا می گوید : خدا گفت جهان خلق شد.(پیدایش باب 1) اگردولت های انسانی امروز می توانند قانون اساسی کشور خود را حفظ وحراست کنند تا هیچ کس نتواند آن را تحریف کند. آیا خدا نمی تواند کلام خود را ازتحریف حفظ کند؟ درصورتی که هر روز شاهد معجزاتی از طرف خدا هستیم و می بینیم که خدا قادر مطلق و حضوردارد.و نتیجه این است که هرگز تحریفی از کلام خدا نبوده . آیا امروز کسی می تواند برای خود در کشور عزیزمان ایران یک قانون اساسی از خود تدوین کرده وآن را چاپ ومنتشر کند؟ مسلماُ خیر.
اگرکسی بگوید که انجیل تحریف شده باید بتواند به این سوالات پاسخ گفته و برای پاسخ های خود سند و مدرک تاریخی ارائه دهد:
1 – انجیل در چه تاریخی تحریف شده است؟
2 – انجیل توسط چه کسانی تحریف شده است؟ (لطفا از گفتن پاسخ های کلی صرف نظر کرده و مشخصاُ نام افرادی که انجیل را تحریف کرده اند بنویسید و مثلاُ نگویید که کشیشان این کار را کردند.)
3 – نسخه اصلی انجیل کجاست؟ (انجیل ارائه شده باید با تمامی قسمت های دیگر کتاب مقدس همخوانی داشته وبه طور دقیق تمامی پیش گویی هایی که بیش از 300 مورد می باشند و درعهد عتیق درمورد نجات دهنده شده است را به انجام رساند وگرنه فاقد اعتبار می باشد.
4 – هدف اصلی تحریف کنندگان انجیل چه بوده است؟

پاسخ: تاریخ دقیق تحریف انجیل به آن صورت که شما می خواهید را فقط خدا می داند اما در مورد تحریف کنندگان میتوان گفت که پولس یکی از بزرگترین تحریف کنندگان انجیل بوده است.

در مورد سوال سوم هم باید گفت که اصل سوال از ریشه خطاست.انجیل های اصلی را احتمالاً تحریف کنندگان آن جمع آوردی و از بین برده اند و اگر یک انجیل اصلی هم وجود داشته باشد در دسترس ما نیست ولی لازم به ذکر است که مدتی پیش در ترکیه انجیلی متفاوت با انجیل کنونی پیدا شده است که به انجیل برنابا معروف گشته است.

جالب است بدانید که تا به حال هیچ کس نتوانسته به این سوالات پاسخ دهد. عزیزان بسیار مهم است که ما وقتی به موضوعی ایمان می آوریم در مورد آن تحقیق کامل داشته باشیم و اگر نه بدون دلیل و مدرک صحبت نکنیم. کلام خدا می گوید: قوم من از عدم معرفت (عدم آگاهی ازامور کلام خدا و امور روحانی ) هلاک شده اند.(هوشع 6:4) فرزندان عزیز هیچ وقت در مورد چیزی که اطلاع دقیق درمورد آن ندارند نظر ندهند. وقتی از تمامی کسانی که ادعا می کنند انجیل تحریف شده است می پرسیم که آیا تا به حال انجیل را خوانده اید؟ 99 % آنها می گویند ، خیر . پس چگونه در مورد چیزی که حتی یک بار هم آن را نخوانده اید نظر می دهید؟
مسلمانان همیشه این ادعا را می کنند که ایمان ما بر مبنای دلیل و مدرک می باشد و هیچ چیز را بدون دلیل نمی پذیریم. پس چگونه بعضی ها بدون اینکه انجیل را بخوانند به این نتیجه گیری می رسند که انجیل تحریف شده است؟

پاسخ: ما چیزی بدون دلیل نمی گوییم.

اگر خیلی مشتاق به دانستن دلایل مسلمانان برای تحریف انجیل هستید میتوانید لینک زیر را ببینید.

http://www.tahoordanesh.com/page.php?pid=12070

به همه شما توصیه می کنم که یک انجیل تهیه کرده واز صمیم قلب دعا کنید و به خدا بگویید: ای خداوند از تو خواهش می کنم که حقیقت امر را در مورد کلامت به من نشان داده و مرا راهنمایی کن. مسلما اگر با چنین روحیه ای انجیل را بخوانید. خدای محبت را در انجیل خواهید یافت و زندگی شما کاملاُ دگرگون خواهد شد .
عصاره انجیل خود عیسی مسیح است.عیسی مسیح می گوید: من راه حقیقت و حیات هستم . هیچ کس جز به وسیله من نزد پدر نمی آید.(یوحنا 6:14) او می گوید: نزد من آیید ای زحمت کشان و گران باران و من شما را آرامی خواهم بخشید.(متی 28:11) زمانی که مسیح بر روی صلیب مصلوب می شد آغوش خود را برای تمام کسانی که نزد او بیایند باز کرد. نزد او هیچ تبعضی بین زن و مرد ، کوچک و بزرگ ،ایرانی و چینی ، آلمانی و عرب وجود ندارد. او می گوید: اینک بر در ایستاده می کوبم؛ اگرکسی آواز مرا بشنود و در را باز کند به نزد او خواهم آمد وبا وی شام خواهم خورد و او نیز با من (مکاشفه 20:3) امروز مسیح در قلب شما را می کوبد . اگر آن را باز کنی او می تواند وارد قلب شما شده، با شما یک مشارکت و دوستی صمیمی بر قرار کرده، گناهانت را آمرزیده و به تو حیات جاودانی و آرامش ابدی را عطا کند. باشد که چنین شود و همه تشنگان شناخت خدا مسیح را پذیرفته و نجات ابدی را در او کسب کنند.

۹۲/۰۸/۲۶ موافقین ۰ مخالفین ۰
یک مسلمان

نظرات  (۳۳)

سلام دوست خوبم
آدمها خیلی عجیب هستند. بعضی وقتها آدمها راهی را می روند که هیچ وقت امیدی به رستگاری شان نیست. اما یکهو می بینی که سر یک حرف، یا یک کلام، بیدار می شوند و راه درست را انتخاب می کنند.
تا دیروز این وهابیون را به خاطر رفتارهای ناشایستی که داشتند لعنت می کردیم. اما فکر نمی کردیم تو همین ها هم کسانی هستند که روزنه ایمان در دلشان هست و هنوز وجدان بیداری در دلشان نهفته است.
قضیه یک وهابی است که مسلمان شد. داستان جالبی داره. لینکش را پایین می گذارم. خواستید حتما ببینید.
یا حق[گل]
http://www.farhangnews.ir/content/45663
سلام دوست خوبم
مطالب ارزنده ای داری. خدا توفیقتان دهد. امیدوارم همچنان ادامه دهید
سلام. یک مقدار مطالبتون زیاده. اگه ممکنه قسمت بندی کنید.
منتظر ورود شماهستم
یاحق
پاسخ:
سلام
راستش زیاد وقت ندارم
جربان اون یهودی ای که جناب دانشمند تعریف میکنن
و قضیه دخالت امپراطور کنستانتین در اصل انجیل و کتابهاش رو هم اگه میشه مختصرا توضیح بدید من قدم قدم پیش برم!
(لوح های فشرده قرآن کلاس ششم دبستان مشمول این قضیه هست)
پیشاپیش متشکرم
سلام
آپم. خواستی سر بزن
سلام دوست عزیز
مدتیه وبلاگم خیلی دیر لود میشه و بالا می آد. نمی دونم به خاطر عوض کردن قالب هست یا مشکل سرور یا جای دیگه.
می خواستم بدونم برای شما هم دیر لود می شه یا اینکه مشکل کند بودن سرور ماست. اگر هم اطلاعاتی تو این زمینه دارید ممنون می شم بفرمایید.
یا حق[گل]
با سلام
دوست گرامی - اول گمان کزدم شاید مطلبی با رفرنس و یا حداقل منطبق بر عقل و منطق را بخوانم ام سخت سرخورده شدم
فرمودید :
(((آیا خود قرآن به ما می گوید که به تورات و انجیل تحریف شده ایمان آورده و احکام آن را انجام دهیم؟

پاسخ: انجیل قبل از اسلام تحریف شده است و قرآن هم بارها به این موضوع اشاره می کند: به عنوان نمونه در آیه 79 سوره مبارکه بقره آمده است: «وای بر آنانی که چیزهای را بدست خود می نویسند سپس می گویند این از طرف خداست تا به بهای کمی آنرا بفروشد.. . » و در آیات دیگر نیز به این موضوع اشاره شده است،در احادیث و روایات مختلف نیز این موضوع گفته شده است.



رونوشت از: khodayemasih.blog.ir )))
خود متن شما نشان میدهد افعال بکار گرفته شده یا مضارع هستند یا مستقبل !!! چگونه آن را به گذشته نسبت میدهید؟؟؟ به عبارت دیگر قران این کار را نهی میکند نه اینکه به وقوع آن در گذشته خبر بدهد
میگوئید پولس اولین فردی است که تحریف را شروع کرد - بخش های مهمی از عهد حدید بعد از مرک پولس نوشته شده است - سند شما بر کار تحریف پولس چیست ؟ آیا عقلانی است پولس در راه پیغامی که خود آن را تحریف کرده جان خود را فدا کند؟چه سند تاریخی بر ادعای خود دارید؟؟
انجیل بزنابا را خوانده اید؟/ آیا میتوانید سندیت و حتی تاریخ نگارش آن را با ذلیل بیان کنید؟ - آیا میدانید نه فقط انجیل برنابا بلکه ده ها نسخه از انجیل های جعلی وجود دارد و خود کلیسا نه فقط آنها را از بین نبرده بلکه آنها را حفظ کرده است؟
پاسخ:
سلام دوست عزیز.
قرآن به طور صریح به تحریف انجیل اشاره نکرده است اما در بسیاری از آیات قسمت هایی از انجیل و تورات را رد می کند و در کل ان را تصدیق می کند،حالا شما بفرمایید تصدیق کل و تکذیب جزء آیا به معنای تحریف نیست؟
در میان مسیحیان هم کسانی هستند که اعتقاد دارند پولس در مسیحیت تحریف کرده است:
دورانت ویل، پیشین ص696 ـ 697 
سلام دوست من
کم لطفی می کنید بارها به شما سر زدم و مطلب گذاشته ام اما هنوز یک رد پا از شما در وبلاگ حقیر ندیدم. تشریف بیاورید خوشحالم می کنید.
یاحق
پاسخ:
سلام حتماً سر میزنم

متاسفانه بنده هم مانند یکی از کامنتگذاران محترم , معتقدم در این پست مغلطه کرده اید و پاسخ ندادید در صورتیکه شخصی مثل شما که به منابع مهمی دسترسی دارید قطعا" میتوانستید جواب بهتری ارائه کنید

سلام ممنونم از وبلاگتون
آپم
ممنون میشم سر بزنید
به نام خداوند بیش از اندازه مهربان خیلی مهربان
انگیزه پایه مسلمانان همچنین هر یکتا پرست در پذیرایی یا کنار گذاشتن یک نوشتار چه آسمانی به گفته کسانی یا من درآوردی نا همسو بودن آن کتاب یا نوشتار است چگونه خداوندی را بندگی کنیم که همانند ما بندگان است کشته میشود چرا یک پیامبر هرچند که نشانه های بزرگی از خداوند دارد را بندگی کنم که خودش را "آمرزش از خداوند میخواهم بیش از اندازه"پسر خداوند میخواند جایی که خودش پیش من نیست اما آدمزاده است هر چند مادری پس اورا فرستاده خداوند دارای ارزش بزرگ میدانم.خداوند ما در قرآن کجا گفت همتا بتراشید پس ای همتا گذاران شما کار بیهوده تری از بتسازان سنگی میکنید چرا که تنها به گمان تکیه میکنید نه به اندیشه ای که خدادای است.هم در زمین نشانه های روشنی برای اندیشمندان هست هم در تنتان آیا نمی نگرید. یا ار سرکینه توزی تورات هم انجیل را پنهان میکنید که دیگران نخوانند هم از آن تورات نام هم انجیل نام بیرون میزنید یا دیگر مردمان را نادان میخواهید. پناه بر خداوندی که پاسخ میدهد بیچاره را زمانی که فرا میخواندش هم کنار میزند بدی را هم میگذاردمان جانشینان زمین آیا خدایی همراه خداوند است کمی از ما بازگویی میکنیم
۰۷ تیر ۹۳ ، ۱۸:۱۷ یه مسلمان ایرانی عرب
سلام.
دوستان ما که به قول استر 99 درصدمون بدون خوندن انجیل میگیم تحریف شده دلیلش اینه که :
ایران کشوری کاملا اسلامیه.بناراین اگه همه کتابفروشی ها و کتابخونه ها رو زیر و رو کنید کتاب انجیل،تورات،زبور و هرکتابی که مال فرقه انحرافی باشه پیدا نمیکنید.فقط ترجمه تفسیری اون ها وجود داره.البته که برای ما مسلمونا خوندن این کتاب ها به گونه ای جایز هستش که مطمئن باشیم ما هم نریم سراغ اون فرقه انحرافی.
ضمنا در پاسخ به سوال 4 استر باس بگم که تحریف کنندگان قصدشون راحت کردن کار خودشون بود و البته اون ها دشمن حضرت عیسی مسیح هستن.شما میگین عیسی مرده ولی دشمن ایشون به شکل حضرت عیسی در اومده (به قدرت خداوند واحد) و کشته شده چون دشمنان دیگه فکر کردن حضرت عیسی هستش.و حضرت رو خداوند بزرگ جهانیان غیب کرده(برای حفظ حضرت از دشمنان)ایشون همراه با امام زمان(حضرت مهدی)ظاهر میشن.
دوستان بیاین همه باهم استر رو لعنت بکنیم.چرا که میگه خداوند ما نعوذ بالله شایستگی خدابودن نداره.در حالی خداوند میخواست ببینه چه کسانی با خدایشان دشمنی میکنند و صبر کرد تا ببینه آیا توبه میکنند یا شایسته مجازات هستن.
سلام. عقل فطرت و تفکر خودش میگه امروز دین مسیح دچار چه انحرافات عجیبی شده و نیز اسلام دچار چه مزخرفاتی شده. همه ادیان یک مسیر رو طی میکردند و در زمان با توجه به سیر رشد علمی و عقلانی کلی بشر (نه جزیی کلی و در سطح کل جهان) از طرف خداوند فرستاده شدند. من یک مسلمان شیعه هستم و عمیقا به حضرت مسیح و مریم مقدس احترام میگذارم و اعتقاد دارم تمامی پیامبران و اولیا الهی یکدیگر رو تایید میکنند و راه آنها یکی است: دوری از رذایل و عمل به فضایل. اما چون دوری از رضایل و عمل به فضایل به این آسانی نیست و حتما ما مورد آزمایش الهی قرار میگیریم میتوانیم با تفکر و عقل در قرآن و کتب اناجیل و تورات تشخیص دهیم که کدام کتاب به طور صریح انسان را به مقابله با ظلم فرا میخواند و کدام دچار درهم و برهمی تناقض و عدم تمایز بین حق و باطل است. من خودم در ابتدا شیفته ی نظریات روشنفکرانه ی غربی بودم اما مدتها طول کشید تا با مطالعه راه خودم رو پیدا کردم. معمولا کتب تحریف شده دری وری زیاد میگن جملات غیر عقلانی بیروح و غیر کاربردی دارند و بین حق و باطل تمییز کاملی وجود ندارد اما (از نظر من) در قرآن کاملا منطقی و عقلانی و حتی علمی مطالب بیان شده و تاثیر عجیبی بر انسان خردمند (نه انسان سخت قلب حرامخوار و مصر بر بدکرداری)دارد. من توهینی به طرفداران ادیان دیگه نمیکنم هر کسی مختار است دین خودش را انتخاب کند من هم سالها به اوضاع جهان عملکرد بزرگان دین تاریخ جنگها و امروزه هم به طرز زندگی و طرفداران نظریه های هستی شناسی و معرفت شناسی و غیره دقت میکنم: تحریف یعنی سکوت در مقابل ظلم یا همراهی با ظلم چه آشکار چه پنهان. تحریف یعنی هر گونه راهی را برای ظلم مستکبران استعماری باز کردن. تحریف یعنی کمک به غفلت مردم در مبارزه با بی عدالتی. تحریف یعنی به جزییات فردی بیشتر از مصلحت کل عالم بشریت پرداختن. تحریف یعنی دین را و سعادت معنوی بشر را فدای سیاست ظالمانه کردن. تحریف یعنی همراهی با هر نظریه پرداز و عالمی که حق و باطل را با هم قاطی میکند و وحی را نفی میکند و مفاهیمی مانند ذات احدیت بیهمتا و غیر جسمانی را با جسمانی اشتباهی میگیرد و صفات نیاز بشری را به خداوند نسبت میدهد. تحریف راهی باز کردن برای وابستگی به غیر خدا به ذلت کشیدن نفس انسان نازیدن به مقام و جاه و فخرفروشی. تحریف یعنی تعصب در مقابل حق (نه طرفداری از میل سرکش شهوت و شهرت و متهم کردن شیعه ناب به تعصب). تورات رو اتفاقا خوندم نسبت های ناروایی به پیامبران عزیز زده اند و انجیل هم بسیار خصوصی با خواننده حرف میزنه و عمق مبارزه با ظلم و راهکار برای مبارزه با ظالمین و مستکبرین عالم رو درش ندیدم. من عاشق امام حسین علیه السلام و ابوالفضل عباس هستم اونا نهایت غیرت اخلاق جوانمردی مبارزه با فساد و وفاداری به همان یک مسیر مشخص ادیان الهی بودند. اینا رو نوشتم چون من از کفر به ایمان رسیدم. هر جا انسانی در راه عدالت گامی بر میدارد توسط ظالمان کوبانده میشود و تحریف میشود. در جواب شما که معلوم نشد میخواستین بگین انجیل رو خدا نگه داشته و غیر مستقیم خواستین بفهمونین مسلمونا چرت و پرت نوشتن یا غیره برین مناظره امامان معصوم رو (امام رضا علیه السلام) با مسیحیان و یهودیان و پیروان مسلکهای دیگه در مجلس مآمون عباسی بخونین جوابتون رو پیدا میکنین. تو یه وبلاگ عادی نمیشه بحث های تخصصی کرد. عالم مسلمون و مسیحی و یهودی زیاده فقط یه گوش شنوا عقل و تفکر میخواد که بشه حقایق رو فهمید و دقیقا معنای اختیار همینه که خدا حتی عالمان عالم رو هم امتحان میکنه و به همه اختیار داده خودشون دین و راهشونو انتخاب کنن. از کی تا حالا وهابی هم با ایمان شده؟ ایمان رو میشه تعریف کنین قلب صاف و خلوص رو میشه تعریف کنین؟ راستی این داعش وهابی نیست؟ همون قلبای صاف اینا هسن که به جای مبارزه با صهیونیزم انسان بی گناه میکشن؟ شیطان یعنی قاطی کردن حق و باطل و در نهایت عدم تمییز اونها. تو قرآن نوشته: حسرت بر بندگان که هر پیامبری را به سویشان فرستادیم او را به استهزاء گرفتند (مگر بندگان مومن) : استهزا یعنی چی؟ راستی چرا اینقد منبع منبع میکنین؟ عجیبه راه حق خیلی آشکار هست: هر چیزی که منجر به رذایل بشه بده فضایل هم مشخصه دیگه حالا خواستی میتونی بله بگی نخواستی هم نگو این تعریف از وهابی خیلی بوداره.
سجده جز بر تو(الله) حرام هست
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
بنده تا یک ماه پیش به قرآن اعتقاد نداشتم. یکی از دلایل آن هم ظلم و ستم، دروغ، ریا، رباخواری و غیره بود که در کشورم ایران رواج یافته است. بسیاری از مسوولین هم که زندگی اشرافی برای خود ساخته اند و در ناز و تنعم زندگی میکنند و آنرا حق خود میدانند. به این نتیجه رسیده بودم که دین ابزاری است برای اینکه از مردم سوء استفاده کنند. اما در طی یک جریان متوجه مطلبی در قرآن شدم. مطلبی که اگر آنرا بیان دارم ممکن است به جرم بی احترامی و حتک حرمت به قرآن حکم اعدام بنده را نیز صادر کنند. اما بنده با همین مطلب به بزرگی قرآن و اسلام ایمان آوردم. فهمیدم مسائل بسیار پیچیده تر از آن چیزی است که من فکر میکردم و دیگران به من گفته اند. من نمیفهمم چرا سلمان رشدی را محکوم به اعدام کرده اند. بنده با خواندن قسمتهایی از رمان آیه های شیطانی ایمانم به قرآن بیشتر شد. نمیدانم چرا مسلمانان آیات شیطانی را که بر پیامبر نازل شد را سعی میکنند حذف کنند در صورتی که بنده با پی بردن به این موضوع ایمانم نسبت به قرآن بیشتر شد. دوستان مسئله بسیار پیچیده است و زبان از گفتن آن عاجز..هر کسی هستید هر دینی دارید اجازه ندهید بازیچه ی دست این و آن شوید..هر چیزی را زود باور نکنید..مهمترین مسئله ای که قرآن به آن اشاره کرده است اندیشیدن است..این اندیشیدن بر خلاف آن چیزی که به ما القاء کرده اند تنها مخصوص فرد یا افراد خاصی نیست..این اندیشیدن برای تمام انسانهاست..به امید تحقق وعده ی الهی و پیروزی تمام مستضعفان جهان بر مستکبران و فرعونیان
سلام
خدمت برادر بزرگوار
اولا دراینکه شما از اشتباه وبدی یک سری از افراد به قران واسلام بدبین وبی دین شدید این استدلال نادرستی است چون قران واسلام به هیچ کدام از ان بدی ها و اشتباهات دستور نداده است.
ثانیا از اینکه شما از نادرستی یک سری از اراجیف به خوبی قران پی می برید ودرنتیجه ان انها را نیز جزء قران می دانید اینهم امری نادرست است چون باز هم نتیجه واستدلالتان اشتباه است مثل اینکه بگوییم که لقمان را گفتند که ادب از که اموختی گفت از بی ادبان حال چون وی از بی ادبان ادب اموخته پس انها هم با ادب می باشند
شما اگر ادعا دارید ان مطالب جزء قران است باید برای ان دلیل بیاورید . البینه علی المدعی
بنام خدا
باز هم سلام
دوست عزیز بنده نگفتم که حرفم درست هست فقط گفتم من از این طریق به خدا قرآن حضرت محمد و ائمه ی معصومین ایمان آورده ام. به قول شاعر: هر کسی را سیرتی بنهاده ام/هر کسی را اصطلاحی داده ام...اما به این اعتقاد دارم که شیطان بسیار قوی هست و باید مراقب بود. مثلا بعضی وقتها میاییم امر به معروف کنیم میزنیم امر به منکر کنیم. چیزی هم که باز از نظر بنده روشن است این است که مشکلات فردی و اجتماعی جامعه را نباید از نظر دور کرد و بگوییم خب چون اصل دین اشکال ندارد پس همگی بیایید آنرا قبول کنید و مثل ما بشوید. از طرفی نمیتوانیم مشکلات را به غرب و آمریکایی ها نسبت دهیم و اسم تهاجم فرهنگی را بر روی آن بگذاریم چون باز تف سر بالا میشود و به خودمان بر میگردد. اینطور نتیجه گیری میشود که فرهنگ آنها از ما قویتر است. خلاصه اینکه به قول نیچه خیر و شر باهم آمیخته است و خیلی حرفهای دیگر که نگفتنشان بهتر است. کلا اگر بتوانیم تلاش کنیم که حرف نزنیم خیلی بهتر است. من هم چندبار سعی کردم اما واقعا سختترین کار دنیاست!!
سلام
خدا را شکر بخاطر ایمانتان
اما بعد برادر من درخصوص این که فرمودید " بنده نگفتم که حرفم درست هست " بنده از این جملات که در متن قبلی تان اوردید که " نمیدانم چرا مسلمانان آیات شیطانی را که بر پیامبر نازل شد را سعی میکنند حذف کنند در صورتی که بنده با پی بردن به این موضوع ایمانم نسبت به قرآن بیشتر شد." این طور برداشت کردم که شما این ایات را نازل شده از طرف خدا بر پیامبر ص می دانید وهمچنین از جمله نباید این جملات حذف شود این برداشت را تقویت می کند و جملات بعدی هم تاکید این حرف است .
اما درخصو ص اینکه گاهی کسی درمقام امر به معروف امر به منکر می کند متوجه ارتباط این جمله با مطالب خود ندارم .
درمورد مطلب بعدی شما هم بنده هرگز این ادعا را در متن خود مطرح نکردم که " چون اصل دین اشکال ندارد پس همگی بیایید آنرا قبول کنید و مثل ما بشوید" بلکه بنده تنها به استدلال شما که فرمودید چون یک سری بد هستند پس اسلام بد است ایراد گرفتم وگفتم این استدلال مشکل دارد ودر مقام بحث درماهیت ان نبودم اگر چه درخصوص ماهیت هم بحث دارم که ربطی فعلا به بحث ما ندارد .
اما درخصوص اینکه ما نمی توانیم مشکلات خود را به غرب نسبت دهیم " باید بگویم چرا نمی توانیم برادر من بنده نمی گویم که ما داریم 100 %‌درست عمل می کنیم و تمام مشکلات از غرب است نه اصل مشکل از خودمان است اما باید بگوییم که در عالم واقع کشور ها به هم مرتبط می باشند واینگونه نیست که اگر امریکا وغرب که علنی دشمنی خود را اظهار می کنند هیچ تاثیری در کشور ما نداشته باشند وقتی که غرب ما را تحریم می کند مسلما برای ما مشکلاتی ایجاد می شود وقتی مثلا فلان مقدار بودجه علیه فرهنگ واقتصاد ما هر ساله تصویب می کند مسلما مشکل ایجاد می کند پس 100% اقدامات انها در کشور ما مخرب است اما 100% مشکلات ما از غرب نیست .
اما درخصوص اینکه فرمودید که اگر ما تهاجم فرهنگی را بپذیریم در واقع قبول کرده ایم که فرهنگ برتر اند نیز به نظر بنده سخن درستی نیست .چرا که ما باید فرق بگذاریم بین فرهنگ و وسیله انتقال فرهنگ . نگاه کن برادر من گاهی ما یک مطلب درست داریم ولی وسیله انتقال ان را نداریم اما طرف مقابل مطلب دروغی دارد اما چون وسیله انتقال ان را دارد اکثریت مردم ان مطلب دروغ را قبول می کنند چون مطلب درست به گوششان نمی رسد . الان شما می بینید که غرب مدعی ازادی بیان است مثلا درخصوص همین کتاب ایات شیطانی ونویسنده ان را مورد حفاظت قرار می دهند اما وقتی نویسنده ای در خصوص هلو کاست بیان می کند که بیاییم تحقیق کنیم ببینیم که ایا این راست است یا خیر وی را به زندان می اندازند پس ازادی بیان در نظر انها بازیچه است اما انها به دلیل داشتن زر وزور و وسایل ارتباطی مردم خود را در بی خبری از این مسائل نگه می دارند وبعد بیان می کنند که مسلمانان چرا با سلمان رشدی برخورد می کنند درحالیکه خود با منتقدین هلوکاست برخورد جدی دارند .حال یک شبکه مثل پرس تی وی یا شبکه های ایرانی ولبنانی را در اروپا نمی گذارند پخش شود واین واقعیات را بیان کند .پس تهاجم فرهنگی دلیل بر برتری فرهنگی انها نیست بلکه نتیجه برتری در وسایل انتقال فرهنگ است یعنی انها همین امروز می ترسند از یک شبکه ایرانی یا لبنانی با وجود هزاران شبکه خود .
حرف ما این است که اگر در شرایط مساوی دو فرهنگ را در کنار هم قرار دهیم بطور 100% فرهنگ اسلامی پیروز این مقابله است ولی الان چون انها از نظر پول وزور وزر و وسایل انتقال قوی تر می باشند بحث تهاجم یا شبیحخون فرهنگی و... مطرح می شود که تلاش روز افزون من وشما را درجهت مقابله با ان می طلبد

در پایان به مضمونا به سخنی از حضرت علی ع اکتفا می کنم " که اگر حق تنها را بر مردم عرضه کنی همه مردم حق گرا می شوند ولی اگر مشتی از باطل ومشتی از حق را باهم مخلوط کنی امر بر مردم مشتبه می شود" در اینجا وظیفه من وشما جداسازی این حق وباطل وروشنگری درخصوص انها است . انشاءالله

"

عذرخواهی میکنم اگر صحبتهایی که میکنم ممکن است ربطی به موضوعی که در بالا مطرح کرده اید ندارد. سخن مولا علی (ع) را بر روی دو دیده ی چشم میگذارم. در مورد آیات شیطانی اگر فرض را بر این بگیریم که درست باشد از نظر بنده برخی از مسائل زیر روشن می شود. اگر اشتباه میگویم بگویید تا متوجه اشتباه خود شوم : 1-شبهه ی مشرکان مبنی بر اینکه پیامبر قرآن را از جانب خود بر مردم نازل کرده است رد میشود چون اگر اینطور بود قبل از خواندن آن برای مردم چند باری آیات را مورد بررسی قرار میداد و متوجه این اشکال میشد. پس آیات از طرف خود پیامبر نبوده است. 2-از طرفی ثابت میشود که تمام آیات باقیمانده از طرف خداوند است چون اگر بازهم آیه ای میبود که از طرف شیطان القاء میشد خداوند حضرت محمد (ص) را از آن آگاه میساخت..حال بحث عصمت پیامبر هست که برای ما حل نمیشود دلیل آن میتواند تعریف نادرستی باشد که ما از عصمت پیامبر کرده ایم و نعوذبالله به ایشان صفاتی خداوندی داده ایم که البته این موضوع در کشور ما در برخی موارد دیگر نیز رایج است و ریشه ی تاریخی دارد.
باسلام از عزیزان سپاسگزارم از بحثهای خوبتان
اسلام دین کامل وبرتری است اما متاسفانه در ایران ان را سپر خود قرار داده اند
اگر اجرا کنندگان راس کار مشکل دارن ودین را وارونه کردن ایراد از دین نیست
سلام
برادر بزرگوار فرمودید بر فرض صحت القا شیطان بر پیامبر ص 2 نتیجه برای شما حاصل شده است
1- رد شبهه ساختگی بودن قران توسط پیامبر به این دلیل که اگر ساختگی بود پیامبر ص با بررسی دوباره اشکلات ان را یافت می کرد.
2- اثبات الهی بودن سایر ایات بدلیل اینکه اگر ایه شیطانی دیگری هم بود خدا به رسولش خبر می داد
نگاه کن برادر من دراین 2 نتیجه چند نکته است که باید روشن شود .
1-اول اینکه بنده در همین جا اعلام می کنم این جملات ساخته دست بشر است که خواسته اند به قران اضافه کنند که بسیار هم ناشیانه عمل نموده اند اگر خواستید دلیل این حرفم را بیان می کنم .
2- دوم انکه درنتیجه اول که برمبنای فرض صحت القا شیطانی است وقتی که بپذیریم که شیطان می توانددر قران القا کند پس دیگر چه اعتمادی به قران می توانیم داشته باشیم چون شیطان تنها بر غیر مخلصین مسلط است(طبق ایه قران ) و نتیجتا اگر بپذیریم که پیامبر ص غیر مخلص است پس راه هرگونه اشتباه وخطا در کارش وتسلط شیطان بروی وجود دارد واز طرفی قران ما را به اطاعت از خدا دعوت می کند وبعد از اطاعت خدا با واو عطف ( یعنی همان اطاعت از خدا ) به اطاعت از رسول واولی الامر دعوت می کند این یعنی هیچ اشتباه وتسلطی از سوی ایشان رخ نمی دهد وگرنه همچنین اطاعتی را هرگز واجب نمی کرد.
اما درخصوص دلیل نتیجه 1 که فرمودید بدین دلیل رد شبهه می کند که اگر ساخته خود رسول بود با بررسی بعدی ایرادات را پیدا می کرد " مفهوم مخالف این جمله شما این است که اگر ساخته خود رسول نبود فرستادنده ان نمی توانست ایرادات را بیان کند درحالیکه در نتیجه دوم اگر ایه ای دیگر شیطانی بود خدا به رسولش خبر می داد واین دو با هم درتناقض است
3 در خصوص نتیجه دوم هم باید بگویم که اگر فرض صحت القا داشته باشیم وقران کتابی 100 الهی نباشد چگونه می توانیم دیگر به این کتاب و اورنده اش وفرستنده اش اعتماد کامل داشته باشیم
با تشکر
سلام
شاید تعریف بنده از شیطان با آنچه در ذهن شما هست فرق میکند. بهتر است بیشتر از این بحث نکنم. در انتها به گفتن روایتی بسنده میکنم :
رسـولخـدا (ص ) فـرمـود: خـدا زبـان را عـذابـى کند که هیچیک از اعضاء را آن عذاب نکرده باشد، زبان گوید: پروردگارا مرا عذابى نمودى که چیز دیگر را چنان عذاب ننمودى ؟ بـاو گـفـتـه شـود تـو یـک جـمله گفتى که بمشارق و مغارب زمین رسید و بوسیله آن خون مـحـترم ریخته شد و مال محترم غارت شد و فرج محترم دریده شد، بعزت و جلالم سوگند ترا عذابى کنم که هیچیک از اعضاء دیگر را آنگونه عذاب نکرده باشم .
سلام از نظر اینجانب شیطان هر موجودی است که انسان را به بدی ومخالفت امر الهی دعوت می نماید. هرجور صلاحتان است .
اگر می شود سند روایت را نیز بیان فرمایید .
ثـابـت ابـى سـعید گوید: امام صادق (ع ) بمن فرمود: شما را با مردم چکار؟ از مردم دست بـداریـد و هـیـچـکـس را بـمـذهـب خـود نـخـوانـیـد، بـخـدا کـه اگـر اهـل آسـمـان و اهـل زمین تصمیم گیرند که بنده اى را که خدا هدایتش را خواسته گمراه کنند نتوانند، از مردم دست بدارید، و هیچکس از شما (از راه دلسوزى ) نگوید: این برادر منست : پـسـر عـمـوى مـنـسـت ، هـمـسـایـه مـنـسـت ، زیـرا هـرگـاه خـداى عـزوجـل خـیـر بنده اى را خواهد، روحش را پاکیزه کند، آنگاه هر خوبى را بشنود بشناسد و بپذیرد و هر زشتى بگوشش رسد انکار کند، سپس خدا در دلش کلمه اى افکند که بسبب آن کـارش را فـراهـم سـازد (یـعنى امامت را بدلش القا کند تا از برکت راهنمائى ائمه علیهم السلام امر دنیا و آخرتش مرتب گردد و سامان یابد). اصول کافی
1- سلام
برادر من اولا نقل روایت تنها بدون بررسی علت صدور و شرایط صدور و سند کامل وتفسیران کاملا امر اشتباهی است چون بحث دین است بله یک موقع شما می خواهید ازخودتان حرفی بزنید می توانید ولی وقتی که پای دین وهدایت انسان ها است عقل وشرع و... اقتضا دارد که دقت بیشتری بفرمایید . لطفا دقت کنید اگر کسی معنای این روایتی را که شما نقل کرده اید اشتباه متوجه شود وگمراه شود پای شما هم می نویسندچون معصومین ع از نقل روایات بدون علم کافی به معنای وتفسیر ان که توسط متخصص کشف شود ما را برحذر داشته اند .
2- اگر این روایت در ان معنایی که شما بکار بردید(عدم تلاش درجهت هدایت دیگران توسط دیگران ) درست باشد اولین گروهی که باید این کار را می کردند خود انبیاء واولیاء‌ بودند وثانیا بحث امر به معروف ونهی ازمنکر که از فروعات دین اسلام هم هست باید باطل باشد. برادر من مطمئن باشید این جملات یا در زمان ومکان خاصی برای مورد خاصی بوده ویا تفسیر خاصی دارد که من هم ازان مطلع نیستم.
درضمن سند روایت هم کامل نیست
باز هم سلام
حرفهایتان جالب است و چیزهای زیادی از آن میاموزم. طوری میگویید نیاز به تفسیر دارد که انگار نعوذبالله خود امام هم نمیدانسته اند چه میگفته است و عده ای باید حرفهایشان را برای عموم تفسیر کنند. امام فرموده اند مردم را بمذهب خود نخوانید. چرا نگفته اند که مردم را بمذهب ما نخوانید؟؟؟ همین تفاوت بین دو کلمه ی خود و ما از نظر بنده میتواند بیانگر این باشد که امام علیه السلام به خوبی واقف بر تحریف مذهب توسط نفس های سرکش و دنیا طلب انسانها در طول تاریخ بوده اند. بنده خود و دیگران را دعوت میکنم به مطالعه و تفکر بیشتر در باره ی اسلام و قرآن که نکند خدایی نکرده بجای اسلام واقعی اسلام شیطانی را در بین مردم گسترش دهیم و خود در غفلت به سر ببریم. دیگر حرفی ندارم. خداحافظ
سلام برادر من شما روایت را نقل می کنید اما شاید به این نکته توجه نداشته باشید که شرایط زمان امام ع شرایط خفقان سیاسی و دینی بوده است و بسیاری از روایات نیز تحت تاثیر این مطالب بوده یعنی امام ممکن است در شرایطی مثل تقیه حرفی زند که اگر ما به دستور امام ع به رواه احادیث انها رجوع نکنیم وعلم کافی هم نداشته باشیم در ذهنمان ایجاد مشکل می کند چون امام به ما دستور داده تا به رواه احادیث انها رجوع کنیم
برادر من بنده این مسائل را تنها از سر دلسوزی و تذکر بیان کردم نه از روی ایراد گیری به مسائل شما
سلام
اینکه امام علیه السلام فرمودند:مردم را به مذهب خود نخوانید .منظور با اصرار کردن است که در ادامه نیز میفرمایند :خداوند هر کس را بخواهد روحش را پاکیزه میکند آنگاه هر خوبی ای را بشنود قبول میکند.یعنی اگر دیدید کسی حرف حق را قبول نمیکند اصرار نکنید زیرا تا خدا نخواهد و به او عنایتی نفرماید که روحش پاکیزه گردد حرف حق را قبول نمیکند.پس اصرار نکنید
اولا که سوره 79 بقره هیچ ارتباطی با تورات و انجیل ندارد و هیچ اسمی هم از تورات و انجیل نمیبرد. در ان زمان بسیاری بودند که کتاب مینوشتند و خود را پیامبر خدا میدانستند که اتفاقا پیروان بسیاری هم جمع کردند از جمله مسلیمه و سجاع که زمان خود محمد ادعای پیامبری کردند. یا یهودیانی بودند که بدعت ایجاد میکردند و به قران ایمان میاوردند و ان را (قران را) تحریف میکردند (سوره بقره ایه 75)... قران در ایتی از "الانجیل" به عنوان کتابی همتراز با تورات و قران که از سوی خدا بر مسیحیان نازل شده یاد کرده:

این کتاب را که همخوان با کتب آسمانى پیشین است به درستى بر تو نازل کرد و تورات و انجیل (~التَّوْرَاةَ وَالإِنجِیلَ~) را پیشتر فرو فرستاد. (آل‌عمران ۳)
... بر وفق وعده حقى که به راستى و درستى در تورات و انجیل و قرآن (~فِی التَّوْرَاةِ وَالإِنجِیلِ وَالْقُرْآنِ~) بر عهده‌ی اوست ... (التوبة ۱۱۱)

قران مکاشفه ای که به عیسی مسیح داده را "الانجیل" نامیده.

و به دنبال ایشان عیسى بن مریم را فرستادیم که گواهىدهنده بر (حقانیت) تورات بود که پیشاپیش او بود، و به او انجیل (~الإِنجِیل~) دادیم که در آن رهنمود و نورى هست و همخوان با تورات است که پیشاپیش آن (نازل شده) است؛ و راهنما و پندآموز پارسایان است. (المائده ۴۶)

انچه که در این ایات باید توجه داشت اینه که قران ان متون مقدس هم زمان با قران که نزد مسیحیان "موجود هستند" را نیز "الانجیل" نامیده. در نتیجه وقتی قران صحبت از "الانجیل" میکنه و ان را نزد مسیحیان موجود میداند منطقا بایستی مورد نظرش انچه باشد که نزد مسیحیان به طور کلی به عنوان منبعی معتبر و الهی به رسمیت شناخته شده باشه.

کسانى که از فرستاده و پیامبر امى پیروى مىکنند، که نام (و نشان) او را در تورات و انجیل که در نزدشان است، نوشته مىیابند (~یَجِدُونَهُ مَکْتُوبًا عِندَهُمْ فِی التَّوْرَاةِ وَالإِنْجِیلِ~)، ... (الاعراف ۱۵۷)
و باید که اهل انجیل (~أَهْلُ الإِنجِیلِ~) بر وفق آنچه در آن نازل کرده است حکم کنند، و کسانى که بر وفق آنچه خداوند نازل کرده است، حکم نکنند آنانند که نافرمانند. (المائده ۴۷)
بگو: «اى اهل کتاب، مادام که به تورات و انجیل (~التَّوْرَاةَ وَالإِنجِیلَ~) و آنچه از سوى پروردگارتان بر شما نازل شده است، عمل نکردهاید، حقى به دست ندارید.» (المائده ۶۸)

همینطور قران به عنوان کتابی معرفی شده که مصدق و گواهی دهنده بر حقانیت انجیل پیشارویش است.

و این کتابى است مبارک که فرو فرستادهایم، و همخوان با کتابى است که پیشاپیش آن است (~مُّصَدِّقُ الَّذِی بَیْنَ یَدَیْهِ~)، تا (مردم) مکه و پیرامونیان آن را هشدار دهى؛ و مؤمنان به آخرت، به آن ایمان مىآورند و آنان مواظبت بر نمازهاى خویش دارند. (الانعام ۹۲)
وگفتند: «ای قوم ما، ما (آیات) کتابى را شنیدیم که پس از موسى فرو فرستاده شده، (و) همخوان (کتابهاى) پیشاپیش خویش است (~مُصَدِّقًا لِّمَا بَیْنَ یَدَیْهِ~)، و به حق و راهى راست رهنمون است.» (الاحقاف ۳۰)

البته قران در ایاتی هم مثل توبه ایه 29 و 30 انحرافاتی را در عقاید اهل کتاب ذکر میکنه اما باید توجه داشت که در هیچ کجای قران پیدا نمیشه که این انحرافات موجود در بین اهل کتاب ناششی از تحریف یا مخدوش بودن متون اسمانی انها باشه. در واقع قران تاکییدش بر اینه که اهل کتاب کتاب های اسمانی شان را تفسیر نادرست میکنند
ثانیا اگر فقط نسخه های یونانی انجیل را به حساب بیاوریم تعدادشان نزدیک به 6000 نسخه از عهد جدید (انجیل) است که از قرن اول تا 15 میلادی نسخه برداری شدند. نسخه های لاتین vulgate بیش از 9500 تاست و در کل تمامی نسخه های موجود از انجیل در قرون قبل و بعد اسلام به 25 هزار نسخه میرسه که هیچ کتابی به اندازه ی انجیل دارای نسخه های خطی موجود نمیباشه. در حالی که قران قدیمی ترین نسخه اش 200 سال پس از هجرت است و نسخه ی ان هم تازه با قران فعلی تفاوت هایی کوچکی دارد.

اما اینکه میگویی چندین انجیل داریم هم در اصل کلمه ی "evangelica" که اسم مفرد است به معنای خبر خوش است. انجیل یعنی خبر خوش که حتی در خود انجیل در ایاتی مثل (مرقس 1: 14 -15 . اول قرنتیان 15: 1 تا 9) خبر خوش همین کلمه ی "الانجیل" است. پس همانطور که قران اشاره میکند "الانجیل" دست مسیحیان حکم خداست پس نباید تصور کرد که انجیل امروزی متفاوت باشه با "الانجیل" که در قران اشاره شده. انطور که از شواهد تاریخی بر میاد از اواخر قرن اول میلادی تا اکنون همین 4 روایت از مسیح در کانن عهد جدید بودند و 13 رساله پولس و دیگر کتب عهد جدید همگی به عنوان متون الهامی در کلیسا به رسمیت شناخته شده بودند و تمامی اینها را "خبر خوش - انجیل - اوانجلیکا" میخوانند که این همان موضوع اشاره ی قران است.
سلام آقا قرآن رو خوب ترجمه کن مصدق به معنای تصدیق کننده است نه همخوان این دو کلمه خیلی با هم فرق میکنند.
آقا چرا بحث میکنید قرآن خودش گفته اگه رد میکنید محمد و قران رو سوره ای مثل آن را بیاورید. مگه نمیبینید معجزات علمی قران رو برید سرچ کنید معجزاتش رو. قران که معجزه حضرت محمد هست همین بس که معجزاتش الان هم هست مگر 1400 سال قبل غواصی بوده بره زیر دریا ببینه زیر دریا چه رنگی هست اما در قران حتی زیر دریا رو گفته چه رنگی هست. من فقط به یک معجزه قران اشاره میکنم3ـ حرکت دورانی و جریانی خورشید

وَالشَّمْسُ تَجْرِی لِمُسْتَقَرٍّ لَّهَا ذَلِکَ تَقْدِیرُ الْعَزِیزِ الْعَلِیمِ وَالْقَمَرَ قَدَّرْنَاهُ مَنَازِلَ حَتَّى عَادَ کَالْعُرْجُونِ الْقَدِیمِ لَا الشَّمْسُ یَنبَغِی لَهَا أَن تُدْرِکَ الْقَمَرَ وَلَااللَّیْلُ سَابِقُ النَّهَارِوَکُلٌّ فِی فَلَکٍ یَسْبَحُونَ (یس/ 38ـ40)؛ «و خورشید که تا قرارگاهش روان است؛ این اندازه‏گیرى (خداى) شکست‏ناپذیر داناست * و ماه را برایش منزلگاه‏هایى قرار دادیم، تا این‏که هم‏چون شاخک دیرینه [قوسى شکلِ زرد رنگ‏] برگردد * نه خورشید برایش سزاوار است که ماه را دریابد، و نه شب بر روز پیشى گیرنده است؛ در حالى که هریک در مدارى شناورند».

نکتة علمی

آن روز که این آیات نازل شد، فرضیه هیأت بطلمیوس با قدرت هر چه تمام بر محافل علمی حاکم بود. طبق این فرضیه، اجرام آسمانی به خودی خود گردشی نداشتند، بلکه در دل افلاک که اجسامی بلورین و همچون طبقات پوست پیاز روی هم متراکم بودند، میخکوب شده بودند و حرکت آنها تابع حرکت افلاکشان بود.

بنا‌بر‌این، در آن روز نه شناور بودن خورشید مفهومی داشت و نه حرکت طولی و جریانی آن، اما بعد از فرو ریختن پایه‏های فرضیة بطلمیوس در پرتو کشفیات قرون اخیر و آزاد شدن اجرام آسمانی از قید و بند افلاک بلورین، این نظریه قوت گرفت که خورشید در مرکز منظومه شمسی ثابت و بی‏حرکت است و تمام منظومه شمسی پروانه‏وار به گرد آن می‌‏چرخند.

در اینجا باز مفهوم تعبیرات آیات فوق که حرکت طولی و دورانی را به خورشید نسبت می‌‏داد، روشن نبود تا اینکه باز علـم به پیشرفت خود ادامـه داد و حرکت‌هایی برای خـورشید ثابت شد حرکت‌هایی از قبیل:

1ـ حرکت وضعی آن به دور خودش؛ 2ـ حرکت طولی آن همراه منظومه شمسی به سوی نقطه مشخصی از آسمان؛3ـ حرکت دورانی آن همراه مجموعه کهکشانی که جزیی از آن است.و بدین ترتیب، یک معجزه دیگر علمی برای قرآن به اثبات رسید.برای روشن‌تر شدن این مسأله، قسمتی از بحثی را که در یکی از دایرة‌المعارف‌ها پیرامون حرکت خورشید آمده است، در اینجا می‏آوریم.

خورشید دارای حرکات ظاهری (حرکت یومی و حرکت سالیانه) و حرکات واقعی است. خورشید در حرکت یومی و حرکت ظاهری کره آسمان شرکت دارد. در نیمکره ما از مشرق طلوع می‏کند، در طرف جنوب از نصف النهار محل می‏گذرد و در مغرب غروب می‏نماید. عبور آن از نصف النهار (ظهر حقیقی) را مشخص می‏سازد. خورشید، حرکت (ظاهری) سالیانه‏ای به دور زمین نیز دارد که هر روز آن را نزدیک یک درجه از مغرب به طرف مشرق می‏برد. در این حرکت، خورشید سالی یک‌بار از مقابل برج‌ها می‏گذرد. مدار این حرکت در صفحه دائرة البروج واقع است. این حرکت در تاریخ نجوم اهمیت فراوان داشته است، اعتدالین و انقلاب و میل کلی مربوط به آن، و سال شمسی مبتنی بر آن است.

علاوه بر این، حرکات ظاهری حرکت دورانی کهکشان، خورشید را با سرعت حدود یک میلیون و یکصد و سی هزار کیلومتر در ساعت در فضا می‏گرداند، اما در داخل کهکشان ثابت نیست بلکه با سرعتی قریب هفتاد و دو هزار و چهارصد کیلومتر در ساعت! به جانب صورت فلکی حرکت می‏کند و اینکه ما از این حرکت سریع خورشید در فضا بی‌‏خبریم، به سبب دوری اجرام فلکی است که مأخذ تشخیص این حرکت وضعی خاص نیز هست. دوره حرکت وضعی خورشید در استوای آن حدود بیست و پنج شبانه روز می‌باشد . لا اله الا الله محمد رسول الله علیا ولی الله
۲۳ مهر ۹۶ ، ۰۸:۱۷ محمد صانعی
سلام بهترین دلیل بر تحریف انجیل وجود بیش از پنج کتاب بنام اناجیل پنجگانه است در حالی که از طرف خداوند فقط یک انجیل نازل شده و دیگر اینکه طبق ایات قرآن کریم هیچگاه حضرت عیسی مسیح علیه السلام خود را فرزند خدا و خدا را پدر خطاب نفرموده و بسیاری دیگر از این قبیل دروغها که به ذات اقدس الهی و پیامبر معصوم نسبت میدهند. شاید معتبر ترین آنها انجیل بارناوا باشد که در بسیاری از آیات آن منطبق بر آخرین کتاب آسمانی تحریف نشده یعنی قرآن کریم است بویژه مجلد یافت شده در قبرس ترکیه که کنار قبر خود کشیش شهید بارناوا که هم اکنون در دست دولت ترکیه است.در آن اذعان به بندگی خدا توسط حضرت مسیح شده همچنین بشارت ظهور پیامبر اسلام و و قیام آخرین فرزند حضرت رسول اعظم برای عدالت جهانی آورده شده است آین آیات انجیل بسیار نزدیک بلکه منطبق بر آیات قرآن عظیم است.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی