گفتگوی دینی با مسیحیان

پس بندگان من را مژده بده،آن هایی که تمام سخنان را می شنوند و بهترین آن ها را بر می گزینند. قرآن کریم

گفتگوی دینی با مسیحیان

پس بندگان من را مژده بده،آن هایی که تمام سخنان را می شنوند و بهترین آن ها را بر می گزینند. قرآن کریم

گفتگوی دینی با مسیحیان

بسم الله الرحمن الرحیم
این بلاگ جهت گفتگوی آرام بین مسیحیت و اسلام و ایجاد یک فضای گفتگوی دینی بین ادیان مختلف ایجاد گردیده است.
نظرات بازدیدکنندگان پس از تایید به نمایش گذاشته می شوند.
لازم به ذکر است نظراتی که حاوی مطالب توهین آمیز به ادیان مختلف باشند تاییدنخواهند شد.
توجه:هدف این گفتگوها به هیچ وجه ایجاد اختلاف و نزاع نیست زیرا که ما باور داریم ادیان ابراهیمی (یهودیت،مسیحیت واسلام) همه یک سرچشمه ی واحد دارند و پیروان این ادیان نیز با هم برادرند.

قُلْ یَا أَهْلَ الْکِتَابِ تَعَالَوْاْ إِلَى کَلَمَةٍ سَوَاء بَیْنَنَا وَبَیْنَکُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللّهَ وَلاَ نُشْرِکَ بِهِ شَیْئًا وَلاَ یَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضاً أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللّهِ فَإِن تَوَلَّوْاْ فَقُولُواْ اشْهَدُواْ بِأَنَّا مُسْلِمُونَ

بگو: اى اهل کتاب بیایید به سوى سخنى که میان ما و شما یکسان است: این که جز خداى یکتا را نپرستیم و چیزى را با او شریک نسازیم و برخى از ما برخى را به جاى خداى یکتا به خدایى نگیرد. پس اگر پشت کنند و برگردند بگویید: گواه باشید که ما مسلمانیم- تسلیم خداییم-.

پربیننده ترین مطالب
آخرین نظرات
پیوندهای روزانه
اَلْحَمْدُ لِلَّه الْاَوَّلِ بِلا اَوَّلٍ کانَ قَبْلَهُ، وَالْاخِرِ بِلا اخِرٍ یَکُونُ
بَعْدَهُ، الَّذى قَصُرَتْ عَنْ رُؤْیَتِهِ اَبْصارُ النّاظِرینَ، وَعَجَزَتْ 
عَنْ نَعْتِهِ اَوْهامُ الْواصِفینَ. اِبْتَدَعَ بِقُدْرَتِهِ الْخَلْقَ ابْتِداعاً،
وَاخْتَرَعَهُمْ عَلى‏ مَشِیَّتِهِ اخْتِراعاً، ثُمَّ سَلَکَ بِهِمْ طَریقَ اِرادَتِهِ،
وَ بَعَثَهُمْ فى سَبیلِ مَحَبَّتِهِ، لایَمْلِکُونَ تَأْخیراً عَمَّا قَدَّمَهُمْ 
اِلَیْهِ، وَ لایَسْتَطیعُونَ تَقَدُّماً اِلى‏ ما اَخَّرَهُمْ عَنْهُ، وَجَعَلَ لِکُلِّ 
رُوحٍ مِنْهُمْ قُوتاً مَعْلوماً مَقْسُوماً مِنْ رِزْقِهِ، لایَنْقُصُ مَنْ
زادَهُ ناقِصٌ، وَ لایَزیدُ مَنْ نَقَصَ مِنْهُمْ زائِدٌ، ثُمَّ ضَرَبَ 
لَهُ فِى الْحَیوةِ اَجَلاً مَوْقوُتاً، وَ نَصَبَ لَهُ اَمَداً مَحْدُوداً، 
یَتَخَطَّأُ اِلَیْهِ بِاَیّامِ عُمُرِهِ،وَ یَرْهَقُهُ بِاَعْوامِ دَهْرِهِ، حَتّى‏ اِذا بَلَغَ
َقْصى‏ اَثَرِهِ، وَ اسْتَوْعَبَ حِسابَ عُمُرِهِ، قَبَضَهُ اِلى‏ ما نَدَبَهُ 
اِلَیْهِ مِنْ مَوْفُورِ ثَوابِهِ، اَوْ مَحْذُورِ عِقابِهِ، لِیَجْزِىَ الَّذینَ 
اَسآؤُا بِما عَمِلُوا، وَ یَجْزِىَ الَّذینَ اَحْسَنُوا بِالْحُسْنى‏، عَدْلاً 
مِنْهُ، تَقَدَّسَتْ اَسْمآؤُهُ، وَ تَظاهَرَتْ الآؤُهُ، لایُسْئَلُ عَمَّا 
یَفْعَلُ وَ هُمْ یُسْئَلُونَ. وَالْحَمْدُلِلَّهِ الَّذى لَوْ حَبَسَ عَنْ عِبادِهِ 
مَعْرِفَةَ حَمْدِهِ عَلى‏ ما اَبْلاهُمْ مِنْ مِنَنِهِ الْمُتَتابِعَةِ، وَاَسْبَغَ 
عَلَیْهِمْ مِنْ نِعَمِهِ الْمُتَظاهِرَةِ، لَتَصَرَّفُوا فى مِنَنِهِ فَلَمْ یَحْمَدُوهُ، 
وَ تَوَسَّعُوا فى رِزْقِهِ فَلَمْ یَشْکُرُوهُ، وَ لَوْ کانُوا کَذلِکَ لَخَرَجُوا
مِنْ حُدُودِ الْاِنْسانِیَّةِ اِلى‏ حَدِّ الْبَهیمِیَّةِ،فَکانُوا کَما وَصَفَ فى 
مُحْکَمِ کِتابِهِ: «اِنْ هُمْ اِلاّ کَالْاَنْعامِ بَلْ هُمْ اَضَلُّ سَبیلاً».
وَالْحَمْدُ لِلَّهِ عَلى‏ ما عَرَّفَنا مِنْ نَفْسِهِ، وَ اَلْهَمَنا مِنْ شُکْرِهِ، وَ فَتَحَ 
لَنا مِنْ اَبْوابِ الْعِلْمِ بِرُبُوبِیَّتِهِ، وَ دَلَّنا عَلَیْهِ مِنَ الْاِخْلاصِ لَهُ 
فى تَوْحیدِهِ، وَ جَنَّبَنا مِنَ الْاِلْحادِ وَالشَّکِّ فى اَمْرِهِ، حَمْداً 
نُعَمَّرُ بِهِ فیمَنْ حَمِدَهُ مِنْ خَلْقِهِ، وَ نَسْبِقُ بِهِ مَنْ سَبَقَ اِلى‏ 
رِضاهُ وَعَفْوِهِ، حَمْداً یُضى‏ءُ لَنا بِهِ ظُلُماتِ الْبَرْزَخِ، وَیُسَهِّلُ
عَلَیْنا بِهِ سَبیلَ الْمَبْعَثِ، وَ یُشَرِّفُ بِهِ مَنازِلَنا عِنْدَ مَواقِفِ 
الْاَشْهادِ، یَوْمَ تُجْزى‏ کُلُّ نَفْسٍ بِما کَسَبَتْ وَ هُمْ 
لایُظْلَمُونَ، یَوْمَ لایُغْنى مَوْلًى عَنْ مَوْلًى شَیْئاً وَ لاهُمْ 
یُنْصَرُونَ،حَمْداً یَرْتَفِعُ مِنّا اِلى‏ اَعْلى‏ عِلِّیّینَ فى کِتابٍ مَرْقُومٍ
یَشْهَدُهُ الْمُقَرَّبُونَ، حَمْداً تَقَرُّ بِهِ عُیُونُنا اِذا بَرِقَتِ الْاَبْصارُ،
و تَبْیَضُّ بِهِ وُجُوهُنا اِذَا اسْوَدَّتِ الْاَبْشارُ، حَمْداً نُعْتَقُ بِهِ
مِنْ اَلیمِ ناراللَّهِ اِلى‏ کَریمِ جِوارِاللَّهِ، حَمْداً - نُزاحِمُ بِهِ مَلآئِکَتَهُ 
الْمُقَرَّبینَ، وَنُضآمُّ بِهِ اَنْبِیاءَهُ الْمُرْسَلینَ فى دارِالْمُقامَةِ الَّتى 
لاتَزُولُ، وَ مَحَلِّ کَرامَتِهِ الَّتى لاتَحُولُ.والْحَمْدُ لِلَّهِ 
الَّذِى اخْتارَ لَنا مَحاسِنَ الْخَلْقِ، وَ اَجْرى‏ عَلَیْنا طَیِّباتِ الرِّزْقِ، 
وَ جَعَلَ لَنَا الْفَضیلَةَ بِالْمَلَکَةِ عَلى‏ جَمیعِ الْخَلْقِ، فَکُلُّ خَلیقَتِهِ 
مُنْقادَةٌ لَنا بِقُدْرَتِهِ، وَصآئِرَةٌ اِلى‏ طاعَتِنا بِعِزَّتِهِ. وَالْحَمْدُ لِلَّهِ 
الَّذى اَغْلَقَ عَنّا بابَ الْحاجَةِ اِلاّ اِلَیْهِ، فَکَیْفَ نُطیقُ حَمْدَهُ؟
اَمْ مَتى‏ نُؤَدّى شُکْرَهُ؟! لا، مَتى‏! وَالْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذى رَکَّبَ 
فینا الاتِ الْبَسْطِ، وَ جَعَلَ لَنا اَدَواتِ الْقَبْضِ، وَ مَتَّعَنا بِاَرْواحِ 
الْحَیوةِ، وَاَثْبَتَ فینا جَوارِحَ الْاَعْمالِ، وَ غَذّانا بِطَیِّباتِ الرِّزْقِ، 
وَ اَغْنانا بِفَضْلِهِ، وَ اَقْنانا بِمَنِّهِ، ثُمَّ اَمَرَنا لِیَخْتَبِرَ طاعَتَنا، 
وَنَهانا لِیَبْتَلِىَ شُکْرَنا، فَخالَفْنا عَنْ‏طَریقِ اَمْرِهِ،وَ رَکِبْنا مُتُونَ 
زَجْرِهِ، فَلَمْ یَبْتَدِرْنا بِعُقُوبَتِهِ، وَ لَمْ یُعاجِلْنا بِنِقْمَتِهِ، بَلْ 
تَاَنّانا بِرَحْمَتِهِ تَکَرُّماً، وَانْتَظَرَ مُراجَعَتَنا بِرَاْفَتِهِ حِلْماً.
وَالْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذى دَلَّنا عَلَى التَّوْبَةِ الَّتى لَمْ‏نُفِدْها اِلاّ مِنْ فَضْلِهِ،
فَلَوْلَمْ نَعْتَدِدْ مِنْ فَضْلِهِ اِلاّ بِها لَقَدْ حَسُنَ بَلآؤُهُ عِنْدَنا، وَ جَلَّ 
اِحْسانُهُ اِلَیْنا، وَ جَسُمَ فَضْلُهُ عَلَیْنا، فَماهکَذا کانَتْ سُنَّتُهُ فِى
التَّوْبَةِ لِمَنْ کانَ قَبْلَنا، لَقَدْ وَضَعَ عَنَّا مالا طاقَةَ لَنا بِهِ، وَ 
لَمْ‏یُکَلِّفْنا اِلاّ وُسْعاً، وَ لَمْ‏یُجَشِّمْنا اِلاّ یُسْراً، وَ لَمْ یَدَعْ لِأَحَدٍ مِنّا 
حُجَّةً وَ لا عُذْراً، فَالْهالِکُ مِنّا مَنْ هَلَکَ عَلَیْهِ، وَالسَّعید
مِنّا مَنْ رَغِبَ اِلَیْهِ. وَالْحَمْدُ لِلَّهِ بِکُلِّ ما حَمِدَهُ بِهِ اَدْنى‏ مَلآئِکَتِه
اِلَیْهِ، وَاَکْرَمُ خَلیقَتِهِ عَلَیْهِ، وَاَرْضى‏ حامِدِیهِ لَدَیْهِ، حَمْداً 
یَفْضُلُ سآئِرَ الْحَمْدِ کَفَضْلِ رَبِّنا عَلى‏ جَمیعِ خَلْقِهِ،
الْحَمْدُ مَکانَ کُلِّ نِعْمَةٍ لَهُ عَلَیْنا وَ عَلى‏ جَمیعِ عِبادِهِ الْماضینَ 
وَالْباقینَ، عَدَدَ ما اَحاطَ بِهِ عِلْمُهُ مِنْ جَمیعِ الْاَشْیآءِ، وَمَکانَ 
کُلِّ واحِدَةٍ مِنْها عَدَدُها اَضْعافاً مُضاعَفَةً اَبَداً سَرْمَداً اِلى‏ 
یَوْمِ الْقِیمَةِ، حَمْداً لامُنْتَهى‏ لِحَدِّهِ، وَ لاحِسابَ لِعَدَدِهِ، وَلا 
مَبْلَغَ لِغایَتِهِ، وَ لاَانْقِطاعَ لِأِمَدِهِ، حَمْداً یَکُونُ وُصْلَةً اِلى‏ 
طاعَتِهِ وَ عَفْوِهِ، وَ سَبَبَاً اِلى‏ رِضْوانِهِ، وَ ذَریعَةً اِلى‏ مَغْفِرَتِهِ، 
وَ طَرِیقاً اِلى‏ جَنَّتِهِ، وَ خَفیراً مِنْ نَقِمَتِهِ، وَ اَمْناً مِنْ غَضَبِهِ، 
وَ ظَهیراً عَلى‏ طاعَتِهِ، وَ حاجِزاً عَنْ مَعْصِیَتِهِ، وَ عَوْناً 
عَلى‏ تَاْدِیَةِ حَقِّهِ وَ وَظآئِفِهِ،حَمْداً نَسْعَدُ بِهِ فِى السُّعَدآءِ 
مِنْ اَوْلِیآئِهِ، وَ نَصیرُ بِهِ فى نَظْمِ الشُّهَدآءِ بِسُیُوفِ اَعْدآئِهِ، 
اِنَّهُ وَلِىٌّ حَمیدٌ.
حمد خدائى را که اوّل همه آثار هستى اوست و قبل از او اوّلى نبوده، و آخر است بى‏آنکه پس از او آخرى 
باشد، خدایى که دیده بینندگان از دیدنش قاصر، و اندیشه 
و فهم وصف کنندگان از وصفش عاجز است. به دست قدرتش آفریدگان را ایجاد کرد، 
و آنان را براساس اراده خود صورت بخشید، آنگاه همه را در راه اراده خود راهى نمود، 
و در مسیر محبت و عشق به خود برانگیخت، موجودات هستى از حدودى که 
براى آنان معین فرموده قدمى پیش و پس نتوانند نهاد، و براى هر یک از آنان 
روزى معلوم و قسمت شده‏اى از باب لطف قرار داد، هر آن کس را که روزى فراوان 
داده احدى نمى‏تواند بکاهد، و هر آن کس را که روزى کاسته هیچ کس نتواند بیفزاید، آنگاه 
زندگى او را زمانى معین مقدّر فرمود، و پایانى محدود قرار داد،
که با ایام عمر به‏سوى آن پایان قدم برمى‏دارد، و با سالهاى زندگیش به آن نزد‏یک مىگردد، تا چون 
به‏آخر آن رسید، و پیمانه زمانش لبریز شد، جانش را مى‏گیرد و او را به سوى آنچه بدان خدایش خوانده
از ثواب بسیار یا عذاب دردناک راهى مى‏کند، تا از پى عدالت خود 
بدکاران را به کردار بدشان و نیکوکاران را به عمل صالحشان جزا دهد، 
منزّه است نام‏هاى او، و پى‏درپى است نعمت‏هاى وى، کسى را نرسد که او را
را از کرده‏اش باز پرسد، ولى همه در معرض پرسش او باشند. و سپاس خداى را که اگر عبادش 
را از معرفت سپاسگزارى بر عطایاى پیاپى که به آنان داده، و نعمت‏هاى پیوسته  که بر ایشان کامل ساخته محروم مى‏نمود نعمت‏هایش را صرف نموده و سپاس نمى‏گزاردند، 
و در روزى او فراخى مى‏یافتند و شکر نمى‏کردند، و اگر چنین مى‏بودند از حدود
انسانیت بیرون شده به مرز حیوانیت مى‏رسیدند،و چنان مى‏بودند که در
کتاب محکمش فرموده: «ایشان جز به چارپایان نمانند بلکه از آنان گمراه‏ترند.» 
سپاس خداى را بر آنچه از وجود مبارکش به ما شناسانده، و بر آنچه از شکرش به ما الهام فرموده، و بر
آن درهاى دانش که به پروردگاریش بر ما گشوده، و براخلاص‏ورزى در 
توحید و یگانگیش ما را رهنمون شده، و قلب ما را از الحاد و شک در کار خودش دور داشته، چنان سپاسى 
که با آن در حلقه سپاسگزاران از بندگانش زندگى بگذرانیم، و با آن بر هر که به خشنودى و بخشایش
او پیشى جسته سبقت گیریم، سپاسى که تیرگیهاى برزخ را به سبب آن بر ما روشن کند، و راه رستاخیز را به سبب آن بر ما آسان نماید، و موقعیت و جایگاه ما را نزد گواهان آن روز بلند 
گرداند، در روزى که همه سزاى عمل خود بینند بدون آنکه بر کسى
ستمى رود، روزى که هیچ دوستى چیزى از عذاب و کیفر را از دوست خود دفع نکند و ستمکاران 
یارى نشوند، سپاسى که از جانب ما در پرونده‏اى که وضع نیکبختان در آن رقم خورده و مقربان حضرت او 
گواهان آنند به اعلى علیّین بالا رود، سپاسى که چون چشم‏ها در آن روز خیره شود سبب
روشنى دیده ما گردد، و هنگامى که چهره‏ها سیاه شود صورت ما به نورانیت آن سپید گردد، سپاسى که ما را
از آتش دردناک حق آزاد و در جوار کرم نامتناهیش جاى دهد،
شویم و درپیشگاه عنایتش جاى را بر ایشان تنگ کنیم، و به وسیله آن در سراى ماندگارى جاوید 
و جایگاه سرمدى او که دگرگونى نپذیرد به صف پیامبران مرسل او متصل گردیم. و سپاس خداى را  یا چه زمانى مى‏توانیم شکرش را بجاى آوریم؟ هیچگاه! و سپاس خداى را که در پیکر ما ابزار گشودن 
اندام را سوار کرد، و آلات بستن آنها را مقرر فرمود، و ما را از نسیمهاى حیاتبخش
بهره‏مند کرد، و اعضاى انجام دادن کار به ما مرحمت فرمود، و ما را با روزیهاى پاکیزه خوراک داد، 
و به فضلش ما را بى‏نیاز کرد، و به عطاى خود سرمایه بخشید، آنگاه به ما دستور داد تا فرمانبرداریمان را بسنجد،
و از انجام محرمات نهى فرمود تا شکر ما را بیازماید، بعد از این همه لطف از فرمانش سر پیچیدیم، و بر مرکب محرماتش
سوار شدیم، با این همه به عقوبت ما شتاب ننمود،و بر انتقام ما عجله نکرد، بلکه 
از سرِ رحمت و از باب کرم با ما مدارا فرمود، و از سرِ مهربانى و از باب حلم بازگشت ما را از راه خطا انتظار کشید. 
سپاس خداى را که ما را به توبه و بازگشت راهنمایى کرد که این حقیقت را جز از عطاى او نیافتیم، 
اگر همین یک عنایت را از فضل او به حساب آوریم هر آینه اِنعام او درباره ما نیکو، و احسانش
در حق ما بزرگ، و بخشش او بر ما عظیم است، زیرا روش او در پذیرش 
توبه در رابطه با گذشتگان چنین نبوده، بدون شک آنچه را در توانایى ما نبوده از ما برداشته،و
جز در خور امکان ما به ما تکلیف نفرموده، و ما را به غیر از کار آسان وانداشته، و در این زمینه براى هیچ کدام از ما 
حجت و بهانه‏اى باقى نگذاشته، پس در میان ما بدبخت کسى است که برخلاف رضاى او ترک طاعت کند، و خوشبخت 
از ما کسى است که به سوى او توجه نماید. و سپاس خداى را به کلّ آن سپاسى که نزدیکترین ملائکه  به او، و گرامى‏ترین آفریدگان نزد او، و پسندیده‏ترین ستایشگران آستان او. وى را ستوده‏اند، سپاسى
بالاتر از سپاس دیگر سپاسگزاران مانند برترى پروردگارمان بر تمام مخلوقات، و او را
سپاس و حمد دربرابر تمام نعمت‏هاى او که به ما و به بندگانش که در گذشته بوده اند و باقی بندگانش
که هستند و مى‏آیند دارد، سپاسى به عدد تمام اشیاء که دانش او بر آن احاطه دارد، 
و چندین مقابل هر یک از آنها به طور جاوید و همیشگى 
تا روز قیامت، سپاسى که حدش را پایانى، و شماره آن را حسابى، و پایان 
آن را نهایتى، و مدت آن را انقطاعى نباشد، سپاسى که باعث رسیدن به 
طاعت و بخشش او، و سبب رضا و خشنودى او، و وسیله آمرزش او، 
و راه به سوى بهشت او، و پناه از انتقام او، و ایمنى از غضب او،و یار و مددکار بر طاعت او، و مانع از معصیت او، و کمک بر 
اداء حق و وظائف حضرت او باشد، سپاسى که به سبب آن در گروه نیکبختان 
از دوستانش درآئیم، و در سلک شهیدان به شمشیر دشمنانش قرار گیریم، 
که همانا حضرت او یارى دهنده و ستوده است.

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی