گفتگوی دینی با مسیحیان

پس بندگان من را مژده بده،آن هایی که تمام سخنان را می شنوند و بهترین آن ها را بر می گزینند. قرآن کریم

گفتگوی دینی با مسیحیان

پس بندگان من را مژده بده،آن هایی که تمام سخنان را می شنوند و بهترین آن ها را بر می گزینند. قرآن کریم

گفتگوی دینی با مسیحیان

بسم الله الرحمن الرحیم
این بلاگ جهت گفتگوی آرام بین مسیحیت و اسلام و ایجاد یک فضای گفتگوی دینی بین ادیان مختلف ایجاد گردیده است.
نظرات بازدیدکنندگان پس از تایید به نمایش گذاشته می شوند.
لازم به ذکر است نظراتی که حاوی مطالب توهین آمیز به ادیان مختلف باشند تاییدنخواهند شد.
توجه:هدف این گفتگوها به هیچ وجه ایجاد اختلاف و نزاع نیست زیرا که ما باور داریم ادیان ابراهیمی (یهودیت،مسیحیت واسلام) همه یک سرچشمه ی واحد دارند و پیروان این ادیان نیز با هم برادرند.

قُلْ یَا أَهْلَ الْکِتَابِ تَعَالَوْاْ إِلَى کَلَمَةٍ سَوَاء بَیْنَنَا وَبَیْنَکُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللّهَ وَلاَ نُشْرِکَ بِهِ شَیْئًا وَلاَ یَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضاً أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللّهِ فَإِن تَوَلَّوْاْ فَقُولُواْ اشْهَدُواْ بِأَنَّا مُسْلِمُونَ

بگو: اى اهل کتاب بیایید به سوى سخنى که میان ما و شما یکسان است: این که جز خداى یکتا را نپرستیم و چیزى را با او شریک نسازیم و برخى از ما برخى را به جاى خداى یکتا به خدایى نگیرد. پس اگر پشت کنند و برگردند بگویید: گواه باشید که ما مسلمانیم- تسلیم خداییم-.

پربیننده ترین مطالب
آخرین نظرات
پیوندهای روزانه

مخدوش شدن چهره عیسی از نگاه مسیحیت

چهارشنبه, ۶ شهریور ۱۳۹۲، ۰۷:۲۸ ب.ظ

وقتی یک مسیحی به این باور برسد که حضرت مسیح که خدای متجسم است ، خود از ریشه ای ناپاک و از اولاد حرام است ( نعوذ بالله )

آن زمان است که مسیحیان بپذیرند که مسیح که برترین شخصیت عالم است دروغ می گوید !

زمانی که بخوانند که مسیح با وجود تمام شخصیت والائی که دارد به مادر خویش بی احترامی می کند ! بدزبان است و از دادن دشنام هیچ ابائی ندارد ! شراب می سازد ! میگساری می کند و ...

دیگر هرگز وجود این رذائل را در رهبران خود امری غیر عادی نمی دانند و به راحتی سر به فرمان رهبران فاسد می گذارند .

مسیح انجیلها :

عیسی ؛ از نسلی ناپاک !

و یهودا زنی مسمّی به تامار برای نخست زاده خود عیر گرفت... چون یهودا او را بدید، وی را فاحشه پنداشت زیرا که روی خود را پوشیده بود، پس از راه به سوی او میل کرده گفت: بیا تا به تو در آیم، زیرا ندانست که عروس اوست... و چون وقت وضع حملش رسید اینک توأمان در رحمش بودند... پس او را فارص نام نهاد ( پیدایش 38 : 6 - 29 )

مطابق انجیل متی عیسی ، سلیمان و داود همگی از نسل فارص ولد الزنا بوده اند !! (متی 1 : 3 – 16 )

البته این نسبت ناروا به اینجا ختم نمی شود بلکه از طریق دیگری نیز نسب مسیح به زنا می رسد ( نعوذ بالله ) :

در سفر پیدایش 19 : 30 – 28 آمده است که دو دختر لوط به او شراب نوشانیدند و در حال مستی با او خوابیدن و از او حامله شدند و آن بزرگ پسری زاییده او را موآب نام نهاد و او تا امروز پدر موآبیان است و کوچک نیز پسری بزاد و او را بن عمّی نام نهاد. وی تا به حال پدر بنی عمون است  . پیدایش 19 : 37 – 38

بدون شک داود سلیمان و عیسی از موآبیان بوده اند زیرا راعوث ( که به او روت هم می گویند ) متی 1 : 5  وراعوث هم که جده ی داود است موآبیه بوده است . سفر روت 1 : 4

گذشته از این عیسی از عمونیان نیز هست زیرا رحبعام ابن سلیمان از اجداد عیسی است متی 1 : 7 و مادررحبعام عمونی بوده است . اول پادشاهان 14 : 2

صرف نظر از این دو شجره ی ناپاک باید دانست که مادر سلیمان نیز زنی بوده که به نامشروع با داود همبستر شد ! و بعدها با حیله ی داود نبی ، شوهرش را از بین بردند و داود او را به همسری خویش در آورد و حضرت مسیح از نسل همین زن است !!! ( دوم سموئیل 11 : 2 – 27 )

عیسی مسیح دروغ می گوید !

« و بعد از آن عیسی در جلیل می گشت زیرا نمی خواست در یهودیه راه رود چونکه یهودیان قصد قتل او می داشتند و عید یهود که عید خیمه ها باشد نزدیک بود پس برادرانش بدو گفتند از اینجا روانه شده به یهودیه برو تا شاگردانت نیر آن اعمالی را که تو می کنی را ببیننند زیرا هر که می خواهد آشکار شود در پنهانی کار نمی کند پس اگر این کارها را می کنی خود را به جهان بنما آنگاه عیسی بدیشان گفت وقت من هنوز نرسیده .... شما برای این عید بروید من حال به این عید نمی آیم زیرا که وقت من هنوز تمام نشده است ... لکن چون برادرانش برای عید رفته بودند او نیز آمد ، نه آشکار بلکه در خفا » 

مطابق این آیات مسیح ، به برادرانش گفت شما بروید اما من نمی آیم ولی پس از آنکه آنها رفتند خود مخفیانه به آنجا رفت .

البته ترجمه های فارسی با اضافه کردن کلمه ی ( الآن ) یا مثل آن سعی کرده اند راهی برای رهایی از این اشکال بیابند اما در متن انجیل اصلا چنین نیست و به وضوح آمده که مسیح گفت من در این عید نخواهم آمد {اگر چه عبارت کاملا واضح است : مسیح می گوید وقت من فرانرسیده و به این عید نمی آیم ولی مخفیانه می رود

 اما مترجمین که سعی در پوشاندن این اشکالات هستند به ترجمه ها دست می برند و با اینکه این عبارت کاملا روشن است اما با این وجود سعی کرده اند با اضافه کردن کلمه ی حال این مطلب را القاء کنند که مسیح می گوید من الآن نمی آیم با اینکه متن کاملا روشن است و مسیح می گوید من در این عید نمی آیم و به همین جهت شاگردان روانه می شوند و الا بدون شک در انتظار مسیح می ایستادند ولی آنها از کلام مسیح همین را فهمیدند که او بنا ندارد بیاید 

به ترجمه های انگلیسی مراجعه کردم و دقیقا به همین نکته رسیدم

در ترجمه ی قدیمی American Standard Version  1901 عبارت چنین است :

Go ye up unto the feast: I go not up unto this feast; because my time is not yet fulfilled

و به روشنی می گوید من در این عید نخواهم آمد

در ترجمه ی Amplified Bible  1954 کم کم به فکر اصلاح عبارت افتاده اند و کلمه ی yet را درون پرانتز قرار داده اند تا این اشکال را به نحوی کم رنگ کنند

Go to the Feast yourselves. I am not [yet] going up to the Festival, because My time is not ripe

اما در ترجمه های اخیر خیال خود را راحت کرده اند و کلمه ی yet  را در خود متن گنجانده اند

 You go to the Feast. I am not yet going up to this Feast   New International Version 

 البته به هر صورت معنی واضح است و بدون شک کلام مسیح این بوده که من در این عید نمی ایم و به همین دلیل شاگردان به گمان اینکه مسیح نمی آید روانه شدند و مسیح مخفیانه رفت }

مسیح و احترام به مادر !

در عهد عتیق سفارش زیادی به احترام پدر و مادر شده است ، در تثنیه 27 : 16 آمده است « ملعون باد کسی که با پدر و مادر خود به خفت رفتار نماید »

اما وقتی به انجیلها مراجعه می کنیم اثری از این احترام به مادر را نمی بینیم بلکه : در انجیل متی 12 : 47 – 50 آمده است « و شخصی وی را گفت اینک مادر تو و برادرانت بیرون ایستاده می خواهند با تو سخن گویند در جواب قایل گفت : کیست مادر من ! و برادران من کیانند ؟ ودست خود را به سوی شاگردان خود دراز کرده گفت اینانند مادر من و برادرانم زیرا هر که اراده ی پدر مرا که در آسمان است بجا آورد همان برادر و خواهر و مادر من است »

آیا براستی مسیح درمورد مادر خود که از زنان برگزیده ی روزگار بوده چنین سخن می راند . ممکن است بگوییم این کار عیسی مسیح برای تعلیم این حقیقت بوده که برادری در راه دین بر نسبتهای خانوادگی برتری دارد ولی حقیقت این است که هرگز نمی توان قبول کرد که مسیح به خاطر تعلیم این آموزه مادر خود را خوار کند .

و آیا براستی مادر مسیح جزو کسانی نبود که اراده ی پدر آسمانی را به جا آورد  ؟

البته داستان بی احترامی مسیح به مادر خویش به اینجا نیز ختم نمی شود

در یوحنا 2 : 3 – 4 آمده است « و چون شراب تمام شد مادر عیسی بدو گفت شراب ندارند . عیسی به وی گفت : ای زن مرا با تو چه کار است  ! »

در کمال تعجب بجای اینکه عیسی که خود مردی کامل است و باید بیش از همگان به مادر احترام بگذارد در مقابل دیگران با بی احترامی و خفت از واژه ی ای زن برای مادر خود استفاده می کند  !

آیا افراد عادی با مادر خود چنین رفتار می کنند ؟ که مسیح که باید خود اسوه ی برای اخلاق باشد چنین مادر خود را خوار و خفیف می کند .

دشنام به اطرافیان

از دیگر تهمتهایی که انجیلها بر حضرت مسیح وارد می کنند برخوردهای غیر منطقی و بی احترامی به این و آن است :

در انجیل متی آمده است که زنی یونانی برای گرفتن شفای دختر خویش پیش حضرت مسیح آمد اما عیسی بجای دلداری او در جوابش چنین گفت :

بگذار اول فرزندان سیر شوند زیرا نان فرزندان را گرفتن و پیش سگان انداختن نیکو نیست ! ( مرقس 7 : 27 )

آری مسیح فقط و فقط به این خاطر که آن زن از بنی اسرائیل نبوده و یونانی بوده است او را سگ می خواند و در مقابل بنی اسرائیل را فرزند خود می نامد !

پاسخ دوست عزیز مسیحی به این اشکال :

دوست عزیز « آشنای دیرین » پاسخ داده اند : « مسیح با این کار که به ظاهر توبیخ و یا حتی تحقیر بوده خواسته تا آن زن ایمان خود را بر دیگران آشکار سازد و در حقیقت این درسی برای سایرین باشد »به عقیده ی من این پاسخ ، توجیه مناسبی است و من این جواب رو می پذیرم . با این حال تامل در این مورد رو به دوستان واگذار می کنم .

مسیح در جای دیگر حتی به پطرس که بزرگترین حواری خویش شمرده می شود نیز بدترین بی احترامیها را می کند 

  در انجیل متی آمده است که مسیح به یکباره بر پطرس خشمگین شد و به او گفت : دور شو از من ای شیطان ! زیرا که باعث لغزش من می باشی ! ( متی 16 : 23 )

  عجیب است که بدانید پطرس بزگترین حواری مسیح است و حتی مسیح پیش از این او را به عنوان نایب خود معرفی کرده بود و او را سنگ بنای مسیحیت معرفی کرده بود :

 « و من نیز تو را می گویم که تویی پطرس و بر این صخره کلیسای خود را بنا می کنم و ابواب جهنم بر آن استیلا نخواهد یافت » متی 16 : 18

 

عیسی مسیح ، ملعون خوانده شده است ! 

یکی از عجیب ترین تعالیم کتاب مقدس ملعون بودن حضرت مسیح است !!

 پولس که پیشتر از این به نقش وی در تحریف مسیحیت اشاره کرده بودیم در عبارتی عجیب ادعا می کند که مسیح بجای گناهان ما کشته شد و به صلیب کشیده شد و به همین خاطر ملعون است !!

 متن عبارت پولس چنین است :

 مسیح ما را از لعنت شریعت فدا کرد چونکه در راه ما لعنت شد چنانکه مکتوب است ملعون است هر که بر دار اویخته شود .

پولس با این جمله اشاره به مطلبی در تورات می کند

 در سفر تثنیه باب 21 ایه ی 22 – 23 آمده است : و اگر کسی گناهی را که مستلزم موت است کرده باشد و کشته شود و او را به دار کشیده باشی بدنش در شب بر دار نماند او را البته در همان روز دفن کن زیرا آنکه بر دار آویخته شود ملعون خداست تا زمینی را که یهوه خدایت تو را به ملکیت می دهد نجس نسازی .

بدون شک این عبارات مربوط به کسی است که مرتکب گناهی شده باشد و بندگان صالح خدا او را به خاطر آن گناه که موجب مرگ بوده بردار بیاوزیند نه در مورد پیامبری که توسط پادشاهی ظالم و ستمگر به صلیب کشیده شد.

نکته ی دیگر اینکه اگر بخواهیم این آیه را بر حضرت مسیح تطبیق دهیم به مشکلی دیگر بر می خوریم : مطابق دستور این آیه باید کسی را که بر دار کشیده شده در همان روز دفن کرد و شب بر دار نماند تا زمین را نجس نسازد !

حال این سوال پیش می آید که آیا اگر مسیح در شب بر دار می ماند زمین خداوند را نجس می کرد؟!!!

عیسی مسیح شرابخواری می کند و به این هم اکتفا نمی کند بلکه برای میهمانان معجزه می کند و برایشان شراب می سازد !!!

بدون شک هر وجدان بیداری حتی اگر شراب را حرام نشمارد با این حال براحتی می تواند دریابد که نوشیدن آن از شان یک مبلغ دینی بدور است تا چه رسد به یک پیامبر

البته در کتاب مقدس هم اگر چه نوشیدن شراب حرام اعلام نشده اما با این حال بارها و بارها از آن به عنوان یک مایه ی فتنه یاد شده و نوشیدن آن به دور از حکمت دانسته شده

 ه عنوان مثال در کتاب امثال سلیمان 20 : 1 آمده است : .. و هر که به آن فریفته شود حکیم نیست و در امثال 23 : 20 چنین آمده است : از زمره ی میگساران مباش

 ( این مطلب در جاهای زیادی ذکر شده است به عنوان نمونه اشعیا 28 : 7 ، امثال 23: 29- 35 ، اشعیا 28: 1 ، اشعیا 5 : 11  و ...  )

 اما در کمال تعجب می بینیم که مسیح که باید اسوه ی زهد باشد و از این گونه امور ( که حتی اگر حرام هم نباشد بدون شک کاری ناپسند و بدور از شان یک بزرگ مرد است ) مبرا باشد خود شراب می نوشد !

در انجیل متی 11 : 19 آمده است : پسر انسان آمد که می خورد و می نوشد ، می گویند اینک مردی پرخور و میگسار و دوست باجگیران و گناهکاران است .

و در انجیل لوقا  22 : 16 – 17 آمده است : پس پیاله ای گرفته شکر نمود و گفت این را بگیرید و در میان خود تقسیم تقسیم کنید زیرا به شما می گویم تا ملکوت خدا نیاید از میوه ی مو دیگر نخواهم نوشید

 و حتی یکی از معجزات مسیح نیز تبدیل آب به شراب است !!

 در انجیل یوحنا 2 : 1 – 9  داستان این معجزه چنین آمده است : و در روز سوم در قانای جلیل عروسی بود و مادر عیسی در آنجا بود و عیسی و شاگردان را نیز به عروسی دعوت کردند و چون شراب تمام شد مادر عیسی بدو گفت شراب ندارند ... عیسی بدیشان گفت قدحها را از اب پر کنید و آنها را لبریز کردند پس بدیشان گفت الآن بردارید و به نزد رئیس مجلس ببرید پس بردند و چون رئیس مجلس آن آب را که شراب گردیده بود بچشید ....

 آنچه گذشت بخشهایی از شخصیت عیسی مسیح در انجیلها است . بدون شک هر کسی اگر تعصب را کنار بگذارد در می یابد که این صفات در مورد حضرت عیسی حقیقت ندارد و ساختگی است و به عقیده ی من سازندگان این داستانها کسانی بودند که در نظر داشتند با پایین آوردن شخصیت مسیح و طبیعی جلوه دادن این ضعفهای مفرط بر اعمال خود سرپوشی بگذارند

منبع: http://rahemasih.blogfa.com/post-39.aspx

وقتی شخصیت پیامبری اینچنین معرفی می شود. دیگر چگونه می توان او را به عنوان پیامبر، راهنما حتی خدا نام برد و بر او اعتماد کرد. فردی که دروغ می گوید آیا می توان بر او و حرفهایش اعتماد کرد.

دینی که نمی تواند پایبند به اخلاقیات باشد از درستی و حقیقت بدور است. چگونه این دین می تواند برای انسانیت رشد و کمال بیاورد. این چهره و شخصیت های پیامبران را در کتابهای مقدس با قرآن خوب مقایسه کنید. سراسر قرآن پر از احترام و کمال ادب با پیامبران برخورد کرده است در حالیکه در کتابهای مقدس آنها را زناکار،دروغگو، خیله گر معرفی می شوند که با افتخار این اعمال انجام می دهند.
به نقل از سایت تبیان تبریز

نظرات  (۹)

برادر عزیز شما یک نظر به قران کریم بنداز جواب سوالاتت رو میگری
پاسخ:
سلام
شما حقانیت دین و کتاب خودتون رو ثابت کنید و بعد اشکال به قرآن بگیرید.
موفق باشید ودر پناه خدا
شصت مورد از دشواری ها و تناقضات قرآن
1) حسابرسی عجیب الله
(سوره 4 آیه 11-12) و (سوره 4 آیه 176) در مورد قوانین وراثت صحبت میکند. اگر یک مرد فوت شود، و از او سه دختر و دو والد و یک همسر باقی بماند؛ دختران 2/3 سهم، والد ها 1/3 سهم (هردو بر اساس سوره 4 آیه 11) و همسر 1/8 سهم (بر اساس سوره 4 آیه 12) از ارث را دریافت میکند که از میزان ارث بیشتر میشود.
مثال دوم، مردی فوت میشود و از او یک مادر و یک همسر و دو خواهر باقی میماند، مادر 1/3 سهم (سوره 4 آیه 11) همسر 1/4 (سوره 4 آیه 12) و خواهران 2/3 (سوره 4 آیه 176) که مجموع آنها 15/12 کل ارث است.
2)چند فرشته برای مریم فرستاده شده بودند؟
وقتی قرآن در مورد باردار شدن مریم و میلاد مسیح در (سوره 3 آیه 42 و 45) راجع به چندین فرشته صحبت میکند اما در (سوره 19 آیه 17-21) تنها از یک فرشته صحبت میکند.
3) اختلافات عددی بیشتر
آیا روزهای الله برابر 1000 روز بشر است (سوره 22 آیه 47، سوره 32 آیه 5) یا برابر 50,000 روز بشر است (سوره 70 آیه 4) ؟
چند باغ در بهشت وجود دارد؟ یک (سوره 39 آیه 73، سوره 41 آیه 30، سوره 57 آیه 21، سوره 79 آیه 41) یا زیادتر (سوره 18 آیه 31، سوره 22 آیه 23، سوره 35 آیه 33)؟
در (سوره 56 آیه 7) ادعا میکند که در روز قیامت مردم سه دسته میشوند، اما در (سوره 90 آیات 18-19، سوره 99 آیات 6-7) تنها دو گروه را بر میشمرد.
در مورد اینکه چه کسی روح را در هنگام مرگ از انسان میگیرد نیز تناقضی آشکار وجود دارد، فرشته مرگ (سوره 32 آیه 11)، یک فرشتگان (جمع) (سوره 47 آیه 27) و همچنین «این الله است که روح را از انسانها در هنگام مرگ میگیرد» (سوره 39 آیه 42).
صحیح بخاری ادعا میکند که جبرئیل 600 بال داشت (جلد چهارم بخش 54 شماره 455) در حالی که قرآن در (سوره 35 آیه 1) میگوید فرشتگان 2، 3 یا 4 بال دارند.
4) الله چند روز برای نابودی قوم عاد نیاز داشت؟
یک روز (سوره 54 آیه 19) یا چندین روز (سوره 41 آیه 16، سوره 69 آیات 6-7).
5) خلقت شش روز بود یا هشت روز؟
(سوره 7 آیه 54، سوره 10 آیه 3، سوره 11 آیه 7 و سوره 25 آیه 59) به روشنی اعلام میکند که الله زمین و آسمانها را در 6 روز آفرید. اما در (سوره 41 آیات 9-12) جمع روزهایی که الله بدانها اشاره میکند 8 روز است.
6) آفرینش سریع بود یا کند؟
الله آسمانها و زمین را در 6 روز آفریده است (سوره 7 آیه 54) و مسلمانانی که میخواهند به قرآن چهره علمی بدهند میگویند این 6 روز منظور 6 دوره است، اما (سوره 2 آیه 117) میگوید که «الله به صورت آنی خلق میکند».
7) اول زمین یا اول آسمان؟ کدام یک زود تر آفریده شد؟
اول زمین و بعد آسمان (سوره 2 آیه 29)، اول آسمان و بعد زمین (سوره 79 آیه 27-30).
8) به هم چسباندن یا از هم جدا کردن؟
در مورد روش ایجاد زمین و آسمان قرآن یکجا میگوید که آنها از هم جدا بودند و بعد به هم گرویدند (سوره 41 آیه 11) اما در (سوره 21 آیه 30) میگویند که آنها ابتدا یکی بودند و بعداً از یکدیگر جدا شدند.
9) انسان از چه ساخته شده بود؟
از لخته خون (سوره 96 آیات 1-2) آب (سوره 21 آیه 30، سوره 24 آیه 45، سوره 25 آیه 54) «چیزی مانند سفال» (سوره 3 آیه 59، سوره 30 آیه 20، سوره 35 آیه 11).
10) ناقص یا با جزئیات کامل؟
قرآن در جاهایی ادعا میکند که کامل است و تمامی جزئیات را دارا میباشد و هیچ چیز باقی نمانده است که در آن نباشد (سوره 6 آیه 38، سوره 6 آیه 114، سوره 12 آیه 11، سوره 16 آیه 89 و…) اما چیزهای بسیاری هستند که قرآن آنها را ناتمام باقی میگذارد، این نوشتار به مسئله شراب و شبهات موجود در قرآن میپردازد.
11) پرستش یک خدا یا یک خدای دیگر؟
به محمد دستور میدهد که به ناباوران بگوید، شما چیزی را نمیپرستید که من میپرستم (سوره 109 آیه 3). هرچند سوره های دیگر در قرآن بطور مشخص اشاره میکند که آن ناباوران در واقع خدایی را پرستش میکنند که همان الله است.
12) شفاعت کردن یا شفاعت نکردن، مسئله این است!
قرآن در مورد اینکه آیا در روز آخرت شفاعتی وجود خواهد داشت یا نه دچار تناقض میشود، در آیات (سوره 2 آیه 122-123، سوره 254 آیه 6-51، سوره 82 آیات 18-19 و…) میگویند شفاعتی وجود ندارد و آیات (سوره 53 آیه 26، سوره 43 آیه 86، سوره 34 آیه 23، سوره 20 آیه 109) و البته هر دو این پاسخ ها را میتوان با احادیث مختلف پشتیبانی کرد.
13) الله و تخت او کجاست؟
الله از رگ گردن به انسان نزدیکتر است (سوره 50 آیه 16) و در عین حال او بر روی تختش نشسته است (سوره 57 آیه 4) تختی که روی آب بنا شده است (سوره 11 آیه 7) و در عین حال بقدری دور است که رسیدن به او بین 1000 و 50000 سال طول میکشد (سوره 32 آیه 5، سوره 70 آیه 4).
14) ریشه بیچارگی کجاست؟
آیا شر و مصیبت از طرف شیطان است (سوره 38 آیه 41) ؟ از خود ماست (سوره 4 آیه 79) ؟ یا از طرف الله (سوره 4 آیه 78) ؟
15) رحمت الله چقدر است؟
الله رحمت را بر خود مقرر کرده است (سوره 6 آیه 12) هرچند بعضی از اشخاص را هرچند که میتواند هدایت نمیکند (سوره 6 آیه 35، سوره 14 آیه 4).
16) آیا در بهشت بازجویی خواهد بود یا نه؟
از یکدیگر سوال نخواهند کرد (سوره 23 آیه 101)، اما همچنان در یک پرس و جوی دو جانبه شرکت خواهند کرد (سوره 52 آیه 25) و از یکدیگر سوال خواهند کرد (سوره 37 آیه 27).
17) آیا فرشتگان محافظ هستند؟
هیچ حافظی بجز الله وجود ندارد (سوره 2 آیه 107، سوره 29 آیه 22)، اما (سوره 41 آیه 31) فرشتگان خود میگویند «ما محافظان شما در اینجا و در آن دنیا هستیم.» همچنین در سوره های دیگر نقش آنها بعنوان نگاهبان (سوره 13 آیه 11 و سوره 50 آیه 17-18) و محافظان (سوره 82 آیه 10) اعلام میشود.
18) آیا همه چیز مطیع الله است؟
به اینکه همه چیز مطیع الله است در (سوره 30 آیه 26) اعلام شده است اما در چندین جای دیگر در مورد عدم اطاعت مغرورانه شیطان از الله خبر میدهد از جمله (سوره 7 آیه 11، سوره 15 آیه 28-31، سوره 17 آیه 61، سوره 20 آیه 116، سوره 28 آیه 71-74، سوره 18 آیه 50)، همچنین در جاهای دیگری در مورد بسیاری از موجودات که از فرمان الله سرپیچی میکنند.
19) آیا الله شرک را میبخشد؟
شرک بدترین گناهان شمرده میشود، اما به نظر میرسد نویسنده قرآن نتوانسته است در مورد اینکه الله شرک را میبخشد یا نمیبخشد تصمیم قاطعی بگیرد. در (سوره 4 آیه 48، 116) میگوید نمیبخشد و در سوره (4 آیه 153) میگوید میبخشد، ابراهیم با پرستش ماه و خورشید و ستاره به عنوان خدایش دچار شرک میشود (سوره 6 آیه 76-78) اما مسلمانان فکر میکنند که پیامبران گناه نمیکنند.
20) ماجرای پرستش گوساله طلایی
اسرائیلیان قبل از اینکه موسی از کوه بازگردد آغاز به پرستش گوساله طلایی کردند (سوره 7 آیه 149)، اما تازمانی که موسی بازنگشته بود از توبه کردن سر باز زدند و به ستایش گوساله ادامه دادند (سوره 20 آیه 91). آیا هارون نیز در گناه آنان شریک بود؟ نه (سوره 20 آیه 85-90)، آری (سوره 20 آیه 92، سوره 7 آیه 151).
21)یونس به بیابان رسید یا نرسید؟
ما در حالی که ناخوش بود، او را به بیابان رساندیم (سوره 37 آیه 145)؛ اگر نعمت پروردگارش نبود، در حین بد حالی به صحرایی بی آب و گیاه می افتاد (سوره 68، آیه 49).
22) موسی و انجیل؟
مسیح بیش از 1000 سال بعد از موسی به دنیا آمد اما در (سوره 7 آیه 157) الله در مورد انجیلی که به مسیح داده شده است با موسی صحبت میکند.
23) آیا کسانی که به زنان تهمت ناپاکی میزنند بخشیده میشوند؟
آری (سوره 24 آیه 5) نه (سوره 24 آیه 23).
24) در روز آخرت کارنامه خود را چگونه دریافت میکنیم؟
در روز جزا، زیانکاران کارنامه اعمال بدشان را از کجا میگیرند؟ از پشتشان (سوره 84 آیه 10) یا از دست چپشان (سوره 69 آیه 25)؟
25) آیا فرشته ها میتوانند نامطیع باشند؟
هیچ فرشته ای متکبر نیست، همه الله را اطاعت میکنند (سوره 16 آیات 49-50)، اما «هان به فرشتگان گفتیم، آدم را سجده کنید» و همه آنها به آدم سجده کردند مگر ابلیس، ابلیس نافرمانی کرد و او بسیار متکبر است (سوره 2 آیه 34).
26) تناقضی در (سوره 2 آیه 97) و (سوره 16 آیات 101-103).
چه کسی قرآن را بر محمد وحی میکند؟ جبرئیل یا روح القدس (سوره 16 آیه 102) یا (سوره 2 آیه 97)؟
وحی های جدید وحی های قدیم را تصدیق میکنند (سوره 2 آیه 97) یا جایگزین آنها هستند (سوره 16 آیه 101)؟
قرآن عربی خالص است (سوره 16 آیه 103) اما تعداد بسیار زیادی کلمات غیر عربی در آن یافت میشود.
27) حلقه بینهایت (تسلسل).
(سوره 26 آیه 192-195-196) میگوید «این (قرآن) وحیست از طرف خداوند… به زبان عربی و این (قرآن) در نوشته های (پیامبران) قبلی نیز هست. حال با دانستن اینکه انجیل و تورات به زبان عبری و یونانی نوشته شده است. چطور یک کتاب عربی میتواند در آن کتابهای غیر عربی آمده باشد؟ علاوه بر این اگر این قرآن در آن کتابها گنجانده شده است، همین (سوره 26 آیه 192-195-196) نیز باید در آن کتابها باشد، بنابر این آن کتابها نیز باید در کتابهای قبلی همین سوره را داشته باشند و همینگونه به یک حلقه بینهایت و تسلسل میرسیم.
28) آیا تورات مثل قرآن است یا نیست؟
ادعای مسلمانان مبنی بر تحریف انجیل و تورات، از یک طرف با (سوره 2 آیه 24) و (سوره 17 آیه 88) و از طرف دیگر با (سوره 28 آیه 49) و (سوره 46 آیه 10) در تضاد است.
29) «پیر زن عجوزه» و شخصیت الله.
در مورد داستان لوط «ما خانواده او را نجات دادیم، بغیر از عجوزه ای که عقب ماند» (سوره 26 آیه 170-171). و باز میگوید «اما ما او و خانواده اش را حفظ کردیم، بغیر از همسرش را، او از کسانی بود که با دیگران دش شهر ماند (سوره 7 آیه 82). این دو آیه یا باهم تناقض دارند یا الله احترام چندانی به همسر پیامبر قایل نمیشود.
30) اشکالات بیشتر در داستان قوم لوط.
جواب مردمش جز این نبود که «آنها را از قریه خود برانید که آنان مردمی هستند که از کار ما بیزاری میجویند» (سوره 7 آیه 82، سوره 27 آیه 56). مردمش به او پاسخی ندادند جز اینکه گفتند «غضب الله را برای ما بیاور اگر راست میگویی» (سوره 29 آیه 29). این دو جواب باهم یکی نیستند و در هر دو آیه اشاره شده که «غیر از این جوابی ندادند» بنابر این این یک تناقض است.
31) لذت الله؟
آیا عمل تنبیه خداوند از رحمت اوست یا از هدایت کردن و یا نکردن مستبدانه وی؟
32) آیا ابراهیم بت ها را نابود کرد؟
ماجرای ابراهیم در (سوره 19 آیه 41-49، سوره 6 آیه 74-83) بطور مشخصی با (سوره 21 آیه 51-59) متفاوت است، در حالی که در (سوره 21) ابراهیم با مردمش بطور جدی مقابله میکند و حتی بت های آنها را میشکند، در سوره 19 وقتی ابراهیم به دلیل صحبت کردن علیه بت ها توسط پدرش به سنگسار شدن تهدید میشود خفقان میگیرد و نه تنها مقابله ای نمیکند بلکه گویا منطقه را نیز ترک میگوید.
33) پسر نوح چه شد؟
با توجه به (سوره 21 آیه 76) نوح و خانواده اش از طوفان نجات یافتند و (سوره 37 آیه 77) اعلام میکند که تخم و ترکه نوح نجات یافتند و (سوره 11 آیه 42-43) میگوید که پسر نوح نابود شد.
34) آیا نوح تبعید شده بود؟
پیش از اینها قوم نوح تکذیب کرده بودند. بنده مارا تکذیب کردند و گفتند: دیوانه است و به دشنامش راندند. (سوره 54 آیه 9). حال اگر نوح رانده شده بود (از منطقه اش رانده شده بود) چطور قومش میتوانند در هنگام رد شدن از کنار نوح که کشتی میساخت او را مسخره کنند (سوره 11 آیه 38). نوح نمیتواند هم طرد شده باشد هم توسط قومش مسخره شود.
35) جادوگران فرعون مسلمان شدند یا کفر ورزیدند؟
آیا شعبده بازان فرعون، مصریان به پیامبر خدا موسی ایمان آوردند (سوره 7 آیه 103-126، سوره 20 آیه 56-73، سوره 26 آیه 29-51) یا تنها اسرائیلیان به موسی ایمان آوردند (سوره 10 آیه 82)؟
36) آیا فرعون در لحظه مرگ توبه کرد؟
(سوره 10 آیه 90-92) میگوید که فرعون وقتی در بستر مرگ قرار گرفت توبه کرد و بنابر این رستگار شد، اما (سوره 4 آیه 18) میگوید چنین چیزی نمیتواند اتفاق بیافتد.
37) ابطال.
کلام خدا در درستی و عدالت کامل است، هیچ کسی نیست که بتواند کلام خدا را عوض کند (سوره 6 آیه 115) همچنین به (سوره 6 آیه 34) و (سوره 10 آیه 64) نگاه کنید. اما بعدا الله (یا محمد؟) تصمیم میگیرد که بعضی از آیات را با آیات «بهتر» عوض کند (سوره 2 آیه 106، سوره 16 آیه 101)؛ و این البته بخاطر نادانی افراد نیست که خدا را مجبور به اینکار کرده باشند.
38) راهنمای حقیقت؟
«بگو این الله است که بسوی حقیقت راهنمایی میکند، چه کسی بیشتر سزاوار دنبال روی است؟» (سوره 10 آیه 35) اما در واقع سزاوار بودن الله با (سوره 14 آیه 4) که میگوید «الله هرکس را که بخواهد هدایت میکند و هرکس را بخواهد گمراه میکند» زیر سوال میرود. ما از کجا بدانیم که از آن اشخاصی هستیم که خدا دوست داردمارا هدایت کند یا دوست دارد مارا گمراه سازد؟ یک مسلمان از کجا بداند از آن دسته افراد گمراه شده از طرف الله است یا از آن افراد هدایت شده.
39) مجازات زناکار چیست؟
100 ضربه شلاق (زن و مرد) (سوره 24 آیه 2)، آنقدر آنها را در خانه نگاه دارید تا بمیرند (برای زنان) (سوره 4 آیه 15). اگر توبه کردند و اصلاح یافتند آنها را رها کنید (در مورد مرد) (سوره 4 آیه 16). (سوره 24 آیه 2) با دو آیه بعدی در تناقض است و مجازات برای زنان و مردان در (سوره 4 آیه 15-16) متفاوت است در حالی که در سوره 24 آیه 2 برای هردو یکسان است.
40) چه کسی زیان گناهان را خواهد دید؟
قرآن میگوید هر کسی مسئولیت گناهان خود را بر عهده دارد (سوره 17 آیه 13-15، سوره 53 آیه 38-42)، اما قرآن یهودیان زمان محمد را برای گناهیی که اجدادشان 2000 سال پیش با ستایش گوساله طلاعی کرده اند محکوم میکند.
41) آیا مسیحیان به بهشت وارد خواهند شد؟
(سوره 2 آیه 62) و (سوره 5 آیه 69) میگویند «آری» و (سوره 5 آیه 72، تنها بعد از 3 آیه) و (سوره 3 آیه 85) میگوید «نه».
42) تنها خدا میداند یا بعضی از انسانها هم میدانند؟ مشخص یا غیر قابل درک؟
«قرآن به زبان عربی روشن است» (سوره 16 آیه 103) اما «هیچ کس نمیداند تفسیر آن چیست جز الله (سوره 3 آیه 7). و انسانهای اهل فهم نیز میدانند (سوره 3 آیه 7).
43) آیا فرعون غرق شد یا توسط اسرائیلیان نجات یافت؟
نجات یافت (سوره 10 آیه 92)، غرق شد (سوره 28 آیه 40، سوره 17 آیه 103، سوره 43 آیه 55).
44) فرعون کی فرمان قتل پسرهای خردسال را داد؟
وقتی موسی پیامبر بود و در مورد خدا برای فرعون صحبت کرد (سوره 40 آیه 23-25) یا وقتی موسی یک نوزاد بود (سوره 20 آیه 38-39).
45) کی و چگونه ایمانها مشخص میشود؟
«در آن شب فرشتگان و روح به فرمان پروردگارشان برای انجام دادن کارها نازل میشوند.» (سوره 97 آیه 3-4). «ما آنرا در مبارک شبی نازل کردیم، ما بیم دهنده بودیم.» شب قدر برای مسلمانان شب مقدسیست، شبیست که در آن همه چیز در مورد حیات و مرگ و… مشخص میشود. اعتقاد مسلمانان بر این است که هر چیزی که قرار است در طول سال اتفاق بیافتد در این شب توسط الله بر روی الواحی نوشته میشوند. این اعتقاد مسلمانان با (سوره 57 آیه 22) که میگوید «هیچ مصیبتی به مال یا جانتان نرسد مگر پیش از آنکه بیافرینیمش، در کتابی نوشته شده است. و این بر خدا آسان است.» در تضاد است. این آیه در واقع میگوید که قبل از اینکه کسی خلق شده باشد سرنوشت افراد در الواحی نزد خداوند ثبت شده است و این نیز خود با (سوره 17 آیه 13) «کردار نیک و بد هر انسانی را چون طوقی به گردنش آویخته ایم. و در روز قیامت برای او نامه ای گشاده بیرون آوریم تا در آن بنگرد.» که به این معنی است که افراد خود مسئول آن کاری که انجام میدهند و اتفاقی که برای آنها می افتد هستند.
46) شراب، خوب یا بد؟
شراب و… از کارهای شیطان هستند (سوره 5 آیه 90) ولی در بهشت جوی هایی از شراب (سوره 47 آیه 15 و سوره 83 آیه 22 و 25) جاری هستند. چگونه کارهای شیطان به بهشت راه یافته اند؟
47) اخبار خوب مجازات دردناک؟
مسلماً خبر دادن به کسی در مورد شکنجه و مجازات شدنش خبر خوبی نیست، ولی قرآن ادعا میکند که خبر شکنجه دردناک خبر خوبی است (سوره 3 آیه 21، سوره 84 آیه 24، سوره 45 آیه 8، سوره 31 آیه 7، سوره 9 آیه 34، سوره 9 آیه 3 و سوره 4 آیه 138).
48) آیا مسلمانان به دوزخ میروند؟
(سوره 19 آیه 71) میگوید تمامی مسلمانان به جهنم خواهند رفت (حد اقل برای مدتی) اما در جاهای دیگر ادعا میکند کسانی که در جهاد کشته میشوند مستقیم به بهشت میروند.
49) آیا مسیح در بهشت خواهد سوخت؟
مسیح به سوی الله برخاسته است (سوره 4 آیه 158)، در کنار او قرار گرفته است (سوره 3 آیه 45) اما با توجه به اینکه میلیونها مسیحی خدا را میپرستند، قرآن میگوید تمام آنهایی که در کنار الله کسی را میپرستند به اضافه کسی که مورد پرستش قرار میگیرد در جهنم خواهد سوخت (سوره 21 آیه 98).
50) اجنه و انسانها برای پرستش بوجود آمدند یا برای دوزخ؟
فقط برای خدمت و پرسیتش خدا بوجود آمده اند (سوره 51، آیه 56) اما بسیاری از آنها برای جهنم ساخته شده اند (سوره 7 آیه 179).
51) پدر مسیح کیست؟
توضیح این تناقض در یک سطر میسر نیست.
52) بوجود آوردن و بی نیاز بودن؟
یک تناقض داخلی برای اشتباه در انتخاب کلمات مناسب.
53) آیا الله میتوانست یک فرزند داشته باشد؟
سوره (39 آیه 4) تایید میکند و (سوره 6 آیه 101) احتمال این کار را رد میکند.
54) آیا مسیح مرده بود؟
(سوره 3 آیه 144) میگوید تمام پیامبران قبل از محمد مرده اند، اما (سوره 4 آیه 158) میگوید مسیح به سوی خدا برخاست.
55) یک خالق یا چند خالق؟
قرآن در دوجا اعلام میکند که «الله بهترین خالق هاست» (سوره 23 آیه 14 و سوره 37 آیه 125) و این به این معنی است که غیر از الله خالق های دیگری نیز وجود دارند اما در عین حال خیلی جاها ادعا میکند «الله خالق همه چیز است» (سوره 39 آیه 62)، اگر خالق همه چیز الله است آنگاه دیگر خالق دیگری نمیتواند وجود داشته باشد.
56) از همه نژادها یا از نژاد ابراهیم؟
(سوره 29 آیه 27) اشاره میکند که تمام پیامبران از تخم و ترکه ابراهیم بوده اند. اما (سوره 16 آیه 36) میگوید الله از میان همه ملتها مردمانی را به پیامبری برانگیخته است.
57) ازدواج با زنان فرزندخوانده؟
مسلمانان میتوانند با زنان فرزندخوانده هایشان که از فرزندخوانده هایشان طلاق گرفته اند ازدواج کنند (سوره 33 آیه 37) اما مسلمانان نمیتوانند پسری را به پسرخواندگی بگیرند (سوره 33 آیه 4-5).
58) آیا پیامبری برانگیخته نشده اند مگر از نژاد هر قوم؟
قرآن میگوید برای هر مردمی پیامبری از میان خودشان برانگیخته ایم (سوره 14 آیه 4) و (سوره 30 آیه 47)، اما هم منابع اسلامی هم منابع دیگر سامی (مسیحی و یهودی) هردو بر سر این که یونس از قومی دیگر بود توافق نظر دارند.
59) پیامبران میان اجنه و فرشتگان؟
الله تنها انسانها را به پیامبری بر می انگیزد (سوره 12 آیه 109 و سوره 21 آیه 7-8 و سوره 25 آیه 20-21) اما گویا در میان اجنه و فرشتگان نیز پیامبرانی وجود دارند (سوره 6 آیه 130، سوره 11 آیه 69 و 77، سوره 22 آیه 75 و…).
60) چند شرق و چند غرب؟
یک شرق و یک غرب (سوره 26 آیه 28)، دو شرق و دو غرب (سوره 55 آیه 17) چندین شرق و چندین غرب (سوره 70 آیه 40).
برگرفته از زندیق
61)بزرگترین تناقض فلسفی قران
با مطالعه قران و همچنین گذری در میان متون مرجع و احکام اسلامی به تناقض اشکاری بر می خوریم که می توان از ان بعنوان بزرگترین تناقض فلسفی قران یاد کرد. در همین راستا، ژول لابیوم J. Labeaume اسلام شناس قرن نوزدهم فرانسه در کتاب ارزنده «تجزیه قران» ، به بیش از صد ایه مختلف اشاره می کند که پیرو آن، تمامی مسائل مربوط به انسان و جهان و کائنات از جمله اعمال و کردار انسان، تمامی سخنان و افکار، تولد و مرگ و بطبع طول عمر، احساسات درونی و ریزترین فعل و انفعالات مجموعه طبیعت و کهکشانها و حتی کوچکترینشان – همه و همه- توسط خداوند از پیش مشخص و تعیین شده و بطور دقیق در «لوح محفوظ» ثبت و نگهداری می شود. پس بدینسان، انسان عاری از قدرت تشخیص و انتخاب است.
اما در سوی دیگر، همین خداوند متعال در ایاتی چند شدیدن تهدید و تأکید می کند که » انسان مسئول مستقیم اعمال خویش است و برای انانی که به راهی غیر از انچه مقرر کرده ایم می روند اتشی سخت مهیا کرده ایم»(104 انعام، 15 جاثیه، 67 توبه، 51 اعراف، النجم 38 و 39(
و باز در کنار این تناقض آشکار «یک بام و دو هوا»، می بینیم که در جای دیگر خداوند در اقدامی غیر مترقبه اعلام می کند که «شیطان را مأمور گمراهی انسانها قرار داده است» (سبا؛ 21) در همین رابطه دکتر شجاع الدین شفا چنین متذکر می شود: » البته با همه گذشت قرون، هنوز بدین دو پرسش پاسخ قانع کننده ای داده نشده است که اگر خدا خودش به شیطان اجازه داده بود که مردمان را گمراه کند، گناه ادم و حوا که فریب این شیطان را خوردند چه بود؟ و به‌فرض‌ِ آن هم که این دو گناهکار بودند چرا باید فرزندان نسل های بعدی آن‌ها بابت گناه این پدر و مادر ساده لوح جواب پس بدهند؟». (تولدی دیگر؛ 388) حال با توجه و بر مبنای چنین چند گانگی هائی، چگونه می توان جایگاه «جبر» و «اختیار» را در فلسفه دین اسلام از هم تفکیک کرد؟!
اگر انسان «مختار» است، پس منظور از تأکیدهای مکرر قران برای «از پیش تعیین شده بودن» همه چیز و وجود نوعی مرکز بایگانی بنام «لوح محفوظ» و اصولن «فلسفه تقدیر» چیست؟ اگر انسان «اجبار» داشته و در حوزه ای غیر اختیاری می زید، پس دیگر تدارک مکانهایی بنام «بهشت» و «جهنم» بمنظور پاداش و جزای اعمال انسان در چیست؟! و اصولن سنجش اعمال انسان بر چه مبنایی انجام می گردد و این سنجش در حیاتی کاملن مشخص و از پیش تعیین شده چه کاربردی دارد؟!
این تضاد عمیق سالهاست که از سوی منتقدین به پرسش گرفته شده، بدون آن که هیچ یک از علمای مذهبی تا کنون توانسته باشد پا سخی درخور بدان بدهد. علمای مذهبی، خصوصن روشنفکران مذهبی- نیک می دانند که پاسخگویی به چنین پرسشی مستلزم نادیده گرفتن اصول اساسی و مسلم دین اسلام است – که طی آن دکانداری دین در هر جا به فراخور زمان حکمی از آستین بیرون می‌آورد- ، بنابراین آنان با پیچاندن صورت مسئله و با طرح سئوالاتی دیگر به عوض جواب، عملن از پاسخگویی طفره می روند. این شانه خالی کردن از پرسشهای خردگرایان و فرار از پاسخ دهی با مطرح کردن حکم کلیشه‌ای «در کار خدا و رسولش مداخله نکنید» به منظور به بن بست رساندن پرسش و خاموش کردن عقل نقاد پرسشگر ، – با وجود ریشه ای کهن – تحقیقن نتوانسته و نخواهد توانست انسان خردگرا و کاوشگر را قانع کند، زیرا رشد علم در عصر حاضر و تکاپوی بی وقفه انسان در راه برون رفت از خیل مشگلاتی که بشر تاریخن بدان گرفتار آمده، خودبخود اصول پوسیده مذهبی را به چالش جدی گرفته و نیاز به شفافیت باورهای انسانی را دو چندان کرده است.
62)روز های خدا برابر 1000 سال است یا 50000 سال؟
و یک روز نزد پروردگارت، همانند هزار سال از سالهایى است که شما مىشمرید! (47)سورة محمد
امور این جهان را از آسمان به سوى زمین تدبیر مى‏کند; سپس در روزى که مقدار آن هزار سال از سالهایى است که شما مى‏شمرید بسوى او بالا مى‏رود. (5) سورة السجدة
فرشتگان و روح ( فرشته مقرب خداوند) بسوى او عروج مى‏کنند در آن روزى که مقدارش پنجاه هزار سال است! (4)سورة المعارج
بالاخره کدام درست است؟ روز خدا معادل 1000 سال زمینی است یا 50000 سال؟ ممکن است ادعا شود که این » روزها» فقط ارزش استعاری دارند و نه حسابی و تاریخی. البته این بهانه ی خوبی برای گریز ازاین تناقض گویی نیست. اگر الله تبارک و تعالی می خواست به استعاره رو بیاورد، نیازی نبود با ذکر اعداد مختلف برای طول یک روزخدا ضد و نقیض گویی کند. توجیه بهتری که برای این تضاد اقوال باری تعالی می توان یافت این است که خاتم انبیای این موجود موهومی دارای حافظه ی ضعیفی در جعل دروغ بوده است
63)آفرینش آسمان ها و زمین
کدام زود تر آفریده شد؟ آسمان ها یا زمین؟ :
او خدایى است که همه آنچه را (از نعمتها) در زمین وجود دارد، براى شما آفرید; سپس به آسمان پرداخت; و آنها را به صورت هفت آسمان مرتب نمود; و او به هر چیز آگاه است. (29)سورة البقرة
آیا آفرینش شما (بعد از مرگ) مشکل‏تر است یا آفرینش آسمان که خداوند آن را بنا نهاد؟! (27)سقف آن را برافراشت و آن را منظم ساخت، (28)و شبش را تاریک و روزش را آشکار نمود! (29)و زمین را بعد از آن گسترش داد، (30)سورة النازعات
چنان که در آیات شریفه ی بالا می بینید خداوند یک بار می فرمایند که نخست زمین آفریده شد و بار دیگر حکم به تقدم آفرینش آسمان دارند. چند تبیین برای این تناقض می توان تصور کرد:
- در بین این دو وحی خداوند متوجه اشتباه لپی خود گشته و در آیه ی بعد آن را اصلاح کرده است. به هر حال زمان زیادی از آفرینش جهان میگذرد و چه بسا حضرت حق چنان که میگویند دارای علم مطلق نباشد، یا بر اثرکهولت سن درعقل الهی زوالی ظاهر گشته باشد. فراموش نکنیم که دست کم ده میلیارد سال (سال زمینی) از عمرشریف ایشان میگذرد.
- حضرت خاتم الأنبیاء درانتقال این دو آیه ی وحی دچار خبط گشته اند.
- آیات فوق توسط دو خدای متفاوت بر محمد نازل گشته اند که هر یک ادعاهای متفاوتی در مورد آفرینش کائنات دارند.
- کاتبان قرآن به عللی (مثلا حواس پرتی ناشی از مشکلات خانوادگی یا مالی) در هنگام ثبت این آیات دچار اشتباه شده اند.
64)طلوع و غروب خورشید
قرآن کریم به ما می آموزد که خورشید در برکه ای گل آلود غروب می کند:
تا به غروبگاه آفتاب رسید; (در آن جا) احساس کرد که خورشید در چشمه تیره و گل ‏آلودى فرو مى‏رود; و در آن جا قومى را یافت; گفتیم:«اى ذو القرنین! آیا مى‏خواهى (آنان) را مجازات کنى، و یا روش نیکویى در مورد آنها انتخاب نمایى؟» (86)سورة البلد
تا به خاستگاه خورشید رسید; (در آن جا) دید خورشید بر جمعیتى طلوع مى‏کند که در برابر (تابش) آفتاب، پوششى براى آنها قرار نداده بودیم. (90)سورة البلد
ظاهرا علم جدید در این مورد در ضلالت مبین است. چرا که اولا بنا به نگرش علمی خورشید هیچ گاه در چشمه ی گل آلودی غروب نمی کند. دوم اینکه هیچ مکان غروب یا طلوعی برای خورشید وجود ندارد. احتمالا باور رایج در مورد کروی بودن سطح زمین غلط است وگرنه چطور ممکن بود که خورشید طلوعگاه وغروبگاهی نداشته باشد؟
احتمال دیگر این است که خداوند متعال، که بنا به تعریف قادر مطلق است، تا پیش از کشفیات کپرنیک ، کپلر و گالیله جهان را مطابق هیئت قرآنی می گردانده، اما بعد به این نتیجه رسیده که نظریه های این دانشمندان بلاد کفرمدل بهتری برای تدبیر امور کائنات پیش می نهد و آنگاه به ید قادر خود سیر گردش افلاک را تغییر داده است تا ایمان مؤمنان آزمایش شود. و العلم الکامل عند الله
65) چرا خداوند ستارگان را خلق فرمود؟
قرآن کریم با ذکر علت آفرینش ستارگان بر دانش ما می افزاید:
و آنها ( شهابها ) را تیرهایى براى شیاطین قرار دادیم، و براى آنان عذاب آتش فروزان فراهم ساختیم! (5) سورة الملک
ما آسمان نزدیک ( پایین) را با ستارگان آراستیم، (6)تا آن را از هر شیطان خبیثى حفظ کنیم! (7)آنها نمى‏توانند به (سخنان) فرشتگان عالم بالا گوش فرادهند، (و هرگاه چنین کنند) از هر سو هدف قرارمى‏گیرند! (8)سورة الصافات
خداوند شهاب ها را آفرید تا چون موشک هایی علیه شیاطین به کار روند. و به همان سیره ی قدسیه ، وزارت محترم دفاع جمهوری اسلامی ایران به حول و قوه ی الهی موشک شهاب 3 را برای دفع فتنه و فساد صهیونیسم و استکبار جهانی ساخت.
66)آسمان چیزی نیست به جز سقف یا سایبانی بر روی زمین:
آسمان را سقف محفوظى قرار دادیم; ولى آنها از آیات آن روى‏گردانند. (32)سورة الأنبیاء
(او) آسمانها را بدون ستونى که آن را ببینید آفرید… (10)سورة لقمان
آن کس که زمین را بستر شما، و آسمان را سقفى بالاى سر شما قرار داد…(20) سورة البقرة
حتما اصطلاح «آسمان جُل» را شنیده اید. معلوم میشود که این استعاره ریشه ی قرآنی دارد. خداوند متعال نیزآسمان را جُلی توصیف می فرمایند که برای حفاظت ما بر سر ارض کشیده شده. در مورد اینکه «حفاظت از چه؟» بین علما اختلاف نظر هست. اما آنچه این آیه بر ما مبرهن میکند این است که ما همگی آسمان جّل هستیم.
این آیه دریچه ی دیگری نیز بر روی معرفت کیهان شناسی ما می گشاید: آسمان ستون هایی نادیدنی دارد که با پیشرفته ترین ابزارهای علمی نیز دیده نمی شوند و قابل ردیابی نیستند.
آیا باز هم شک دارید که قرآن کریم سرشار از درّ و گهرهای علمی است؟
67)سقف آسمان به زلزله ی قیامت فرو می ریزد:
و آسمان گشوده مى‏شود و بصورت درهاى متعددى درمى‏آید(19)سورة النبأ
آن زمان که آسمان از هم شکافته شود، (1)سورة الإنفطار
هشدار ایمنی : ذات اقدس باری تعالی قادراست علاوه بر تمام بلایای طبیعی شناخته شده، با شکافتن و فروریختن سقف آسمان نیز ما بندگان گناهکار را به سزای اعمال پلیدمان برسانند. فأعتبروا یا اولی الأبصار!
68)چرا زمین (مانند فرش) مسطح است و نه(مانند توپ) کروی؟
و زمین را گستردیم; و در آن کوه‏هاى ثابتى افکندیم; و از هر گیاه موزون، در آن رویاندیم; (19) سورة الحجر
آیا زمین را محل آرامش (شما) قرار ندادیم؟! (6)و کوه‏ها را میخهاى زمین؟! (7)سورة النبأ
خداوند اطمینان می دهد که زمین مانند فرشی مسطح است و کوه ها برای آن که زمین با ما نلرزد بر زمین کوبیده شده اند. تبارک الله احسن الخالقین!
نتیجه ی علمی: اباطیل زمین شناسان در مورد گسل ها را فراموش کنید و خانه های خود را کنار کوه ها بنا کنید. باشد که این میخ های زمین، شما را از بلای زلزال در امان دارند. و چه کم اند پند گیرندگان!
اعتماد به هواشناسی و سونوگرافی؟ هرگز!
آگاهى از زمان قیام قیامت مخصوص خداست، و اوست که باران را نازل مى‏کند، و آنچه را که در رحم‏ ها(ى مادران) است مى‏داند… خداوند عالم و آگاه است(34)سورة لقمان
69)انسان از خون لخته شده آفریده شده است
اگر باور ندارید که کتاب زیست شناسی دبیرستان شما سرشار از مزخرفات است آیه ی زیر را بخوانید:
سپس نطفه را بصورت علقه ( خون بسته)، و علقه را بصورت مضغه ( چیزى شبیه گوشت جویده شده)، و مضغه را بصورت استخوانهایى درآوردیم; و بر استخوانها گوشت پوشاندیم; سپس آن را آفرینش تازه ‏اى دادیم; پس بزرگ است خدایى که بهترین آفرینندگان است! (14)سورة المؤمنون
70)مبدع ماکیاولیسم کیست؟
غالباً ادعا میکنند که ماکیاولی اولین نظریه پرداز ددمنشی و بی اخلاقی سیاسی است. اما با کمی تدبّر درآیات کریمه ی قرآن درمی یابیم که همانا حضرت عُمر بن خطّاب راست گفت که: نیست معرفت مفیده ای مگر آنکه در قرآن یافت شود. اگر شک دارید آیات ذیل را ملاحظه فرمائید، به نظرتدقیق:
در قبول دین، اکراهى نیست. (زیرا) راه درست از راه انحرافى، روشن شده است. بنابر این، کسى که به طاغوت ( بت و شیطان، و هر موجود طغیانگر) کافر شود و به خدا ایمان آورد، به دستگیره محکمى چنگ زده است، که گسستن براى آن نیست. و خداوند، شنوا و داناست. (256)سورة البقرة
با کسانى از اهل کتاب که نه به خدا، و نه به روز جزا ایمان دارند، و نه آنچه را خدا و رسولش تحریم کرده حرام مى‏شمرند، و نه آیین حق را مى‏پذیرند، پیکار کنید تا زمانى که با خضوع و تسلیم، جزیه را به دست خود بپردازند! (29) سورة التوبة
(اما) وقتى ماه هاى حرام پایان گرفت، مشرکان را هر جا یافتید به قتل برسانید; و آنها را اسیر سازید; و محاصره کنید; و در هر کمینگاه، بر سر راه آنها بنشینید! هرگاه توبه کنند، و نماز را برپا دارند، و زکات را بپردازند، آنها را رها سازید; زیرا خداوند آمرزنده و مهربان است! (5)سورة التوبة
هنگامى که با کافران در میدان جنگ روبه‏رو شدید گردنهایشان را بزنید، (و این کار را همچنان ادامه دهید) تا به اندازه کافى دشمن را در هم بکوبید; در این هنگام اسیران را محکم ببندید; سپس یا بر آنان منت گذارید (و آزادشان کنید) یا در برابر آزادى از آنان فدیه ( غرامت) بگیرید; (و این وضع باید همچنان ادامه یابد) تا جنگ بار سنگین خود را بر زمین نهد، (آرى) برنامه این است! و اگر خدا مى‏خواست خودش آنها را مجازات مى‏کرد، اما مى‏خواهد بعضى از شما را با بعضى دیگر بیازماید; و کسانى که در راه خدا کشته شدند، خداوند هرگز اعمالشان را از بین نمى‏برد! (4)سورة محمد
و آنها را هر کجا یافتید، به قتل برسانید! و از آن جا که شما را بیرون ساختند ( مکه)، آنها را بیرون کنید! و فتنه از کشتار هم بدتر است! و با آنها، در نزد مسجد الحرام (در منطقه حرم)، جنگ نکنید! مگر اینکه در آن جا با شما بجنگند. پس اگر (در آن جا) با شما پیکار کردند، آنها را به قتل برسانید! چنین است جزاى کافران! (191)سورة البقرة
اى پیامبر! مؤمنان را به جنگ با کافران تشویق کن(65)سورة الأنفال
علمای اَعلام با بیانی بلیغ ادعا می کنند که اسلام دین صلح است و اجباری در آن نیست. با این حال برخی ناآگاهان سئوال میکنند که پس چرا مجازات کافر در اسلام مرگ است؟
جواب: این مسلماً به معنای خشونت و ددمندشی این دین مبین نیست. فسلفه ی کشتن کفّار این است که خداوند رحمان رحیم بسی مشتاق آن است که با گرفتن جان کفّار آنان را از پرداختن به معصیت فزون تر در این عالم فانی ولذا گرفتاری به عقوبت سخت تر در عالم باقی باز دارد.
همچنین پروردگار عالم در بسیاری آیات می فرمایند که قرآن را به زبانی ساده و روشن فرو فرستاده اند چنان که فهم آن برای اعراب بیابان نیز مشکل نخواهد بود:
ما آن ( قرآن) را بر زبان تو آسان ساختیم، شاید آنان متذکر شوند! (58 )سورة الدخان
بنابراین نباید خیره سرانه اندیشید که آیاتی که به مذاق ضائع گمراهان و کفّار خوش نمی آید استعاره ای اند و نباید با میزان صدق سنجیده شوند.
کلام آخر
قرآن کریم سرشار از بی دقتی ها، تناقض ها، ناهمسازی ها، حشوها و غیره است. فرد می تواند صد ها مورد از این تناقضات/اشتباهات/ناهمسازی ها را در قرآن بیابد. موارد بالا مشتی بود نمونه ی خروار. با این حال هنوز هم قرآن برای اهل ایمان کسان معجزه ای می نماید. آیا این خود معجزه نیست؟
پاسخ:
سلام
خوشحالم که به بحث برگشتید اما شما هنوز سوالت منو جواب ندادید.
در ضمن بدونید که اشکالات فراوان انجیل که اکثر آن ها غیرقابل حل هم هستند با اشکال وارد کردن به قرآن حل نمی شود.
باید بگم چیزهایی که به عنوان تناقض مطرح شده در واقع تشابه هستند یعنی یک اشتباه ساده از طرف خواننده..
خدا ما را به تدبر در آیاتش دعوت می کند و اگر با تدبر قرآن را مطالعه کنیم هیچ کدام از این تناقض ها نخواهد بود.
مساله ی تشابه از آغاز اسلام تا کنون بوده و دانشمندان اسلامی کتاب هایی در این مورد نوشته اند:
-  ابی علی محمد بن مستنیر بصری(متوفی: 206 هـ . ق)، ادیب و از یاران امام صادق(ع) بوده است. او کتابی در مورد شبهات قرآنی، به ترتیب سوره‌ها به نام «الرّد علی الملحدین فی تشابه القرآن» تألیف کرده است.
-  ابن قتیبه دینوری(متوفی: 272 هـ . ق) نیز کتاب «تأویل مشکل القرآن» را درباره ردّ شبهات قرآنی نگاشته است. این کتاب توسّط محمّد حسن بحری بیناباج ترجمه شده که بنیاد پژوهشهای اسلامی در مشهد مقدّس آن را به چاپ رسانده است. 
- سیّد شریف رضی(متوفی: 406) نیز از اشخاصی است که در این موضوع تالیفی داشته است. اثر گرانسنگ ایشان «حقایق التأویل فی مشابه التنزیل» نام دارد.
- قاضی عبد الجبار معتزلی(ت: 415 هـ . ق) نیز کتاب «تنزیه القرآن عن المطاعن» را نگاشته است.
- محمد الفاتح مرزوق نیز در این موضوع کتابی با عنوان «دفاع الاسلام ضد مطاعن التبشیر» دارد. 
- قطب راوندی(ت: 573 هـ . ق) در کتاب «الخرائج و الجرائح» فصلى را به ردّ شبهات اختصاص داده است.
- ابن شهر آشوب مازندرانی(ت: 666 هـ . ق) نیز رساله‌ای در پاسخ به 1200 شبهه پیرامون قرآن نوشته است.
- همچنین جلال الدین سیوطی در کتاب «الاتقان فی علوم القرآن» در باب چهل و هشتم به مساله تناقض پرداخته است. کتاب او با ترجمه سیّد مهدی حائری قزوینی، توسّط موسّسه انتشاراتی امیرکبیر در تهران به چاپ رسیده است. 
- علّامه محمّد باقر مجلسی نیز در بحار الانوار(ج 89 ، ص 141 و ج 90، ص 98 تا 142) بحث مبسوطی درباره شبهات قرآنى دارد.
- شیخ جلیل یاسینف نیز کتاب «اضواء علی متشابهات القرآن» را نگاشته است. 
- احمد عمران نیز «القرآن و المسیحیة فی المیزان» را در پاسخ به اشکالات اسلام‌شناس و قرآن‌شناس مسیحی لبنانی یوسف حداد مؤلف کتاب «القرآن و المسیحیه» نگاشته است. 
- آیت الله محمّد هادی معرفت نیز در کتاب «شبهات و ردود حول القرآن الکریم» بسیاری از شبهات قرآنی را بررسی کرده است. ایشان در مورد تناقضات قرآنی نیز بحث کاملی را ارائه کرده اند.
- آیت الله العظمی سیّد ابوالقاسم خویی نیز در جلد اوّل کتاب «البیان فی تفسیر القرآن»، از عدم تناقض در قرآن سخن گفته اند.
- محمد بن ابى بکر رازى نیز در رساله اى به بیش از 1200 پرسش درباره شبهات قرآنى پاسخ داده است.
- استاد خلیل یاسین کتابى به نام «أضواء على متشابهات القرآن» نگاشته که در آن به 1600 پرسش پاسخ داده است.
- آیت الله جعفر سبحانى، تألیفى شیوا درباره آیات مشکله نگاشته است.
- بسیاری از مفسّران از جمله آیت الله مکارم شیرازی و علّامه طباطبایی در ذیل آیه 82 سوره نساء به عدم اختلاف و تناقض در قرآن پرداخته اند.
- سیّد علیرضا صدر حسینی نیز در کتابی با عنوان «نقدی بر کتاب تولّدی دیگر» به بررسی شبهات مطرح شده در مورد ادیان الهی و قرآن که در کتاب«تولّدی دیگر» مطرح شده، پرداخته است.

برخی از کتاب های بالا را میتونید پیدا کنید ومطالعه کنید.
موجبات گمان اختلاف آیات قرآن با یکدیگر، یا به عبارتی عوامل پندار اختلاف و تناقض در قرآن عبارتند از:
1.  بیان حالت هاى مختلف و تحوّلات یک موضوع، مثل آیاتی که مراحل خلقت انسان را بیان می کنند.
2.  اختلاف دو یا چند آیه در موضوع، مثل آیات سوال و عدم آن در قیامت.
3.  تفاوت دو آیه در جهت فعل: مثل آنچه در آیه «فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَ لکِنَّ اللهَ قَتَلَهُمْ وَ ما رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَ لکِنَّ اللهَ رَمى» آمده است.
4.  اختلاف در حقیقت و مجاز: مثل آنچه در آیه «و تَرَى النّاسَ سُکارى وَ ما هُمْ بِسُکارى» می باشد.
5. اختلاف به دو اعتبار.
6. عدم آگاهى به قانون حکیمانه متشابهات و محکمات.
7. موانع، حجاب و آفات شناخت.
8. عدم آگاهى به قوانین علم منطق.

مطمئناً پاسخ گویی به همه ی این شبهات بسیار وقت گیر است اما برخی از اونها رو من در این جا جواب می دم.
زمان خلقت آسمان و زمین: 6 روز یا 8 روز؟
خداوند در سوره فصلّت (آیات 9 تا 12) گفته است: در هشت روز زمین و آسمان را آفریده شد. امّا در آیه چهارم از سوره سجده و هفت آیه دیگر در قرآن کریم گفته شده که: «فِی سِتَّةِ أَیَّام» یعنی زمین و آسمان در شش روز آفریده شده است. چگونه می توان بین این آیات جمع کرد؟
پاسخ: برای روشن شدن مساله، لازم است در معنای آیات مورد نظر دقّت کنیم.
خداوند در سوره فصّلت در بیان مراحل آفرینش آسمان و زمین چنین می فرماید: «قُلْ أَ إِنَّکُمْ لَتَکْفُرُونَ بِالَّذِی خَلَقَ الْأَرْضَ فِی یَوْمَیْنِ وَ تَجْعَلُونَ لَهُ أَنْداداً ذالِکَ رَبُّ الْعالَمِینَ. وَ جَعَلَ فِیها رَواسِىَ مِنْ فَوْقِها وَ بارَکَ فِیها وَ قَدَّرَ فِیها أَقْواتَها فِی أَرْبَعَةِ أَیّامٍ سَواءً لِلسّائِلِینَ. ... فَقَضاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ فِی یَوْمَیْنِ ...»: (بگو: آیا شما به آن کس که زمین را در دو روز آفرید کافر مى شوید و براى او همانندهایى قرار مى دهید؟! او پروردگار جهانیان است. او برفراز زمین کوههاى استوارى قرار داد و برکاتى در آن نهاد و مواد غذایى آن را مقدّر فرمود، ـ اینها همه در چهار روز بود ـ درست به اندازه نیاز تقاضا کنندگان. آنگاه آنها را بصورت هفت آسمان در دو روز آفرید، ...).
خداوند در آیات فوق به سه دوره زمانی اشاره کرده است:
1- دوره آفرینش اولیّه زمین. (2روز: فِی یَوْمَیْنِ)
2- دوره آفرینش اولِیّه زمین، به همراه گستراندن زمین. (4روز: 2روز آفرینش اولیّه + 2روز گستراندن آن: فِی أَرْبَعَةِ أَیّامٍ)
3- دوره آفرینش آسمان. (2روز: فِی یَوْمَیْنِ)
از آنجا که «دوره اولیّه آفرینش زمین» یک مرتبه جدا، و یک مرتبه به ضمیمه «دوره گستراندن آن» محاسبه شده است، مقصود اینست که: آفرینش اولیّه زمین در دو روز به طول انجامید و پس از آن در دو روز گسترش یافت، که جمعاً مدّت آفرینش کامل زمین چهار روز می شود. این مدّت با محاسبه مدّت آفرینش آسمان که دو روز می باشد، شش روز می شود.
بنابراین، این آیه با آیات دیگری که مدّت آفرینش آسمان و زمین را شش روز بیان کرده اند، هیچ تضادّی ندارد.
لازم به ذکر است که طبق آنچه علّامه طباطبایی و حضرت آیت الله محمّد هادی معرفت بیان کرده اند، «یوم» در این آیات به معنای «دوره» می باشد.
 اوّل زمین خلق شد یا آسمان؟
در آیه 29 سوره بقره گفته شده که آفرینش زمین قبل از آفرینش آسمان بوده است. امّا در سوره نازعات (آیات 27 تا 30) بیان شده که خلقت آسمان قبل از خلقت زمین بوده است. آیا این آیات با یکدیگر تناقض ندارند؟
پاسخ: قرآن در رابطه با خلقت آسمان و زمین در سوره بقره می گوید: «هُوَ الَّذی خَلَقَ لَکُمْ ما فِی الْأَرْضِ جَمیعاً ثُمَّ اسْتَوى إِلَى السَّماءِ»: (او ـ خداوند ـ کسى است که همه آنچه را در زمین وجود دارد، براى شما آفرید، سپس به آسمان پرداخت). در این آیه خلقت زمین قبل از خلقت آسمان بیان شده است.
امّا به ادّعای برخی، در سوره نازعات این مساله بر عکس بیان شده است. در آیه 27 ابتدا به آفرینش آسمان اشاره کرده و می گوید: «السَّماءُ بَناها» و در ادامه می فرماید: «وَ الْأَرْضَ بَعْدَ ذالِکَ دَحاها»: (و زمین را بعد از آن گسترش داد).
با دقّت در آیات سوره نازعات می بینیم که آنچه پس از آفرینش آسمان بیان شده است؛ گسترش زمین (دحو الارض) می باشد، نه خلقت زمین. بنابراین خلقت زمین قبل از آفرینش آسمان بوده است و گسترش آن طبق این آیات پس از آفرینش آسمان. آیات نهم تا دوازدهم سوره فصّلت نیز به آفرینش و گستراندن زمین در دو مرحله جداگانه دلالت دارند.
بنابراین میان این آیات هیچ گونه تنافی و تضادّی وجود ندارد.
خلقت انسان از گِل، آب یا خون یا ...؟!
قرآن سر منشاء خلقت انسان را به صورت های متفاوتی بیان کرده است. گاهی می گوید انسان از خاک خلق شده است و گاهی می گوید از گِل و یا از خون یا قطره آبی و ... آفریده شده! بالاخره انسان از چه چیزی آفریده شده است؟ آیا بین این آیات اختلاف و تناقض نیست؟
پاسخ: بدر الدین زرکشى در مقام بیان موجبات پندار اختلاف و تناقض در آیات قرآن می گوید: یکی از این موارد عبارتست از بیان حالتهاى مختلف یک موضوع و مراحل رشد آن. به عنوان نمونه، قرآن از مراحل مختلف رشد انسان با تعابیر مختلفی یاد می کند. هر یک از تعابیر: «خَلَقَهُ مِن تُرَاب» «مِنْ حَمَإ مَّسْنُون» «مِن طِین لاَّزِبِ» و «مِن صَلْصَال کَالْفَخَّارِ» اشاره به مرحله ای از آفرینش انسان دارد. بنابراین، بین آیات یاد شده تناقض و اختلافی نیست.
عصای حضرت موسی(ع) مار کوچکی شد، یا اژدهایی بزرگ؟!
تعبیرهای متفاوتی از عصای حضرت موسی(ع) در قرآن آمده است. در جایی از آن به اژدها تعبیر می کند و می گوید:« فَإِذَا هِىَ ثُعْبَانٌ مُّبِینٌ» و در آیه دیگری می گوید که به شکل مار کوچکی درآمد «تَهْتَزُّ کَأَنَّهَا جَآنٌّ». آیا این دو آیه متناقض نیستند؟
پاسخ: این دو آیه به هیچ عنوان با یکدیگر منافاتی ندارند، زیرا هر یک آز آنها مربوط به ماجرای جداگانه ای است. یعنی عصای حضرت موسی(ع) در یکجا تبدیل به «ثُعْبَانٌ: اژدها» شد و در جای دیگری تبدیل به « جَآنٌّ: مار کوچکی» گشت. آیه اوّلی مربوط به لحظه ارائه معجزه در مقابل فرعون و اطرافیانش می شود، ولی آیه بعدی مربوط به آغاز بعثت و ماموریّت ایشان می باشد.
خداوند به مکّه قسم می خورد یا نمی خورد؟!
در آیه یکم سوره بلد خداوند به شهر مکّه قسم نمی خورد و می گوید: «لاَ أُقْسِمُ بِهَـذَا الْبَلَدِ» امّا در سوره تین پس از سوگند خوردن به تین و زیتون و طور سینا به این شهر سوگند یاد می کند و می گوید: «وَ هَـذَا الْبَلَدِ الاَمِینِ». چرا خداوند در یک آیه به شهر مکّه سوگند یاد می کند امّا در آیه دیگر چنین نمی کند؟
پاسخ: خداوند در سوره بلد می گوید: «لاَ أُقْسِمُ بِهَـذَا الْبَلَدِ». علاوه براین، تعابیر مشابه دیگری نیز در قرآن آمده است که عبارتند از: «فَلا أُقْسِمُ بِمَواقِعِ النُّجُومِ»، «فَلا أُقْسِمُ بِما تُبْصِرُونَ»، «فَلا أُقْسِمُ بِرَبِّ الْمَشارِقِ وَ الْمَغارِبِ»، «لا أُقْسِمُ بِیَوْمِ الْقِیامَةِ»،«وَ لا أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوّامَةِ»، «فَلا أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ» و «فَلا أُقْسِمُ بِالشَّفَقِ».
معنای صحیح این آیات چیست؟ آیا در آیات خداوند سوگند یاد می کند یا خیر؟ آیا در این آیات حرف «لا» به معنای نفی آمده است؟ برای درک معنای صحیح این آیات لازم است بدانیم که بسیارى از مفسران واژه ی «لا» در این آیات را «لای زائده» گرفته اند که برای تاکید بکار می رود و معنای نفی ندارد. طبق این تفسیر خداوند به آنچه در ادامه آمده است سوگند یاد کرده است.
البته برخی واژه «لا» در آیات فوق را به معنای نفی گرفته اند و می گویند: منظور اینست که مورد قسم بزرگ تر از آن است که به آن سوگند یاد شود. این هنگامی هست که گوینده می خواهد به اهمیّت آنچه پس از آن می آورد تاکید کند، نه اینکه منظورش نفی حقیقی باشد. بلکه امکان دارد در مورد دیگری به همان مورد سوگند یاد کند.
بنابراین، طبق نظر اکثر مفسرین که «لا» را زائده گرفته اند، اشکال از اساس وارد نیست و در هر دو سوره (بلد و تین) به مکّه قسم یاد شده است. و طبق نظر کسانی که لا را نافیة دانسته اند، باز هم اشکالی نمی باشد و آیات با یکدیگر تناقضی ندارند.
 طول روزهای قیامت، هزار سال یا پنج هزار سال؟!
خداوند در آیه 5 سوره سجده، مدّت هر روز از روزهای قیامت را معادل هزار سال دنیوی ـ «أَلْفَ سَنَة مِّمَّا تَعُدُّونَ» ـ بیان می کند. امّا در آیه 4 سوره معارج مقدارش پنجاه هزار سال بیان شده است و می گوید: «مِقْدَارُهُ خَمْسِینَ أَلْفَ سَنَة». بالاخره روزهای قیامت معادل هزار سال دنیوی می باشد، یا پنجاه هزار سال؟ آیا این آیات مخالف یکدیگر نیستند؟ چگونه می توان بین این آیات جمع کرد؟
پاسخ: در آیه 5 سوره سجده آمده است: «یُدَبِّرُ الاَمْرَ مِنَ السَّمَآءِ إِلَى الاَرْضِ ثُمَّ یَعْرُجُ إِلَیْهِ فی یَوْم کَانَ مِقْدَارُهُ أَلْفَ سَنَة مِّمَّا تَعُدُّونَ»: ( خداوند امور ـ این جهان ـ را از آسمان به سوى زمین تدبیر مى کند، سپس در روزى که مقدار آن هزار سال از سالهایى است که شما مى شمرید به سوى او بالا مى رود). على بن ابراهیم قمی در تفسیرش مى گوید: «مراد از امورى که خداوند تدبیر مى کند، امر و نهى است که بدان دستور داده و کارهایى است که بندگان انجام داده اند. همه این امور در روز قیامت آشکار مى گردد و مقدار آن روز نیز برابر با هزار سال از سالهاى دنیاست».
امّا اینکه مقدار بیان شده در این آیه با آنچه در آیه 4 سوره معارج در مورد طول روز قیامت آمده است، چگونه قابل جمع می باشد؟ پاسخ این سؤال، در حدیثى از امام صادق(ع) که کلینی در کافی و شیخ طوسى در امالى آن را نقل کرده اند، آمده است. حضرت(ع) فرمود: «اِنَّ فِى الْقِیامَةِ خَمْسِیْنَ مَوْقِفاً، کُلُّ مَوْقِف مِثْلُ أَلْفِ سِنَة مِمّا تَعُدُّونَ، ثُمَّ تَلا هذِهِ الآیَةَ فِی یَوْم کانَ مِقْدارُهُ خَمْسِینَ أَلْفَ سَنَة»: (در قیامت پنجاه موقف است که هر موقفى به اندازه یک هزار سال از سال هائى است که شما مى شمرید، سپس این آیه را تلاوت فرمود: در روزى که مقدارش پنجاه هزار سال است).
البته این احتمال نیز وجود دارد که «عدد هزار» و «پنجاه هزار» در اینجا براى بیان کثرت و فزونی باشد، یعنى در قیامت موقف زیادی است که هر یک مدّت زیادی طول می کشد.
باید توجّه داشت که آنچه گفته شد در مورد مجرمان، ظالمان و کافران است. زیرا در حدیثى از ابو سعید خدرى آمده است که بعد از نزول این آیه کسى عرض کرد: اى رسول خدا، چقدر آن روز طولانى است؟ فرمود: «وَ الَّذِى نَفْسُ مُحَمَّد بِیَدِهِ اِنَّهُ لَیَخِفُّ عَلَى الْمُؤْمِنِ حَتّى یَکُونُ أَخَفَّ عَلَیْهِ مِنْ صَلاة مَکْتُوبَة یُصَلِّیْها فِى الدُّنْیا»: (قسم به کسى که جان محمّد به دست او است! آن روز براى مؤمن سبک و آسان مى شود، آسان تر از یک نماز واجب که در دنیا مى خواند)

و اما مطلب کامل در این مورد:

لینک زیر را هم ببینید در وبلاگ زیر به 45 مورد از این به اصطلاح تناقضات پاسخ داده شده:
http://kalaamevahy.blogfa.com/posts/?p=1

موفق باشید و در پناه خدا
آفرین برشماازآن برادرمسیحیمون هم میخوام بره کمی راجع به خدایی که توکشتی ازبنده اش شکست میخوره فکرکنه که این خداشایسته پرستش هست؟یااینکه خدایی که باچشم دیده میشه پس محدوده وقتی محدودشدپس دربندمخلوقاتش میشه دربندمکان زمان وغیره واین خدای دربندشایسته پرستش نیست مامسلمین خدایی رامیپرستیم که صمد قاهر علیم ولاتدرکه الابصاره سوال دیگراینکه براستی چراعیسی راپسرخدامیدانید اگربخاطراینه که پدرنداشت پس حضرت آدم شایستگی بیشتری ازعیسی داردبرای خدایی زیراایشان پدرومادر ندارندواگربخاطرمرده زنده کردن است که عزیرنبی یاشعیای نبی که قبل ازعیسی بودند نیزمرده زنده میکردندپس چراآنهاراخدانمیدانید
۰۳ تیر ۹۴ ، ۱۵:۳۵ پیرو عیسی
اگر کمی در تاریخ تحقیق کنید میبنید اسلام به زور عربها و با وحشیگری و حمله به ایران راه یافت.از جمله اینکه حاکمان عرب از مسلمانان مالیات بسیار کم ولی از غیر مسلمانان بسیار مالیات میگرفتند و برای آنها محدودیت اجتماعی زیادی گذاشته بودند و به زور همین کارها مردم کم کم به اسلام روی آوردند و.....
جناب پیرو مسیح
کتاب کارنامه اسلام زرکین کوبو بخونید دوما تاقرن دوم وسوم هجری زرتشتیها آتشکده دارشتن حالا کجای این زوریه؟اگه زوریه پس نباید زرتشتی وجود داشته باشه اون موقع
شبهات مضحکه باستان ووطن پرستارو القا نکنید پیرو حق وحقیقت باشید دوست عزیز
سوما حملات وحشیگری مربوط به عمر وابوبکر وعثمانه وتو دوره های خلافت این قاصبان انجام شده پس هیچ ارتباطی به ائمه ما نداره وبلکه روایتی از پیامبر وائمه هس که فرقی بین عرب وعجم وسرخ وسیاه نیس ملاک فقط وفقط تقواس وسلام
سلام به دوستای خوشگل خودم از هر دین و مذهبی من فقط یک بحث کوچکی با برادران مسیحی عزیز دارم:
اگر قران ما ناقص است و تناقضات بسیار دارد چرا تا بحال مثل انجیل و تورات تحریف نشده
مگه حضرت مسیح خوشگل ما همراه امامی نمی آید که یکی از پیروان همین قران است
در ضمن درست است که اسلام به زور وارد برخی شهر های ما شده(برای این میگم برخی چون یه سری از شهر ها بدون جنگ توسط حسین ابن علی و حسن ابن علی فتح شد)ولی شما نمی توانید بگویید که چون اسلام به زور وارد کشور ما شده پس دین خوبی نمی تونه باشه
یه حدیث از امام رضا هیت که میفرماید:وقت خود را به بحث و جدل با یک دیگر تلف نکنید
در ضمن برادران مسیحی خوشگل اون خدایی که شما از اون اسم میبرید خالق همه ماست و طبق فرمایش برادر عزیزم اقای عرفان این تصور شما از خدا هیچ فرقی با افراد دین یهودیت نداره که میگن خدا انسانی است که راه میرود و سوت میزند و انسانی شرور است(نعوذ بالله)
همه ی این بحث ها با کمی مطالعه حل میشه
دین ما همواره طرفدار صلح بوده و یادتون نره سالانه هزاران ادم در روز عاشورا که مخصوصه امام حسین (ع) است شیعه میشوند مظلومیت امام حسین همه چیز را ثایت میکند ما حضرت مسیح رو روس سر خدمون قرار میدیم و اگر دلتون خواست به کتاب قران رجوع کنید و در سوره بقره از ایه 75 الی 90 این سوره رو مطالعه کنید همچنین برادران شیعه
و یک نکته دیگه اینکه تعداد مسیحیان از شیعیان خیلی بیشتر ولی همواره شیعه از مسیسحیت جلو بوده
یکی از انحرافات بزرگ دین شما عزیزان(که این مورد جزو تحریفات است)این است که رابطه دختر و پسری در هر شرایطی ازاد است در حالی که اسلام همیشه مردم را از این این کار نهی کرده
لطفا کمی درباره ظهور مولایمان امام زمان (عج) تحقیق کنید
دین های قبل از اسلام همه و همه امدند تا اخرین دین اسلام باشد که افرادی که از این دین ها اشکال میگیرند و انها را مورد تحریغ قرار میدهند اگاه شوند
سند این حرف که کسی نمیتواند از قران اسکال بگیرد در سوره بقره ذکر شده که میفذماید:اگر توانستید ایه ای درست کنید جز سخن خداوند!
در ضمن خود خدا دین شمارا درست کرده و انجیل را بر یامبرتان نازل کرده
خدای ما ان خداییت که مسیح را از مرگ با صلیب
موسی را از دست فرعون
ابراهیم را از اتشی سوزان نجاتداد
فکر میکنم همه شما حضرت محمد(ص) را میشناسید که اگر انجیل و تورات تحریف نشده را بخوانید حضرت مسیح فرموده:بعد من شخصی بنام محمد میآید که از من برتر است
خواهش میکنم مطالعه کنید
همتونو دومست دارم خداحافظ در پناه خداوند
اقا دمت گرم من یه کتاب انجیل گیر اوردم و با حرفات وادرسایی که دادی نگاه کردم همش درسته مسیح یعنی زرشک با احترامی که به پیامبر عزیزمون عیسی علیه السلام دارم
ببخشیدا مریم واسطه بود به عقیده مردم میبح از نسل داوود بود مسیح که پدر نداشت و مریم به واسطه روح القدس باردار شد نه یوسف محض اطلاع
وقتی مسیح رفت اونجا اون زمانی که باید برسه رسیده بود

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی