گفتگوی دینی با مسیحیان

پس بندگان من را مژده بده،آن هایی که تمام سخنان را می شنوند و بهترین آن ها را بر می گزینند. قرآن کریم

گفتگوی دینی با مسیحیان

پس بندگان من را مژده بده،آن هایی که تمام سخنان را می شنوند و بهترین آن ها را بر می گزینند. قرآن کریم

گفتگوی دینی با مسیحیان

بسم الله الرحمن الرحیم
این بلاگ جهت گفتگوی آرام بین مسیحیت و اسلام و ایجاد یک فضای گفتگوی دینی بین ادیان مختلف ایجاد گردیده است.
نظرات بازدیدکنندگان پس از تایید به نمایش گذاشته می شوند.
لازم به ذکر است نظراتی که حاوی مطالب توهین آمیز به ادیان مختلف باشند تاییدنخواهند شد.
توجه:هدف این گفتگوها به هیچ وجه ایجاد اختلاف و نزاع نیست زیرا که ما باور داریم ادیان ابراهیمی (یهودیت،مسیحیت واسلام) همه یک سرچشمه ی واحد دارند و پیروان این ادیان نیز با هم برادرند.

قُلْ یَا أَهْلَ الْکِتَابِ تَعَالَوْاْ إِلَى کَلَمَةٍ سَوَاء بَیْنَنَا وَبَیْنَکُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللّهَ وَلاَ نُشْرِکَ بِهِ شَیْئًا وَلاَ یَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضاً أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللّهِ فَإِن تَوَلَّوْاْ فَقُولُواْ اشْهَدُواْ بِأَنَّا مُسْلِمُونَ

بگو: اى اهل کتاب بیایید به سوى سخنى که میان ما و شما یکسان است: این که جز خداى یکتا را نپرستیم و چیزى را با او شریک نسازیم و برخى از ما برخى را به جاى خداى یکتا به خدایى نگیرد. پس اگر پشت کنند و برگردند بگویید: گواه باشید که ما مسلمانیم- تسلیم خداییم-.

پربیننده ترین مطالب
آخرین نظرات
پیوندهای روزانه

تعامل مثبت مسیحیان با مسلمانان در صدر اسلام

چهارشنبه, ۶ شهریور ۱۳۹۲، ۱۰:۴۳ ب.ظ

پس از ظهور اسلام، جریان­های متعددی که منافع خود را در خطر می­دیدند دست به مبارزه با این آئین نوپا زدند. مشرکان مکه در رأس این افراد بودند. باید توجه داشت که ظهور اسلام در شهر مکه بود. مکه شهر زیارتی و تجارتی مهمی در شبه جزیره عربستان شمرده می­شد. موقعیت حساس این شهر سبب شده بود که سالانه درآمد قابل توجهی نصیب ساکنان مشرک این دیار شود. مشرکان مکه که با ظهور اسلام تمام منافع مادی و حیاتی خود را در خطر می­دیدند در راه نابودی اسلام از هیچ تلاشی فروگزاری نکردند. آزار و اذیت آنان کار را به جائی رساند که عده­ای از مسلمانان ناگزیر از هجرت به حبشه شدند. پس از چند سال که اذیت و آزار مشرکان به اوج خود رسیده بود پیامبر اسلام به مسلمانان دستور داد که از مکه خارج و به مدینه مهاجرت نمایند. پیامبر اسلام نیز خود به مدینه (که وفاداری خود را از پیش اعلام کرده بود) مهاجرت نمودند.

در مدینه اگر چه از آزار و اذیت کفار خبری نبود اما در این شهر، اسلام از جانب دو گروه مورد تهدید بود:

1- منافقان داخلی: با ورود اسلام به مدینه، عملا اداره این شهر  به دست مسلمانان افتاد و خیلی از ساکنان مشرک این شهر به این دین گرویدند. اما از همان ابتدا عده­ای با هدف رسیدن به مطامع دنیوی به صورت ظاهری اسلام آوردند، ولی در باطن بر همان شرک خود باقی ماندند. افرادی هم­چون عبد الله بن ابی سلول و نعیم بن مسعود و یاران آنان[1] به تدریج به عنوان منافق مطرح شدند و به مثابه ستون پنجم در شهر مدینه دست به توطنه علیه اسلام می­زدند.

2- یهودیان: پیروان آئین یهود بر اساس منابع دینی خود، به طور اجمال می­دانستند که پیامبر آخر الزمان در شهر مدینه و یا اطراف آن ظهور خواهد نمود. لذا برخی از یهود خود را به مدینه رساندند و برخی نیز در اطراف این شهر (مانند خیبر و فدک) مستقر شدند تا به یاری او بشتابند و به او ایمان آورند. یهودیان آن­قدر نسبت به این ظهور ایمان داشتند که ساکنان عرب این شهر یعنی أوس و خزرج را دائماً تهدید می­کردند که در صورت ظهور پیامبر آخر الزمان به او ایمان می­آورند و با علیه اوس و خزرج متحد خواهند شد[2]. ولی با ظهور اسلام و استقرار پیامبر در مدینه، این گروه از همان ابتدا شروع به کار شکنی کردند[3]. قرآن کریم در این زمینه می­فرماید: وَ لَمَّا جاءَهُمْ کِتابٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُصَدِّقٌ لِما مَعَهُمْ وَ کانُوا مِنْ قَبْلُ یَسْتَفْتِحُونَ عَلَى الَّذینَ کَفَرُوا فَلَمَّا جاءَهُمْ ما عَرَفُوا کَفَرُوا بِهِ فَلَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الْکافِرینَ (بقره/89)

در جریان جنگ خندق، یهودیان به عنوان ستون پنجم دشمن در مدینه عمل­کرد نا­مطلوبی از خود به نمایش گذاشتند. بدین ترتیب جمعی از یهودیان بنی النضیر و بنی وائل به مکه رفتند و مشرکان آن سامان را به جنگ با پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله تشویق کردند و به آن­ها وعده دادند که تا نابودی کامل مسلمانان با مشرکان همراه باشند[4]. به تدریج اوج­گیری تحرکات یهود علیه اسلام، منجر به مواجهه نظامی مسلمانان با آنان شد و در نهایت تمامی آن­ها از مدینه خارج شدند. آخرین مواجهه مسلمانان با یهودیان در جنگ خیبر بود که منجر به اخراج آنان از قلعه­های خیبر شد. در طول تاریخ نیز این نگاه منفی همراه با سوء ظن به امت یهود، همواره در میان مسلمانان وجود داشته است.

البته باید توجه داشت که در طول تاریخ، عکس­العمل­هاى یهودیان و مسیحیان و مشرکان درباره مسلمانان، در مقایسه با یک­دیگر، متفاوت بوده است. گاهى یهودیان، دشمنى بیش­ترى از خود آشکار کرده‏اند و گاهى مسیحیان دست به جنگ­هاى سختى با مسلمانان زده‏اند (مانند جنگ­هاى صلیبى). ولى در زمان رسول گرامى اسلام، گروهى که بیش­تر از همه گروه­ها با مسلمانان عداوت و دشمنى داشته‏اند، ملت یهود و گروه مشرکان بوده است و در مقابل آن­ها، مسیحیان عکس­العمل ملایمى از خود نشان داده‏اند.

این حقیقت در آیه شریفه «لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَداوَةً لِلَّذینَ آمَنُوا الْیَهُودَ وَ الَّذینَ أَشْرَکُوا وَ لَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً لِلَّذینَ آمَنُوا» (مائده/82) به خوبى نمایان است. در این آیه خداوند خطاب به پیامبر اسلام مى‏فرماید: یهودیان و مشرکان را در دشمنى با مؤمنان از همه مردم سخت‏تر مى‏یابى ولى نصارى را از نظر دوستى با مؤمنان، نزدیک­ترین مردم مى‏یابى.

در زمان پیامبر اسلام، برخوردی خصمانه علیه مسلمانان نظیر آن­چه را که از یهودیان و مشرکان مشاهده شد از جانب مسیحیان دیده نشد، بلکه بعضى از آنان مانند مسیحیان حبشه و در رأس آنها خود نجاشى و نیز مسیحیان نجران از در صلح و آشتى و ملایمت وارد شدند و حتى بسیارى از آنان اسلام را پذیرفتند. قرآن تصویر روشنی از این فضا را ارائه می­دهد.

بررسی واکنش مسیحیان در برابر اسلام، در زمان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و چگونگی تعامل سازنده آنان با نبی مکرم اسلام صلی الله علیه و آله و به طور کل رفتار شناسی ایمانی آنان در صدر اسلام طبق آن­چه که آیات قرآن آن را منعکس ساخته است، در الگو سازی هم­زیستی مسالمت آمیز پیروان ادیان الهی در عصر حاضر، و گفتگوی دوستانه میان آنان، بسیار مؤثر خواهد بود.

مسیحیان و قرآن:

مسلمانان از همان آغاز ظهور اسلام با مسیحیان آشنا بودند. در میان برخی قبائل عربی هم­چون بنی تغلب[5]، بنی اسد، طی[6] و غسان[7] مسیحیانی وجود داشتند. هم­چنین در شهرهای مکه و طائف مسیحیانی زندگی می­کردند[8].

در سال هفتم بعثت جمعی از مسیحیان نجران[9] که خبر ظهور پیامبر اسلام در مکه را شنیده بودند به محضر ایشان رسیدند تا در این­باره تحقیق کنند[10]. پیامبر نیز آیاتی از قرآن را برای آنان تلاوت کرد. به قدری این آیات در دل­های آنان اثر کرد که اشک از چشمان­شان جاری شد و به این ترتیب به پیامبر ایمان آورند. جمعی از کفار مکه که از این پیش­آمد ناراحت شده بودند، به سرزنش آنان پرداختند. اما این جمع تازه مسلمان توجهی به سخنان آنان ننمودند[11]. خداوند در مورد این مؤمنان آیات 52-55 سوره قصص را نازل کرد[12]  خداوند در این آیات می­فرماید: کسانى که قبلًا کتاب آسمانى به آنان داده‏ایم به آن [قرآن‏] ایمان مى‏آورند و هنگامى که بر آنان خوانده شود مى‏گویند: «به آن ایمان آوردیم این­ها همه حق است و از سوى پروردگار ماست ما پیش از این هم مسلمان بودیم» آن­ها کسانى هستند که به خاطر شکیبایی­شان، اجر و پاداش­شان را دو بار دریافت مى‏دارند و بوسیله نیکی­ها، بدی­ها را دفع مى‏کنند و از آن­چه به آنان روزى داده‏ایم انفاق مى‏نمایند و هر گاه سخن لغو و بیهوده بشنوند، از آن روى مى‏گردانند و مى‏گویند: «اعمال ما از آن ماست و اعمال شما از آن خودتان سلام بر شما (سلام وداع) ما خواهان جاهلان نیستیم!».

قرآن در آیات دیگری رفتار مثبت مسیحیان حبشه را هنگام شنیدن آیات قرآن بیان می­کند. هنگامی که آزار و اذیت کفار نسبت به مسمانان به اوج خود رسیدن پیامبر به جمعی از مسلمانان دستور داد که به حبشه مهاجرت کنند. لذا جمعی از مسلمانان همراه با جعفر بن ابى طالب و عبد الله بن مسعود و عثمان بن مظعون به حبشه نزد نجاشى رفتند. وقتى مشرکین خبر دار شدند، عمرو بن عاص را با جمعى به حبشه فرستادند تا مسلمانان را به مکه برگردانند. نجاشی در برابر این درخواست، ابتدا مسلمانان را طلبید تا از آنان در باره دین­شان پرس و جو کند. پس از این که به محضر نجاشی رسیدند در ابتدا عقیده اسلام را درباره حضرت مسیح و حضرت مریم بیان کردند. سپس نجاشی از آنان درخواست کرد که آیاتی از قرآن را برای او تلاوت کنند. آنان نیز آیات ابتدائی سوره مریم را برای آن­ها تلاوت کردند، در حالى که از همه طرف، کشیشان و راهبان و سایر بزرگان نصاری حضور داشتند و گوش مى‏دادند. هنگامی که آیات قرآن را می­شنیدند حقیقتى تازه براى آنان مکشوف گشته و اشک­هایشان فرو مى‏ریخت[13]. آیه شریفه «وَ إِذا سَمِعُوا ما أُنْزِلَ إِلَى الرَّسُولِ تَرى‏ أَعْیُنَهُمْ تَفِیضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمَّا عَرَفُوا مِنَ الْحَق» (مائده/83) تصویر بسیار زیبائی را از واکنش مثبت کشیشان مسیحی در برابر شنیدن آیات قرآن می­دهد. بر این اساس خداوند در این آیات می­فرماید: و هر زمان آیاتى را که بر پیامبر (اسلام) نازل شده بشنوند، چشم­هاى آن­ها را مى‏بینى که (از شوق،) اشک مى‏ریزد، بخاطر حقیقتى که دریافته‏اند آن­ها مى‏گویند: «پروردگارا! ایمان آوردیم پس ما را با گواهان (و شاهدان حق، در زمره یاران محمد) بنویس.

ارتباط عاطفی مسیحیان با مسلمانان:

همان­طور که در ابتدا نیز اشاره کردیم در طول تاریخ، واکنش­ یهود و نصارى و مشرکان درباره مسلمانان، در مقایسه با یکدیگر، متفاوت بوده است در عین حال مسیحیان در صدر اسلام نسبت به یهودیان و مشرکان رفتار ملایمی در برابر مسلمانان از خود نشان دادند. خداوند نیز در آیه 82 سوره مائده این نکته را به خوبى نمایان ساخته است و یهودیان و مشرکان را سرسخت­ترین دشمن مسلمانان و مسیحیان را نزدیک­ترین مردم به مؤمنان معرفی می­کند.

از جمله مواردى که مسیحیان نسبت به مسلمانان مهربانى کردند و به آن­ها پناه دادند، جریان مهاجرت جمعی از مسلمانان به سرکردگی جعفر بن ابى طالب به حبشه است. مردم حبشه که مسیحى بودند به آنان امان دادند و درخواست مشرکان مکه را در استرداد آنان ردّ کردند.

هم­چنین هنگامی که پیامبر اسلام با پادشاهان دوران خود نامه نگاری کرد و آنان را به اسلام دعوت نمود، بهترین جواب را پادشاهان مسیحی آن دوران به پیامبر دادند. در این زمینه می­توان به هرقل حاکم رومی شام[14] و مقوقس پادشاه قبطی مصر[15] اشاره نمود. هنگامی که شام و مصر به دست مسلمانان فتح شد، مسیحیان این سامان از اولین کسانی بودند که اسلام را اختیار کردند[16].

در نگاه اول به نظر می­رسد که آیه 82 سوره مائده (که بر ارتباط عاطفی مسیحیان با مسلمانان صحه گذاشته است) مورد بحث مربوط به یهود و نصارى عصر پیامبر است ولى احتمال این­که آن را شامل تمام زمان­ها بدانیم، احتمال بعیدى نیست. زیرا یهود و مشرکان همواره در طول تاریخ نسبت به مسلمانان دشمنى کرده‏اند ولی در مقابل مسیحیان از آن­ها ملایم­تر بوده‏اند. بر همین اساس مى‏بینیم در قرن­هایى که تمدن اسلامى در اوج شکوفایى بود، بسیارى از دانشمندان مسیحى با مسلمانان همکارى نزدیک علمى داشتند و سهم مهمّى در ترجمه کتاب­هاى بیگانه به زبان عربى و بالا بردن توان علمى و فرهنگى جامعه اسلامى به خود اختصاص داده‏اند[17].

البته در قرون وسطی جریان دینی در اروپا به گونه­ای پیش رفت که تا چند قرن شاهد اوج­گیری خشونت­های مذهبی از جانب کلیسا در کشورهای اروپا بودیم. متأسفانه مسلمانان نیز از این بنیاد­گرائی دینی مصون نماندند و مسیحیان اروپا تا چند قرن سلسله جنگ­های صلیبی[18] را بر مسمانان تحمیل کردند. ولی این جوّ خفقان بار پیش از آن­که مسلمانان را به ستوه آورد، خود مسیحیان را به تحرک واداشت که تا در برابر جاه طلبی­های عده­ای دنیاپرست بایستند و در جهان مسیحیت، دست به اصلاحات عمیق دینی بزنند تا دیگر جهان مسیحیت با بنیادگرائی دینی و خشونت­های مذهبی قرون وسطی مواجه نشود.

پس از دوران تاریک قرون وسطی شاهد بودیم که مسیحیان بعدى بخصوص دانشمندان آن­ها، از اهانت‏ها و دشمنى‏­هائی که علیه مسلمانان اعمال شد عذر خواستند. اسلام شناس معروف انگلیسى جان دیون پورت (1789-1877)، کتاب «عذر تقصیر به پیشگاه محمد و قرآن» را نوشته است و اسلام را بطور منصفانه مطرح کرد[19]. در این زمینه نیز تا کنون صدها کتاب نوشته شده است. هر چند که استعمارگران و سیاست­مداران باز هم براى کوبیدن مسلمانان و دستیابى به منابع آنان دست از توطئه نکشیده‏اند ولى نباید آن را مربوط به مسیحیت و مسیحیان دین­دار بگذاریم[20].

آیه مورد بحث، علت نزدیک بودن مسیحیان با مسلمانان را چنین ذکر مى‏کند که از آن­ها کشیشان و راهبانى هستند و آن­ها در مقابل حق گردن­فرازى نمى‏کنند. یعنى دانشمندان راستین آن­ها و راهبانى که دنیاپرست نیستند و دنیا را رها کرده‏اند، در مقابل حق عناد نمى‏کنند ولى یهودیان با حق عناد مى‏کنند و این بیش­تر به خاطر دنیا پرستى آن­هاست که در آیه دیگر به آن تصریح شده است: وَ لَتَجِدَنَّهُمْ أَحْرَصَ النَّاسِ عَلى‏ حَیاةٍ (بقره/ 96) و آن­ها (یهود) را حریص‏ترین مردم بر زندگى مى‏یابى.

بر اساس آیات 83- 84 سوره مائده، کشیشان و دانشمندان راستین مسیحى و راهبان تارک دنیا، چون عناد با حق ندارند، وقتى آیات قرآن را مى‏شنوند، اشک در چشمان­شان حلقه مى‏زند چون حق را در مى‏یابند.

وقتى انسان با حقیقت عناد و ستیز نداشته باشد، اگر آن را دریابد، دیگر بهانه‏اى در مخالفت با آن ندارد و باید بى‏درنگ حقیقت را بپذیرد. آن­ها سپس اضافه مى‏کردند که «ما در خواست آن را داریم که خداوند ما را در گروه صالحان داخل کند و از آن­ها قرار بدهد» و البته این آرزوى هر شخص حق جو و خداپرستى است.

اینان در پى جستن حق‏اند ولى آن را نمى‏یابند. از این رو هنگامی که سخن حق را بشنوند، سرکشى نمى‏کنند همین امر سبب شده است که براى هدایت فرصتى بیش­تری داشته باشند. تأثیر حق در نفوس پاکیزه بسیار است، به گونه‏اى که ذهن را به خود مشغول مى‏کند و شوق ایمان را در دل به جوش مى‏آورد[21]. بنابراین سرشت نرم و سرعت حق پذیری مسیحیان موجب شده است که آنان سریع­تر سخن حق را پذیرا شوند و همین سبب می­شود که در مقابل مسلمانان قرار نگیرند و نسبت به آن­ها دشمنی سرسخت نباشند لذاست که در طول تاریخ شاهد بودیم که علما و راهبان مسیحی و به طور مکرر خدمت ائمه معصومین علیهم السلام می­رسیدند و سؤالات خود را از آن­ها می­پرسیدند[22].

در این زمینه باید این نکته را مورد توجه قرار داد که هنگامی که این چنین راهبان دنیاگریز و زاهدی، عهده­دار تربیت دینی مسیحیان می­شوند به طور طبیعی روحیه زهدگرائی و چشم­پوشی از لذت­های دنیا را به پیروان خود منتقل می­کنند و به این ترتیب روحیه حق پذیری را در میان مخاطبان خود نهادینه می­سازند.[23]

هم­چنین باید توجه داشت که تصویری را که کتاب مقدس از رحمت خداوند ارائه می­دهد، عمومی است که شامل تمام بشریت می­شود. بر اساس مصوبه شورای واتیکانی دوم (1962-1965) «نجات شامل تمام کسانی است به آفریدگار ایمان دارند به ویژه مسلمانان که به [حضرت] ابراهیم و کیش او اعتقاد دارند و همراه با مسیحیان، خدای یکتای مهربان را می­پرستند[24]»

 حال آن­که بر اساس عقاید یهودیان تنها نژاد بنی اسرائیل، برگزیده خدا هستند و تمام تدابیر او در راستای نفع رساندن به این نسل برگزیده است[25].

پیروان راستین عیسی مسیح:

خداوند در قرآن کریم شخصیت ایمانی مسیحیان راستین را، این­گونه توصیف می­کند: «ثُمَّ قَفَّیْنا عَلى‏ آثارِهِمْ بِرُسُلِنا وَ قَفَّیْنا بِعِیسَى ابْنِ مَرْیَمَ وَ آتَیْناهُ الْإِنْجِیلَ وَ جَعَلْنا فِی قُلُوبِ الَّذِینَ اتَّبَعُوهُ رَأْفَةً وَ رَحْمَةً (حدید/27) یعنی سپس در پى آنان رسولان دیگر خود را فرستادیم، و بعد از آنان عیسى بن مریم را مبعوث کردیم و به او انجیل عطا کردیم، و در دل کسانى که از او پیروى کردند رأفت و رحمت قرار دادیم.

رسالت و پیامبری حضرت عیسی بر اساس صلح و دوستی بود لذا رأفت و رحمتی را که خداوند در دل­های مسیحیان قرار داده است، نتیجه طبیعی رسالت حضرت عیسی بود.

بر این اساس کسانی که این مودت و دوستی در دل­های آن­ها نیست را نمی­توان از پیروان راستین آن حضرت بر شمرد. با توجه به گستره جمعیتی مسیحیت در جهان امروز، اگر مسیحیان بر تعالیم حقیقی حضرت عیسی استوار می­ماندند، باید امروز شاهد گسترش عدالت و صلح و دوستی در جهان می­بودیم و می­باید تمام انگیزه­های دشمنی و درنده خوئی از این جهان رخت بر می­بست ولی با کمال تأسف آن­چه را که در دنیای امروز شاهدیم بر خلاف رسالت راستین حضرت عیسی است. با نگاهی به قرن بیستم و بیست و یکم می­یابیم که آتش بسیاری از جنگ­ها و نزاع­ها، توسّط کسانی بر افروخته شد که به ناحق مدّعی پیروی از حضرت عیسی مسیح هستند[26]. پر خطرترین جنگ افزارهای مدرن توسط این مدعیان دروغین صلح و بشردوستی ساخته می­شود و بزرگ­ترین تسلیحات کشتار جمعی، در زرّاد خانه­های آنان نگه­داری می­شود.

و حال آن­که پیروان حقیقی آن حضرت دارای صفات نیکوئی هستند که تمام ارزش­های انسانی در آن تجلی می­یابد و تنها کسانی پیرو آن حضرت هستند که این صفات در آن­ها باشد. حضرت عیسی نیز ضمن برحذر داشتن از مدعیان دروغین، درباره آن­ها فرموده است: ایشان را از میوه­های ایشان خواهید شناخت (متی 7: 15) پس هر چه این درخت انسانیت، میوه­های نیکو دهد، انسان مسیحی به حضرت عیسی مسیح نزدیک­تر می­شود و بر عکس به هر مقدار که این درخت وجودی، کم­ثمرتر و یا بی ثمر باشد آن شخص از حضرت عیسی مسیحی دورتر شده است.

 

[1] انوار درخشان ج3ص266

[2] امتاع الاسماع ج3ص359

[3] الکافی ج8،ص308؛ تفسیر العیاشی ج1،ص49

[4] تاریخ طبری ج2ص565

[5]  تاریخ ابن خلدون ج3ص322

[6] تاریخ یعقوبی ج1ص336

[7] تاریخ ابن خلدون ج1ص263

[8] افکار و آراء فی الحوار المسیحی الاسلامی و العیش المشترک ص56

[9] نجران شهری در یمن که در راه مکه قرار دارد. مردم این دیار بت پرست بودند که به دست شخصی به نام فیمیون مسیحی شدند. دائرة المعارف الشیعیة العامة

[10] الحوار الاسلامی المسیحی ص113

[11] الجامع لاحکام القرآن ج6ص256

[12] البحر المدید ج4ص260

[13] امتاع الاسماع ج4ص363-365

[14] امتاع الاسماع ج2ص61

[15] امتاع الاسماع ج1ص305

[16] الإصابة ج1ص62

[17] تفسیر کوثر ج3ص243

[18] مجموعه جنگ­های مسیحیان غرب اروپا با مسلمانانِ بخش­هائی از جهان اسلام، بین سده یازدهم و سیزدهم میلادی. این جنگ،ها به دعوت مقامات کلیسای کاتولیک رومی و حمایت امپراتور روم شرقی با اعلام هدف آزاد سازی اورشلیم و سایر مکان­های مقدس مسیحی که دست مسلمانان بود صورت گرفت. جنگ­های صلیبی مجموعا هشت بار به وقوع پیوست.

[19] عذر تقصیر به پیشگاه محمد و قرآن: جان دیون پورت ترجمه سید غلامرضا سعیدى ص 77

[20] تفسیر کوثر ج3ص243

[21] تفسیر هدایت ج2ص384

[22] الجدید فی تفسیر القرآن المجید ج2ص508-509

[23] تفسیر المراغی ج7ص7

[24] الاسلام فی عقیدته و نظامه ص248

[25] التفسیر المبین ص153

[26] التفسیر القرآنی للقرآن ج14ص794-795

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی