گفتگوی دینی با مسیحیان

پس بندگان من را مژده بده،آن هایی که تمام سخنان را می شنوند و بهترین آن ها را بر می گزینند. قرآن کریم

گفتگوی دینی با مسیحیان

پس بندگان من را مژده بده،آن هایی که تمام سخنان را می شنوند و بهترین آن ها را بر می گزینند. قرآن کریم

گفتگوی دینی با مسیحیان

بسم الله الرحمن الرحیم
این بلاگ جهت گفتگوی آرام بین مسیحیت و اسلام و ایجاد یک فضای گفتگوی دینی بین ادیان مختلف ایجاد گردیده است.
نظرات بازدیدکنندگان پس از تایید به نمایش گذاشته می شوند.
لازم به ذکر است نظراتی که حاوی مطالب توهین آمیز به ادیان مختلف باشند تاییدنخواهند شد.
توجه:هدف این گفتگوها به هیچ وجه ایجاد اختلاف و نزاع نیست زیرا که ما باور داریم ادیان ابراهیمی (یهودیت،مسیحیت واسلام) همه یک سرچشمه ی واحد دارند و پیروان این ادیان نیز با هم برادرند.

قُلْ یَا أَهْلَ الْکِتَابِ تَعَالَوْاْ إِلَى کَلَمَةٍ سَوَاء بَیْنَنَا وَبَیْنَکُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللّهَ وَلاَ نُشْرِکَ بِهِ شَیْئًا وَلاَ یَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضاً أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللّهِ فَإِن تَوَلَّوْاْ فَقُولُواْ اشْهَدُواْ بِأَنَّا مُسْلِمُونَ

بگو: اى اهل کتاب بیایید به سوى سخنى که میان ما و شما یکسان است: این که جز خداى یکتا را نپرستیم و چیزى را با او شریک نسازیم و برخى از ما برخى را به جاى خداى یکتا به خدایى نگیرد. پس اگر پشت کنند و برگردند بگویید: گواه باشید که ما مسلمانیم- تسلیم خداییم-.

پربیننده ترین مطالب
آخرین نظرات
پیوندهای روزانه

خطبه ی اول نهج البلاغه(بخش دوم): آفرینش آدم(ع)

جمعه, ۱ شهریور ۱۳۹۲، ۱۱:۴۲ ق.ظ

خطبه ی اول نهج البلاغه(بخش دوم):آفرینش آدم


ثُمَّ جَمَعَ سُبْحانَهُ مِنْ حَزْنِ الاَْرْضِ وَ سَهْلِها، وَ عَذْبِها وَ سَبْخِها، تُرْبَةً سَنَّها بِالْماءِ حَتّى خَلَصَتْ، وَلاطَها بِالْبِلَّةِ حَتّى لَزُبَتْ، فَجَبَلَ مِنْها صُورَةً ذاتَ اَحْناء وَ وُصُول، وَ اَعْضاء وَ فُصُول. اَجْمَدها حَتَّى اسْتَمْسَکَتْ، وَ اَصْلَدَها حَتّى صَلْصَلَتْ، لِوَقْت مَعْدُود، وَ اَجَل مَعْلُوم. ثُمَّ نَفَخَ فیها مِنْ رُوحِهِ فَمَثُلَتْ اِنْساناً ذا اَذْهان یُجیلُها، وَ فِکَر یَتَصَرَّفُ بِها، وَ جَوارِحَ یَخْتَدِمُها، وَ اَدَوات یُقَلِّبُها، وَ مَعْرِفَة یَفْرُقُ بِها بَیْنَ الْحَقِّ وَالْباطِلِ وَ الاَْذْواقِ وَالْمَشامِّ وَالاَْلْوانِ وَ الاَْجْناسِ، مَعْجُوناً بِطینَةِ الاَْلْوانِ الْمُخْتَلِفَةِ، وَ الاَْشْباهِ الْمُؤْتَلِفَةِ، وَ الاَْضْدادِ الْمُتَعادِیَةِ، و الاَْخْلاطِ الْمُتَبایِنَةِ، مِنَ الْحَرِّ وَ الْبَرْدِ، وَ الْبِلَّةِ وَ الْجُمُودِ، وَ الْمَساءَةِ وَ السُّرُورِ. وَ اسْتَأْدَى اللّهُ سُبْحانَهُ الْمَلائِکَةَ وَدیعَتَهُ لَدَیْهِمْ، وَ عَهْدَ وَصِیَّتِهِ اِلَیْهِمْ فِى الاِْذْعانِ بِالسُّجُودِ لَهُ، وَ الْخُشُوعِ لِتَکْرِمَتِهِ، فَقالَ سُبْحانَهُ: «اسْجُدُوا لاِدَمَ. فَسَجَدُوا اِلاّ اِبْلیسَ» اعْتَرَتْهُ الْحَمِیَّةُ، وَ غَلَبَتْ عَلَیْهِ الشِّقْوةُ، وَ تَعَزَّزَ بِخِلْقَةِ النّارِ، وَ اسْتَهْوَنَ خَلْقَ الصَّلْصالِ. فَاَعْطاهُ اللّهُ النَّظِرَةَ اسْتِحْقاقاً لِلسُّخْطَةِ، وَ اسْتِتْماماً لِلْبَلِیَّةِ، وَ اِنْجازاً لِلْعِدَةِ، فَقالَ: «اِنَّکَ مِنَ الْمُنْظَرینَ اِلى یَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ». ثُمَّ اَسْکَنَ سُبْحانَهُ آدَمَ داراً اَرْغَدَ فیها عیشَتَهُ، وَ آمَنَ فیها مَحَلَّتَهُ، وَ حَذَّرَهُ اِبْلیسَ وَ عَداوَتَهُ. فَاغْتَرَّهُ عَدُوُّهُ نَفاسَةً عَلَیْهِ بِدارِ الْمُقامِ وَ مُرافَقَةِ الاَْبْرارِ. فَبَاعَ الْیَقینَ بِشَکِّهِ، وَالْعَزیمَةَ بِوَهْنِهِ، وَ اسْتَبْدَلَ بِالْجَذَلِ وَجَلاً، وَ بِالاْغتِرارِ نَدَماً. ثُمَّ بَسَطَ اللّهُ سُبْحانَهُ لَهُ فى تَوْبَتِهِ، وَ لَقّاهُ کَلِمَةَ رَحْمَتِهِ، وَ وَعَدَهُ الْمَرَدَّ اِلى جَنَّتِهِ، فَاَهْبَطَهُ اِلى دَارِ الْبَلِیَّةِ، وَ تَناسُلِ الذُّرِّیَّـةِ. 


سپس خداوند سبحان از قسمت هاى سخت و نرم و شیرین و شور زمین خاکى را جمع کرد

و بر آن آب پاشید تا پاک و خالص شد، آن گاه آن مادّه خالص را با رطوبت آب به صورت گل چسبنده درآورد،
سپس از آن گِل صورتى پدید کرد داراى جوانب گوناگون و پیوستگى ها، و اعضاى مختلفه و گسیختگى ها.
آن صورت را خشکاند تا خود را گرفت، و محکم و نرم ساخت تا خشک و سفالین شد،
و او را تا زمان معین و وقت مقرر به حال خود گذاشت. سپس از دَم خود بر آن ماده شکل گرفته دمید
تا به صورت انسانى زنده درآمد داراى اذهان وافکارى که درجهت نظام حیاتش به کار گیرد، واعضایى

که به خدمت گیرد، و ابزارى که زندگى را بچرخاند، و معرفتش داد تا بین حق و باطل تمیز دهد
و مزه ها و بوها و رنگها و جنسهاى گوناگون را از هم بازشناسد، در حالى که این موجود معجونى بود
از طینت رنگهاى مختلف، و همسانهایى نظیر هم، و اضدادى مخالف هم، و اخلاطى
متفاوت با هم، از گرمى و سردى و رطوبت و خشکى و ناخوشى
و خوشى. از فرشتگان خواست به اداى امانتى که نزد آنان داشت، و وفا به عهدى
که به آنان سفارش کرده بود در انجام سجده بر آدم و فروتنى براى اکرام به او اقدام نمایند،

در آنوقت به فرشتگان گفت: «بر آدم سجده کنید. همگان سجده کردند جز ابلیس» که غرور و تکبر او را گرفت،
و بدبختى بر او چیره شد، و به آفریده شدنش از آتشْ احساس عزت و برترى نمود، و بهوجود آمده از خاک
خشکیده را پست و بى مقدار شمرد. خداوند هم او را براى مستحق شدنش به خشم حق، و به کمال رساندن
آزمایش و به انجام رسیدن وعده اش مهلت داد، به او گفت: «تو از کسانى هستنى که تا وقت معین مهلت
در اختیار آنان است». آن گاه آدم را در سرایى که عیشش بى زحمت در اختیار بود ساکن کرد،
و جایگاهش را به امنیت آراست، و او را از ابلیس و دشمنى او ترساند. اما دشمنش به جایگاه زیباى او

و همنشینى اش با نیکان رشک برد و او را بفریفت. آدم (به وسوسه دشمن) یقین را به تردید، و عزم محکم را به
دو دلى، و شادى را به ترس جابجا کرد، و ندامت را به خاطر فریب خوردن به جان خرید. آن گاه خداوند سبحان
درِ توبه را به رویش گشود، و کلمه رحمت را به او تلقین کرد، و بازگشت به بهشت را به او وعده داد،
سپس او را به این دنیا که محل آزمایش و ازدیاد نسل است فرود آورد.


ادامه ی این خطبه را اگر خدا بخواهد بزودی در وبلاگ قرار خواهیم داد...


مطالب مرتبط:

خطبه ی اول نهج البلاغه(بخش اول): آغاز دین شناخت اوست، و کمال شناختش باور کردن او

نظرات  (۱)

این آیه تورات درباره «اعتراف به گناه» است که نحوه معمول آن در برابر خداوند چنین است:

«خواهش به درگاه خالق: خطا کرده ام، گناه کرده ا‌م، و به درگاه تو تقصیر ورزیده ام و چنین و چنان (اشتباهات شخصی) را انجام داده ام و اینک نسبت به اعمال یاد شده پشیمان و شرمنده‌ ام و تا ابد به چنین مواردی بازگشت نخواهم کرد».
پاسخ:
سلام 
ما هم در قرآن در مورد توبه داریم:
یا ایّها الَّذینَ آمَنوا تُوبُوا اِلَى اللهِ تَوبَةً نَصُوحاً: اى کسانى که ایمان آورده‌اید توبه حقیقى و خالص کنید.
الا من تاب و عمل صالحا فاولئک یبدل الله سیئاتهم حسنات:مگر کسانی که توبه کنند و عمل صالح انجام دهند، پس ایشان اند که خداوند گناه شان را به نیکی بدل می کند
و همچنین در صحیفه سجادیه داریم:
معبودا اگر عقابش کنى منکر عدل تو نیست و اگر از او درگذرى و رحمش کنى گذشتت را بزرگ نداند زیرا تو پروردگار کریمى هستى که بزرگ نباشد در نزدش آمرزش گناه بزرگ خدایا من اکنون آمده ام بدرگاهت و فرمانبردارم دستورى را که فرمودى در دعا کردن و خواهانم وفاى به وعده ات را در اجابتى که وعده دادى چون که فرمودى «بخوانید مرا تا اجابت کنم» خدایا پس درود فرست بر محمّد و آلش و با آمرزشت به من روآور چنانچه من با اقرار (به گناه) به تو روآوردم 
و در جایی دیگر از صحیفه ی سجادیه داریم:
من در این جایگاهم بدرگاهت توبه کنم از گناهان کبیره و صغیره ام و از بدى هاى پوشیده و آشکارم و از لغزش هاى گذشته و تازه ام.
.
.
.
اما سوال من از شما این بود که چرا اقرار به گناه در برابر غیر خدا؟؟چرا اقرار به گناه در برابر یک کشیش و یک انسان گناه کار؟؟؟ما در اسلام  نیازی به اعتراف به گناه نداریم زیرا خدا از همه چیز آگاه هست و اگر نیازی به اعتراف هم باشد فقط این اعتراف و معذرت خواهی برای خدا و پیامبر وائمه که خود از گناه مصونند خواهد بود که این اعتراف آبروی ما در نزد آن ها را افزایش می دهد اما اعتراف برای کشیش هر چقدر هم که امانتدار باشد حداقلش این است که آبروی ما در پیش ان کشیش را پایین می آورد و ما اعتقاد داریم که احترام آبروی مومن از کعبه هم بالاتر است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی