گفتگوی دینی با مسیحیان

پس بندگان من را مژده بده،آن هایی که تمام سخنان را می شنوند و بهترین آن ها را بر می گزینند. قرآن کریم

گفتگوی دینی با مسیحیان

پس بندگان من را مژده بده،آن هایی که تمام سخنان را می شنوند و بهترین آن ها را بر می گزینند. قرآن کریم

گفتگوی دینی با مسیحیان

بسم الله الرحمن الرحیم
این بلاگ جهت گفتگوی آرام بین مسیحیت و اسلام و ایجاد یک فضای گفتگوی دینی بین ادیان مختلف ایجاد گردیده است.
نظرات بازدیدکنندگان پس از تایید به نمایش گذاشته می شوند.
لازم به ذکر است نظراتی که حاوی مطالب توهین آمیز به ادیان مختلف باشند تاییدنخواهند شد.
توجه:هدف این گفتگوها به هیچ وجه ایجاد اختلاف و نزاع نیست زیرا که ما باور داریم ادیان ابراهیمی (یهودیت،مسیحیت واسلام) همه یک سرچشمه ی واحد دارند و پیروان این ادیان نیز با هم برادرند.

قُلْ یَا أَهْلَ الْکِتَابِ تَعَالَوْاْ إِلَى کَلَمَةٍ سَوَاء بَیْنَنَا وَبَیْنَکُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللّهَ وَلاَ نُشْرِکَ بِهِ شَیْئًا وَلاَ یَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضاً أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللّهِ فَإِن تَوَلَّوْاْ فَقُولُواْ اشْهَدُواْ بِأَنَّا مُسْلِمُونَ

بگو: اى اهل کتاب بیایید به سوى سخنى که میان ما و شما یکسان است: این که جز خداى یکتا را نپرستیم و چیزى را با او شریک نسازیم و برخى از ما برخى را به جاى خداى یکتا به خدایى نگیرد. پس اگر پشت کنند و برگردند بگویید: گواه باشید که ما مسلمانیم- تسلیم خداییم-.

پربیننده ترین مطالب
آخرین نظرات
پیوندهای روزانه

آیا اسلام به زور شمشیر پیشروی کرد؟

يكشنبه, ۳ شهریور ۱۳۹۲، ۰۸:۱۲ ق.ظ

کشیش فندر در کتاب سنجش حقیقت صفحه 316 مینویسد " خلاصه حضرت محمد آیین خود را با این وسائل ( بلاغت کلام ، شیرینی عبادت،  وعده های دلفریب ، و پس از آن کسب توانایی ، انتقام ، جنگ وقتل و غارت و تطمیع به غنیمت ) در زمان حیات خویش در بلاد منتشر ساخت و پس از وفات محمد خلفا نیز به همان طریق آغاز به انتشار اسلام نمودند و از این رو به ولایات دیگر لشکر کشی کرده به ضرب شمشیر خواستند حقیقت اسلام را مبرهن سازند و مردم را جبرا مطیع قرآن گردانند " و در همان کتاب صفحه 248 به جهاد اسلام حمله نموده و پس از ذکر شش آیه از آیات قرآن درباره جهاد مینویسد " بر حسب مفاد و مضمون شش آیه مذکور که راجع به جهاد و از قرآن ذکر کردیم حضرت محمد مواعظ خود را به ضرب شمشیر تبلیغ مینماید و مردم را از روی عنف و شدت و کراهت ، مومن میگردا ند و به اجبار مردم را به ائین اسلام معتقد و قائل مینماید "   

 پاسخ شبهه

 این اشکال چون با حکم جهاد در اسلام ارتباط دارد ما نخست این مسئله را از نظر اسلام بررسی میکنم و سپس به جواب شبهه میپردازیم الف – جهاد از نظر اسلام : اسلام آئینی است که بنای ان بر پایه فطرت نهاده شده و در بر دارنده اصلاح انسانیت در حیات فردی و اجتماعی است چنانچه در قرآن کریم میفرماید " فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنِیفًا فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا لَا تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِکَ الدِّینُ الْقَیِّمُ وَلَکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لَا یَعْلَمُونَ " (سوره روم آیه 30)

(پس روى خود را متوجّه آیین خالص پروردگار کن! این فطرتى است که خداوند،انسانها را بر آن آفریده؛ دگرگونى در آفرینش الهى نیست؛ این است آیین استوار؛ ولى اکثر مردم نمى‏دانند!)

همچنانکه خدای جهان فطرت انسانی را بر توحید و عوامل سعادت انسانی سرشته است دفاع از انرا نیز حق فطری انسان قرار داده است و قانون جهاد که در اسلام وضع شده دفاع از همین حق فطری و مشروع انسانی است که در آن کمال عدالت و منتهای اعتدال رعایت شده است و ما به نحو اختصار موارد اجرای این قانون را متذکر میشویم

1 – دعوت : قران پیش از هر اقدامی پیامبر و پیروان او را امر میکند که جامعه بشریت اعم از مشرکان و اهل کتاب و دیگران را از طریق استدلال و برهان و اندرز نیکو به راه خدا که طریقه توحید و یکتا پرستی و مودب شدن به آداب و اخلاق انسانی است دعوت کنند و اگر بنا بر مجادله شود به بهترین وجه با آنها مجادله نمایند تا از روی خرد ، انگیزه ، وجدان و فطرت به راه حق و حقیقت بگرایند

در سوره نحل  آیه 125 میفرماید " ادْعُ إِلِى سَبِیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ ......"  (با حکمت و اندرز نیکو، به راه پروردگارت دعوت نما! و با آنها به روشى که نیکوتر است، استدلال و مناظره کن! ......)

و این نخستین راهی است که همه راهنمایان الهی در آغاز کار خود به ان مامور بوده و بدین وسیله هم هدف خود را که ارشاد مردم باشد تعقیب میکردند و هم تهیه نیرو برای مراحلبعدی می نمودند و در این راه چه بسیار اذیت و آزارهایی که از ناحیه مخالفان متوجه آنان میشد و بر ان صبر و تحمل میکردند تا وقتی که مامور به دفاع میشدند

2- دفاع : بهنگامی که مسلمانان دارای لشکرو سازو برگ و قدرت دفاعی شدند قران پیامیر و پیروان او را اذن می دهد که از جان و مال و ناموس خود  دفاع کنند و دست تعرض دشمنان را از حر یم اسلام کوتاه سازند می فرماید " أُذِنَ لِلَّذِینَ یُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللَّهَ عَلَى نَصْرِهِمْ لَقَدِیرٌ" "الَّذِینَ أُخْرِجُوا مِن دِیَارِهِمْ بِغَیْرِ حَقٍّ إِلَّا أَن یَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ .....  (سوره حج آیه39 و40 )

( به کسانى که جنگ بر آنان تحمیل گردیده، اجازه جهاد داده شده است؛ چرا که مورد ستم قرار گرفته‏اند؛ و خدا بر یارى آنها تواناست. همانها که از خانه و شهر خود، به ناحق رانده شدند، جز اینکه مى‏گفتند: «پروردگار ما، خداى یکتاست! ....... )

 

و نیز می فرماید" وَقَاتِلُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ الَّذِینَ یُقَاتِلُونَکُمْ وَلاَ تَعْتَدُواْ إِنَّ اللّهَ لاَ یُحِبِّ الْمُعْتَدِینَ"  ( سوره بقره آیه190)

(و در راه خدا، با کسانى که با شما مى‏جنگند، نبرد کنید! و از حدّ تجاوز نکنید ، که خدا تعدّى‏کنندگان را دوست نمى‏دارد.)

 

و این دومین مرحله است که راهنمایان و پیامبران الهی برای نشر دعوت خود از جانب خدا بر آن مامور می شدند چنانچه درقرآن کریم آمده است" َکَأَیِّن مِّن نَّبِیٍّ قَاتَلَ مَعَهُ رِبِّیُّونَ کَثِیرٌ فَمَا وَهَنُواْ لِمَا أَصَابَهُمْ فِی سَبِیلِ اللّهِ وَمَا ضَعُفُواْ وَمَا اسْتَکَانُواْ وَاللّهُ یُحِبُّ الصَّابِرِینَ " (سوره آل عمران آیه 146)

(چه بسیار پیامبرانى که مردان الهى فراوانى به همراه آنان جنگ کردند! آنها هیچ‏گاه در برابر آنچه در راه خدا به آنان مى‏رسید، سست و ناتوان نشدند (و تن به تسلیم ندادند)؛ و خداوند استقامت‏کنندگان را دوست دارد.)

 

 {در ساله به عبرانیان باب 11شماره  32 و33 نیز به این مطلب تصریح شده

{ 32و دیگر چه گویم؟ زیرا که وقت مرا کفاف نمیدهد که از جدعون و باراق و شمشون و یفتاح و داود و سموئیل و انبیا اِخبار نمایم 33 که از ایمان تسخیر ممالک کردند و به اعمال صالحه پرداختند و وعده‌ها را پذیرفتند و دهان شیران را بستند }

3- قتال ابتدائی یا جهاد: قرآن برای جامعه اسلامی وظیفه ای بزرگ مقرر داشته که زیر لِوای توحید ؛ عدالت و مساوات را در سراسر جهان منتشر سازند و فساد و ستمگری و خرافات و بت پرستی را از میان جامعه بشری ریشه کن نمایند.

و به عبارت دیگر خداوند افراد مسلمان را امر کرده که همه انسانها را بسوی فطرت اصلی و سعادتی که برای نیل به آن آفریده شده اند گرایش دهند و عواملی را که ممکن است مانع رسیدن انسانها به سعادت مطلوب و حقوق حقه آنها شوند از میان بردارند و وحدت کلمه و برابری در حقوق را در اجتماع انسانی بر قرار کنند، در قرآن کریم می فرماید " وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لاَ تَکُونَ فِتْنَةٌ وَیَکُونَ الدِّینُ لِلّهِ فَإِنِ انتَهَواْ فَلاَ عُدْوَانَ إِلاَّ عَلَى الظَّالِمِینَ " (سوره بقره آیه 193)

(و با آنها پیکار کنید! تا فتنه (و بت پرستى، و سلب آزادى از مردم،) باقى نماند؛ و دین، مخصوص خدا گردد. پس اگر (از روش نادرست خود) دست برداشتند، (مزاحم آنها نشوید! زیرا) تعدّى جز بر ستمکاران روا نیست.)

 

از این رو پس از آنکه اسلام حریم خود را از تعّرض دشمنان حفظ کرد ؛ به دفاع از این حق مسّلم انسانها مبادرت میکند ، و در این مرحله خداوند پیامبر و مسلمانان را مأمور میکند که ابتدا کلمه توحید را که اصل فطری همه انسانها است و مساوات در حقوق که زائیده همان اصلی است بر آنها عرضه کنند و همه را به اطاعت از فرمان پروردگار و پذیرش رسالت جهانی پیامبر اسلام بخوانند، اگر پذیرفتند کمترین تعرضی نسبت به آنها نمی شود و با همه مسلمانها برادر و در حقوق برابرند و جان و مال و عرض و ناموس آنها مصون و محفوظ خواهد بود،

 

 قرآن مجید می فرماید((قُلْ یَا أَهْلَ الْکِتَابِ تَعَالَوْاْ إِلَى کَلَمَةٍ سَوَاء بَیْنَنَا وَبَیْنَکُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللّهَ وَلاَ نُشْرِکَ بِهِ شَیْئًا وَلاَ یَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضاً أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللّهِ فَإِن تَوَلَّوْاْ فَقُولُواْ اشْهَدُواْ بِأَنَّا مُسْلِمُونَ)) ( آل عمران آیه 64 )

( بگو اى اهل کتاب! بیایید به سوى سخنى که میان ما و شما یکسان است؛ که جز خداوند یگانه را نپرستیم و چیزى را همتاى او قرار ندهیم؛ و بعضى از ما، بعضى دیگر را -غیر از خداى یگانه- به خدایى نپذیرد.» هرگاه (از این دعوت،) سرباز زنند، بگوییدگواه باشید که ما مسلمانیم!)

 

و اگر قبول نکردند هر گاه از اهل کتاب باشند{مقصود از اهل کتاب یهود ، نصاری ، صابئین و مجوس میباشند؛ یهود پیروان موسی؛ نصاری پیروان عیسی و صابئین ( مطابق تحقیقات جدید پیروان یحیی و مجوس پیروان ذرتشت هستند، برای اطلاعات بیشتر در این باره به کتاب جاهلیت و اسلام یحیی نوری مراجعه شود.)} به آنها پیشنهاد جزیه می شود باز اگر پذیرفتند جان و مال و عرض آنها محفوظ و در انجام وظائف مذهبی آزادند و حکومت اسلامی موظف است که بلاد و نفوس و آبرو و اموال آنها را حفظ کند، در قرآن کریم می فرماید (( قَاتِلُواْ الَّذِینَ لاَ یُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَلاَ بِالْیَوْمِ الآخِرِ وَلاَ یُحَرِّمُونَ مَا حَرَّمَ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَلاَ یَدِینُونَ دِینَ الْحَقِّ مِنَ الَّذِینَ أُوتُواْ الْکِتَابَ حَتَّى یُعْطُواْ الْجِزْیَةَ عَن یَدٍ وَهُمْ صَاغِرُونَ))  (سوره توبه آیه 29 )

( با کسانى از اهل کتاب که نه به خدا، و نه به روز جزا ایمان دارند، و نه آنچه را خدا و رسولش تحریم کرده حرام مى‏شمرند، و نه آیین حق را مى‏پذیرند، پیکار کنید تا زمانى که با خضوع و تسلیم، جزیه را به دست خود بپردازند! )

 

با توجه به آیه آل عمران و آیه فوق روشن می شود که اسلام اهل کتاب را نخست به همفکری و همکاری در مسائل مشترک دعوت می کند و به توحید و یگانگی می خواند اگر نپذیرفتند معلوم می شود به اینگونه مسائل هم به حقیقت ایمان ندارند از این جهت مسلمانان را امر میکند با آنها قتال کنند تا تسلیم شوند و سدّ راه ایمان دیگران نگردند. و جزیه نظیر خراج و زکاتی است که افراد مسلمان به بیت المال مسلمین برای مصارف دیگری که معین شده میدهند و مالیاتی است که اسلام بر اهل کتاب قرار داده است و در برابر این مالیات از شرکت در جهاد معاف بوده و جان و مال و ناموسشان به حفظ و حمایت حکومت اسلام در می آید و با آزادی به انجام وظائف مذهبی خود خواهند پرداخت. و این مقدار، از پولهایی که مسلمانانبه عنوان زکات و خمس و خراج و کفارات و غیره می دهند به مراتب کمتر است و قابل مقایسه با مبلغهای گزافی که حکام به زور از آنان می گرفتند نیست{تاریخ تمدن اسلام و عرب صفحه 168}

و هر گاه اسلام را نپذیرفتند و به صلح و ادای جزیه نیز تن در ندادند و خواستار نبرد شدند با آنها با شرایطی که در باب جهاد مذکور است قتال می شود. و اگر از اهل کتاب نباشند یعنی مشرک و بت پرست باشند اسلام همزیستی را باآنها را تحمل نمی کند و پس از بیان حق هر گاه اسلام رانپذیرفتند و دست از عناد و دشمنی بر نداشتند باآنها نبرد می کند ولی باز اگر مشرکان خواستار امان شوند که سخن مسلمانان را بررسی کنند یا برای مدتی خواستار صلح ، و پیمان متارکه بشوند قرآن دستور میدهد که امان آنها را بپذیرید و باآنها پیمان ببندید زیرا هدف اسلام خونریزی نیست بلکه ارشاد و هدایت افراد بشر به راه سعادت و خوشبختی آنهاست و اگر تن به جنگ میدهد برای اینست که موانع رشد و سعادت بشر را از میان بردارد

قرآن کریم در این باره می فرماید((وَإِنْ أَحَدٌ مِّنَ الْمُشْرِکِینَ اسْتَجَارَکَ فَأَجِرْهُ حَتَّى یَسْمَعَ کَلاَمَ اللّهِ ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ ذَلِکَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لاَّ یَعْلَمُونَ)) (سوره توبه آیه 6)

(و اگر یکى از مشرکان از تو پناهندگى بخواهد، به او پناه ده تا سخن خدا را بشنود (و در آن بیندیشد)! سپس او را به محل امنش برسان، چرا که آنها گروهى ناآگاهند!)

 

  و نیز می فرماید((وَإِن جَنَحُواْ لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهَا وَتَوَکَّلْ عَلَى اللّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ))(سوره انفال آیه 61)

 ( و هر گاه به صلح میل کردند تو نیز به آن جانب میل کن و بر خدا توکل کن زیرا او شنوا و داناست). 4- قتال با سرکشان از مسلمانان: جنگ با طاغیان و سرکشان از مسلمین نوع دیگر از جهاد اسلامی است که به فرمان پیشوای عادل اسلامی بر مسلمانان لازم است با آنها بجنگند تا آنانرا تحت فرمان خدا در آورند )

 

قرآن کریم می فرماید: ((وَإِن طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَیْنَهُمَا فَإِن بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَى فَقَاتِلُوا الَّتِی تَبْغِی حَتَّى تَفِیءَ إِلَى أَمْرِ اللَّهِ فَإِن فَاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَیْنَهُمَا بِالْعَدْلِ وَأَقْسِطُوا إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُقْسِطِینَ)) (سوره حجرات آیه 9)

( و اگر دو گروه از موُمنان با هم بجنگند آنانرا به صلح وادارید و اگر یکی از آن دوگروه بر دیگری طغیان و تعدی کند پس با آن گروه طاغی جنگ کنید تا به فرمان خدا بازگشت کنند و اگر بازگشت کردند از روی عدالت میان آنها را صلح دهید و دادگری کنید که خدا دادگران را دوست دارد.)

 

جنگهائی که امیر مومنان علی علیه السلام در زمان خلافت خود کرد از این نوع محسوب می شود.

 

شرایط و قوانین دفاع و جهاد:

 

 دفاع و جهاد چون از نظر اسلام عبادت است و در عبادت قصد قربت(یعنی انجام دادن آن برای تقرب بخدا) لازم است بدین جهت در جهاد اسلامی هیچ انگیزه ای جز اطاعت فرمان خدا نمی تواند و جود داشته باشد چون اگر انگیزه دیگری در آن پیدا شود از مفهوم جهاد اسلامی خارج می گردد و از این رو در قرآن کریم پس از امر به جهاد بلا فاصله انگیزه از آنرا ذکر میکند، و می فرماید

((وَقَاتِلُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ سَمِیعٌ عَلِیمٌ)) (سوره بقره آیه 244)

 

و همین خصوصیت ، جهاد اسلامی را از همه جنگهایی که افراد بشر براه می اندازند جدا میکند. و هدف از جهاد در اسلام دفع فتنه و فساد است و همینکه بساط فتنه برچیده و ریشه فساد کنده شد، دیگراجازه هیچگونه تجاوزی نمیدهد، می فرماید((وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لاَ تَکُونَ فِتْنَةٌ وَیَکُونَ الدِّینُ لِلّهِ فَإِنِ انتَهَواْ فَلاَ عُدْوَانَ إِلاَّ عَلَى الظَّالِمِینَ)) (سوره بقره آیه193 )

(و با آنها پیکار کنید! تا فتنه (و بت پرستى، و سلب آزادى از مردم،) باقى نماند؛ و دین، مخصوص خدا گردد. پس اگر (از روش نادرست خود) دست برداشتند، (مزاحم آنها نشوید! زیرا) تعدّى جز بر ستمکاران روا نیست.)

 

و اما شرایط و قوانینی که اسلام برای جهاد وضع کرده طوری است که رعایت آنها همه راههای درندگی و وحشی گری و طغیان وستمگری و انتقامجوئی را می بندد و آنرا به صورت پیکاری مقدس در راه اهداف عالیه انسانی در می آورد و ما برای نمونه سه مورد از دستورات اسلامی را دراین باره یاد آور میشویم.

 

1- پیامبر اسلام (ص) درهنگام اعزام مجاهدین به یکی از جنگها می فرماید:

به نام خدا بروید و از خدا استعانت جوئید و برای خدا و برملّت رسول او جهاد کنید، هان ای مردمان مکر مکنید و از غنائم سرقت مکنید و چشم و گوش و دیگر اعضای کافران را بعد از کشتن نبرید، پیران واطفال و زنان را مکشید و رهبانان راکه در غارها و بیغوله ها جای گرفته اند به قتل نرسانید و درختان را از بیخ نبرید جز آنکه مجبور باشید و هر کس از مسلمانان کافری را امان دهد امان او را پذیرفته و کلام خدا را برای او بخوانید اگر مسلمان شد برادر شما می شود وگرنه او را به سلامت بجای خود برسانید {ناسخ التواریج جلد هجرت صفحه   68 و وسائل الشیعه ج 2 کتاب الجهاد }

 

2- امیر مومنان علی علیه السلام می فرماید((اعضاء کشته شدگان را قطع مکنید، و هر گاه به محّل اقامت گروهی رسیدید پرده ای از آنها ندرید و متعرض ناموس کسی نشوید و داخلی خانه ای نگردید و چیزی از اموال آنها را برندارید جز آنچه رادر میدان جنگ بدست میاورید و با آزردن زنان آنانرا تهییج نکنید اگر چه به ناموس شما بد نامی کنند و امیران و خوبان شما را دشنام دهند{وافی کتاب الجهاد صفحه 18}

 

3- پیامبر اکرم ( ص ) به علی مرتضی (ع) می فرماید ((با هیچکس به نبرد و مبارزه مپرداز تا او را به اسلام بخوانی، اگر پروردگار بوسیله تو انسانی را هدایت نماید برای تو بهتر است از هر چه آفتاب بر آن تابیده و غروب می نماید {فروع الکافی جلد 5 صفحه 28}

 

ب- پاسخ اشکال:

 

با توضیح اجمالی که در باره وحکمت تشریح آن دادیم اینک بررسی میکنیم که آیا اسلام بزور شمشیر پیش رفت یا اینکه این تهمتی بیش نیست؟

و برای تحقیق دراین موضوع زندگانی پیامبر اسلام و نحوه انتشار آئین اورا بطور اجمال بررسی میکنیم :

رسول اکرم (ص) در سن چهل سالگی به پیامبری مبعوث شد و مدّت بیست و سه سال دوران پیامبری او بود که سیزده سال آنرا در مکه و ده سال آنرا در مدینه طی نمود

مدّتی که در مکّه بود با پند و اندرز مردم مکه را به یکتا پرستی و فضائل انسانی دعوت مینمود و از پرستش بتها و اعمال ضد انسانی منع می فرمود و در این مدت عده بسیاری از روی میل و رغبت دعوت اورا پذیرفتند به وی ایمان آوردند و به اندازه ای ایمان آنهات قوی بود که با تمام شکنجه هائی که مشرکین مکه نسبت به آنها روامیداشتند دست از ایمان بخدا و رسالت محمد (ص) بر نمی داشتند و حتی تا پای جان استقامت ورزیدند. و در سه سال اول که در نهانی مردم را به اسلام دعوت می نمود در حدود صد نفر به او ایمان آوردند{ناسخ التواریخ جلد دوم از کتاب اول صفحه 543-549}

و پس از آن بفرمان حق مأمور شد که دعوت خود را علنی نماید و نخست خویشاوندان خود را به اسلام دعوت کند.  وَأَنذِرْ عَشِیرَتَکَ الْأَقْرَبِینَ ( سوره  شعرا آیه 214)

 

وبعد از این اقدام،علناً مردم را به اسلام دعوت می فرمود و عده بسیاری به او گرویدند و چون روز به روز تعداد ایمان داران به وی افزوده می شد کفار قریش نیز بر اذیت و آزار به آنها شدت به خرج می دادند به اندازه ای که عده ای از آنها که به استثنای زنها وبچه های کوچک که در حدود صد نفر بودند مجبور شدند به حبشه مهاجرت کنند ناسخ التورایخ جلد دوم از کتاب اول صفحه--

و پیغمبر اسلام (ص) همچنان آشکارا به دعوت خود ادامه میداد و به ویژه در مراسم حج بیشتر به دعوت و ارشاد مردم عنایت داشت تا بالاخره مردم مدینه به وی ایمان آورده و ترتیب هجرت او را به مدینه فراهم نمودند و مدّت ده سالی که در مدینه بود به نشر احکام و تزکیه اخلاق و تنظیم امور اجتماعی و دفاع ازحوزه وحریم اسلام پرداخت، زیرا کفار قریش و طایفه یهود نمی خواستند اسلام ریشه بگیرد وبه هر قیمتی تمام  می شد می خواستند پیغمبر و یاران او را نابود کنند و نهال نورس اسلام را نگذارند در اعماق اجتماع ریشه دواند، و چون خدا میخواست که دین اسلام به جهانیان برسد پیغمبر خود و یاران اورابه دفاع از آن موظف گردانید تا دشمنان اسلام رادر جای خود نشانیدند و یا از میان برداشتند.

و البته در این مدت همواره طالب صلح و آرامش بود و تا دشمنان او اقدام به جنگ و خونریزی یا توطئه چینی نمیکردند او آغاز به جنگ نمی نمود

 با این بررسی کوتاه نسبت به اشاعه آئین اسلام در جزیره العرب آیا میتوان گفت این آئین بازور شمشیر اشاعه یافت؟

آیا مسلمانانی که از شدت شکنجه کفار قریش جان سپردند با زورمسلمان شدند؟ یا آنها که از شدّت آزار قریش به حبشه مهاجرت کردند و یا آنها که پس از سیزده سال ناراحتی به مدینه، هجرت نمودند و یا آنها که از مدینه آمده و با آغوش باز پبامبر و ایمان داران به او را دعوت کرده وهمه چیز خود را در راه آنان ایثار نمودند؟ و یا قبیله بنی الاشهل که به واسطه تلاوت آیاتی از قرآن وسیله مصعب بن عمیر همگی در یک روز ایمان آوردند. ناسخ التواریخ جلد 2 از کتاب اول صفحه 638

ویا تشنگانی چون ابوذر وسلمان که به دنبال آب حیات اسلام می گشتند؟ و یا گروه هایی که از قبایل مختلف عرب خدمت پیغمبر می رسید و به شرف اسلام نائل می شوند ومورخین تعداد آنها را در حدود پنجاه گروه نوشته اند که هر گروه از ده تا یکصد و پنجاه  نفر بوده اند؟  ناسخ التواریخ جلد هجرت صفحه ---

توجه به این حقایق تاریخی است که باعث شده تا نویسندگان منصف غربی بشّدت این تهمت را رد نمایند.

 

دکتر واکچیا استاد دانشگاه ناپل می گوید((اگر به پیشگوئیهای محمد «ص» یا بفتوحات مسلمین صدر اسلام توجه کنیم به سهولت خواهیم دید که تهمت تحمیل اسلام با زورشمشیر تا چه اندازه کذب است)) پیشرفت سریع اسلام ترجمه سیّد غلام رضا سیدی صفحه 21

 

در اینجا لازم است سه مسئله را مورد توجه قرار دهیم:

 

1-  با یک بررسی دقیق در غزوات و جنگهایی که پیامبر اسلام با کفار قریش و یهود نمود معلوم میشود که هیچ یک از آنها جنبه تجاوز و انتقام جوئی نداشته بلکه عموماً دارای جنبه دفاعی و جلوگیری از تجاوزآنها بوده است ، زیرا آنان پیامبر اسلام را مانع امیال نفسانی و هوسهای شیطانی و اهداف ظالمانه خود میدیدند، از این جهت در مقام بر آمدند که به هر قیمت شده او را از میان بردارند، ولی پیامبر اکرم با توکل بخدا و استقامت خویش و ثبات قدم مسلمانان همه آن دشمنان را منکوب نمود و بالاخره با آن سیاست مدبرانه خانه خدا را از لوث بت و بت پرستی رها نموده لوای توحید را برآن افراشت و واقعاً اگر پیامبر اسلام چنانچه دشمنان مغرض او می گویند خوی انتقامجوئی داشت، وقتی مکه را فتح نمود نمی توانست انتقام خود را از دشمنانی که آتش افروز بیشتر آن جنگها بودند و در روزگار قدرت بیرحمانه ترین رفتار را انجام داده بودند بگیرد؟ ولی نه تنها دست انتقام از آستین بیرون نمیکند بلکه هنگامی که یکی از سرداران سپاه به نام سعد بن عباده می گوید((امروز روز کارزار وگرفتن اسیران است )) می فرماید:((سعد دروغ می گوید امروز روز مرحمت و بخشش است و همة آنها را مورد بخشش قرار داده آزاد میکند.))  کتاب نبرد مقدس صفحه 74

 

2-  نبردهائی که پس از رسول اکرم (ص) در زمان خلفا و بعد از آنها واقع شد همه آنها دارای همه شرایط اساسی جهاد که در غزوات رسول اکرم (ص) وجود داشت نبود و از این رو از نظر ما قابل دفاع نخواهد بود، و البته هر چه این جنگها از زمان رسول خدا دورتر میشود از جهاد اسلامی بمعنی حقیقی آن دورتر میگردد و انحراف از دستورات عملی اسلام در آنها بیشتر آشکارا میشود ولی با این وصف چون پرتویی از نور اسلام باز در بسیاری از آنها بوده با جنگهای اقوامی مانند یهود و نصاری و غیره به نام مذهب و یا دیگر کارزارها قابل مقایسه نیست.

 

گوستاولوبون می نویسد:

" خلفای اسلام مخصوصاً از نظر حسن سیاست هیچ وقت در این صدد بر نمی امدند که مذهب را با سر نیزه اشاعه دهند بلکه بعوض آنکه در انتشار دیانت اعمال نفوذ کنند چنانچه ورد زبانهاست صریحاً اظهارمیکردند که تمام رسوم و عادات و مذهب اقوام مغلوبه را کاملاً محترم خواهند شمرد و در مقابل این آزادی که به آنها میدادند خراج کمی بعنوان جزیه از آنها میگرفتند که مقدارآن نسبت به ژولهایی که قبلا از آنها میگرفتند خیلی کم بوده است." کتاب تمدن اسلام و عرب صفحه 167

 

و بعد از ذکر فتح بیت المقدس بوسیله عمر و فتح مصر وسیله عمربن عاص و رفتار آنها با اقوام مغلوب و تعهدات آنها چنین می نویسد:

" عمال دولت اسلام تا این حد به تعهّد خود محکم و ثابت ماندند ونسبت به آن مردمی که آنی از تحمیلات و مظالم مأمورین مرکزی آسوده نبودند بقدری خوب رفتار کردند که مردم به رضا و رغبت دین اسلام و زبان عربی را اختیار نمودند و من باز می نویسم که امثال اینگونه نتایج را هیچوقت نمی توان بزور شمشیر حاصل نمود وفاتحینی که پیش ازعرب به مصر رفته اند هرگز نتوانستند چنین موفقیتی حاصل کنند" کتاب تمدن اسلام و عرب صفحه 169

ولی همین نویسنده در شرح جنگهای صلیبی می نویسد:

" قبایح اعمال و کردار مجاهدین صلیب در تمام این لشگر کشیها حقیقتا آنها را در ردیف درّنده ترین و بی شعورترین وحشیهای روی زمین قرار داده بود و رفتار آنان با همعهدهای خود، دشمن، رعایای بیگناه، نظامیان، زنان و اطفال وپیر و جوان شکلی یکسان ودر یک ردیف قرار داشت یعنی بدون امتیاز همه را غارت کرده و بقتل میرسانیدند، خود مورخین نصارای آن عصر وقایعی را که ذکر نموده اند دلیل قاطعی برسفاهت و درندگی آنان است "  کتاب تمدن اسلام و عرب صفحه 426

 

3- پیشرفت اسلام در کشورهائی که کمترین عامل قدرت و زوری برای گرویدن به آن در کار نبوده است یکی دیگر از مسائلی است که این تهمت را پوچ تر میسازد آیا در کشورهایی مانند چین وهند که میلیونها نفرمسلمان در آنها وجود دارد ؛ اینها هم بزور شمشیر مسلمان شده اند؟

و یا مسلمانانی که در کشورهای افریقائی پیدا شده اند و روز به روز بر تعداد آنها افزوده میشود و امروزه تعداد آنها به بیش از 200 میلیون نفربه زور مسلمان شده اند؟

و یا کسانیکه در کشورهای اروپائی هر روز بیشتر از پیش به دین اسلام در میایند به زور اسلام را اختیار کرده اند؟

همین پیشرفت سریع اسلام در ممالک آسیایی و افریقایی وسایر کشورها است که صاحب نظران بیطرف را به اعتراف به حقیقت واداشته است

 

ج- جهاد در شرایع سابق:

 

بطوری که از کتاب مقدس یعنی عهد قدیم و عهد جدید و همچنین از قرآن استفاده میشود جهاد در شریعتهای گذشته بوده است ولی به واسطه اینکه کتاب مقدس دستخوش امیال نویسندگان آن شده است از مسیر حقیقت منحرف گشته و احکام خشن و ضّد انسانی درباره جنگ ، خونریزی و وحشیگری در آن آمده است که ما بقسمتی از آنها اشاره میکنیم :

 

1-     در سفر تثنیه باب 7شماره 1 و2می نویسد :

 

 " هنگامیکه یهوه خدایت تو را به زمینیکه برای تصرفش به آنجا میروی در آورد و امتهای بسیار را که حتّیان، جرجاشیان، اَموریان، کنعانیان، فرزیان، حّویان ویبوسیان که هفت امت بزرگترو عظیم تر از تو باشند پیش تو اخراج نماید و چون یهوه خدایت ایشان را بدست تو تسلیم نماید و تو ایشان را مغلوب سازی آنگاه تمام ایشان را هلاک کن."

 

2-   سفر تثنیه باب 13 بنی اسرائیل را دستور میدهد

 

" 12 اگر دربارة یکی از شهرهایی که یَهُوَه خدایت به تو به جهت سکونت میدهد خبر یابی 13 که بعضی پسران بلّیعال از میان تو بیرون رفته ساکنان شهر خود را منحرف ساخته گفته‌اند برویم و خدایان غیر را که نشناخته‌اید عبادت نماییم 14 آنگاه تفحص و تجسس نموده نیکو استفسار نما. و اینک اگر این امر صحیح و یقین باشد که این رجاست در میان تو معمول شده است 15 البته ساکنان آن شهر را به دم شمشیر بکُش و آنرا با هرچه در آن است و بهایمش را به دم شمشیر هلاک نما.16 و همة غنیمت آنرا در میان کوچه‌اش جمع کن و شهر را با تمامی غنیمتش برای یَهُوَه خدایت به آتش بالکّل بسوزان و آن تا به ابد تلّی خواهد بود و بار دیگر بنا نخواهد شد. "

 

3-  سفر تثنیه باب 20 شماره 10-13 می نویسد

 

" هنگامیکه به شهری پیش میروی تا آنکه جنگ نمایی به او ندای صلح برسان و لازم است اگر ترا جواب صلح آمیز دهند و دروازه را بتو بگشایند که تمامی قوم که در آن یافت میشوند به ادای جزیه ترا بنده شوند و اگر با تو صلح نکرده با تو جنگ نمایند آنرا محاصره کن و چون خداوند خواست آنرا بدست تو سپارد تمامی ذکورانش را به دم شمشیر بکش"

 

4-  سفر خروج باب 32شماره 27 می نویسد

 

" موسی بدیشان گفت یهود خدای اسرائیل چنین میگوید هر کس شمشیر خود را برران خویش بگذارد و از دروازه تا دروازه اردوآمد و رفت کند و هر کس برادر خود و دوست خود و همسایه خود را بکشد و بنی لاوی موافق سخن موسی کرده در آن روز قریب سه هزار نفر از قوم افتادند." این قسمت مربوط به کیفر گوساله پرستی اسرائیل است.

 

5-  سفر اعداد باب 31می نویسد

 

" 5 پس از هزاره‌های اسرائیل از هر سبط یک هزار یعنی دوازده هزار نفر مهیا شدة برای جنگ منتخب شدند. 6 و موسی ایشان را هزار نفر از هر سبط به جنگ فرستاد ایشان را با فینحاس بن‌العازار کاهن و اسباب قدس و کَرِنّاها برای نواختن در دستش به جنگ فرستاد. 7 و با مدیان به طوری که یَهُوَه موسی را امر فرموده بود جنگ کردههمه ذکوران را کشتند. 8 و در میان کشتگان ملوک مدیان یعنی اِوی و راقَم و صور و حور و رابع پنج پادشاه مدیان را کشتند و بلعام بن‌بعور را به شمشیر کشتند. 9و بنی‌اسرائیل زنان مدیان و اطفال ایشان را به اسیری بردند و جمیع بهایم و جمیع مواشی ایشان و همة املاک ایشان را غارت کردند. 10 و تمامی شهرها و مساکن و قلعه‌های ایشان را به آتش سوزانیدند."

و پس از مراجعت موسی برآنها غضبناک شد که چرا زنان را زنده نگاه داشته اند و طبق شماره 17دستور داد  " پس از آن هر ذکوری از اطفال را بکشید و هر زنی که مرد را شناخته با او همبسترشده باشد بکشید و از زنان هر دختریرا که مرد را نشناخته و با او همبستر شده برای خود زنده نگاه دارید."

 

6- صحیفه یوشع باب 6 و باب8 و باب10و11و...... مملو از وقایع جنگی بنی اسرائیل است که بدستور یوشع انجام میداده اند.

 

6-  کتاب سموئیل اول و دوم پر از وقایع جنگی است که اسرائیل به سرداری شاؤل و داود با فلسطینیان میکردند وشاؤل کسی بود که سموئیل نبی او را به امر خدا بر قوم اسرائیلی پادشاه ساخت. سموئیل اول باب 15 شماره1

 

در عهد جدید نیز اشاراتی به این مسئله هست از آن جمله:

1-            در رساله به عبرانیان باب11شماره 33در توصیف انبیـأ می نویسد:

 

" که از ایمان تسخیر ممالک کردند و به اعمال صالحه پرداختند و وعده‌ها را پذیرفتند و دهان شیران را بستند 34 سور‌َت آتش را خاموش کردند و از دم شمشیرها رستگار شدند و از ضعف توانایی یافتند و در جنگ شجاع شدند و لشکرهای غربا را منهزم ساختند. "

در انجیل متی باب10شماره 34 می نویسد" گمان مبرید که آمده ام تا سلامتی بر زمین بگذارم نه، نیامده ام تا سلامتی بگذارم بلکه شمشیر را"

 

2-  در انجیل لوقا باب22شماره 36 می نویسد

 

" پس به ایشان گفت لیکن هر که کیسه دارد آن را بردارد وهمچنین توشه دان وکسیکه شمشیر ندارد جامه خود را فروخته آنرا بخرد."

از این کلمات استفاده میشود که حضرت مسیح نیز در صورت تمکن و قدرت، مأمور به جهاد بوده ولی حتّی یاران اولیه و شاگردان او یعنی پطرس در شب صلیب سه مرتبه اورا انکار نمود و آنچه بشاگردانش گفت امشب بیدار باشید همه خوابیدند. انجیل لوق باب 22 شماره 46تا 61

د- گفتار بعضی از دانشمندان مسیحی درباره این تهمت:

1- گوستاولوبون دانشمند فرانسوی در کتاب تمدن اسلام و عرب صفحه156  در باره این تهمت که میگویند اسلام با زور شمشیر پیشروی کرده می نویسد: (( ترقی حیرت انگیز اسلام دسته های مخالف را به حیرت انداخته گفتند اسلام به زور شمشیر پیشروی کرد ولی به آسانی می توان ثابت کرد که این تصور بکلّی باطل و بی اساس است.))

 

2- نامبرده در صفحه 157همان کتاب چنین می نویسد(( ما وقتیکه فتوحات مسلمین اول را بدقت ملاحظه نموده اسباب و علل کامیابی آنها را تحت نظر میگیریم می بینیم که آنها در خصوص اشاعه مذهب از شمشیر استفاده نکرده اند زیرا که آنها اقوام مغلوبه رادر قبول مذهب شمشیر آزادی میدادند، اگر ملل مسیح دین فاتحین خود یعنی اعراب را قبول کرده حتی زبان آنها را هم اختیار نمودند سبب اصلی آن این بود که آنها در مقابل حکامیکه تا آن وقت زیر شکنجه آنها بودند حکام جدید را عادلتر و منصف تر مشاهده نمودند بعلاوه مذهب ایشان را هم نسبت به مذهبی که داشتند ساده تر و نزدیکتربه حقیقیت یافتند، این مطلب از تاریخ ثابت میشود که اصلا اشاعه هیچ مذهبی ممکن نیست بزور شمشیر صورت گیرد نصاری وقتیکه اندلس را از دست مسلمین خارج ساختند آنوقت این ملت مغلوب حاضر شدند بمیرند ولی دینشان را تغییر ندهند واقعاً اسلام به جای اینکه با سر نیزه اشاعه یافته باشد بوسیله تشویق و باقوه تبلیغ و تقریر جلورفته است. صفحه 158 تاریخ تمدن اسلام و عرب

 

3-  میشو در تاریخ جنگ صلیب می نویسد(( آیات قرآنی که برای اشاعه مذهب اجازه میدهد مسلمان دست به شمشیر دراز کند وبا خصم پیکار نماید همان آیات در حملات مذهبی لازمه همدردی و انصاف را هم تاکید میکند و از روی این آیات راهب وقسیس و ملازمین آنها از دادن جزیه معاف میباشند و مخصوصاً خود محمد پیروان خود را بطور خاصی از قتل رهبانان منع می نمود زیرا که آنها نماز میگزاردند وقتیکه عُمر بیت المقدس رافتح کرد ابدا به عیسویان صدمه وارد نساخته بر خلاف عیسویها وقتیکه این شهر راقبضه نمودند با کمال بی رحمی مسلمانان راقتل عام کرده و یهودیان را در آتش سوزانیدند.)) پاورقی صفحه 158 کتاب فوق

 

4-  بانو دکتر واگلیری استاد دانشگاه ناپل می نویسد(( اگر ادعا این باشد که برای تحمیل کیش جدید دست زدن به یک جنگ تخریبی ضرورت داشت و احتیاج به فتح و پیروزی یک قسمت اصلی و اساسی از ماهیت دین اسلام را تشکیل میداد در‌آن صورت باید این ادعا را مردود بشماریم زیرا با استناد به قرآن و عملیات شخص محمد(ص) می توانیم ثابت کنیم که این ادعا کذب محض است. کتاب پیشرفت اسلام ترجمه غلامرضا سعیدی صفحه 17

 

5-  کارلایل در کتاب پهلوانان می نویسد((می گویند اسلام با زور شمشیر پیشرفت کرد اما باید گفت اگر راست می گوئید برهانی بیاورید و دلیلی بر ما نمائید.)) - کتاب آیین اسلام تالیف شیخ عبدالله کویلیام صفحه 127

 

6-    جان دیون پُرت در کتاب عذر تقصیر به پیشگاه محمد وقرآن می نویسد ((از حماقت است که گمان شود آنکه اسلام قیام به شمشیر نمود.))

۹۲/۰۶/۰۳ موافقین ۰ مخالفین ۰
یک مسلمان

اسلام وشمشیر

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی