گفتگوی دینی با مسیحیان

پس بندگان من را مژده بده،آن هایی که تمام سخنان را می شنوند و بهترین آن ها را بر می گزینند. قرآن کریم

گفتگوی دینی با مسیحیان

پس بندگان من را مژده بده،آن هایی که تمام سخنان را می شنوند و بهترین آن ها را بر می گزینند. قرآن کریم

گفتگوی دینی با مسیحیان

بسم الله الرحمن الرحیم
این بلاگ جهت گفتگوی آرام بین مسیحیت و اسلام و ایجاد یک فضای گفتگوی دینی بین ادیان مختلف ایجاد گردیده است.
نظرات بازدیدکنندگان پس از تایید به نمایش گذاشته می شوند.
لازم به ذکر است نظراتی که حاوی مطالب توهین آمیز به ادیان مختلف باشند تاییدنخواهند شد.
توجه:هدف این گفتگوها به هیچ وجه ایجاد اختلاف و نزاع نیست زیرا که ما باور داریم ادیان ابراهیمی (یهودیت،مسیحیت واسلام) همه یک سرچشمه ی واحد دارند و پیروان این ادیان نیز با هم برادرند.

قُلْ یَا أَهْلَ الْکِتَابِ تَعَالَوْاْ إِلَى کَلَمَةٍ سَوَاء بَیْنَنَا وَبَیْنَکُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللّهَ وَلاَ نُشْرِکَ بِهِ شَیْئًا وَلاَ یَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضاً أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللّهِ فَإِن تَوَلَّوْاْ فَقُولُواْ اشْهَدُواْ بِأَنَّا مُسْلِمُونَ

بگو: اى اهل کتاب بیایید به سوى سخنى که میان ما و شما یکسان است: این که جز خداى یکتا را نپرستیم و چیزى را با او شریک نسازیم و برخى از ما برخى را به جاى خداى یکتا به خدایى نگیرد. پس اگر پشت کنند و برگردند بگویید: گواه باشید که ما مسلمانیم- تسلیم خداییم-.

پربیننده ترین مطالب
آخرین نظرات
پیوندهای روزانه

حضرت مریم در قرآن

دوشنبه, ۲۱ مرداد ۱۳۹۲، ۰۶:۴۸ ب.ظ

مقام ویژه مریم علیهاالسلام نمونه چهارمى است را که قرآن بیان مى کند. خداوند پس از معرفى همسر فرعون به عنوان الگوى انسان هاى مؤمن در آیه بعد براى گرامیداشت مقام خاص مریم مى فرماید:«و مَریمَ ابْنَتَ عِمرانَ التی اَحصَنَتْ فَرجَهَا فَنَفَخنا فیهِ مِن رُوحِنا وَ صَدَّقََتْ بِکَلِماتِ رَبِّها وَ کُتُبِِهِ وَ کانَتْ مِنَ القانِتِین» ( تحریم، 12)؛ و مریم دختر عمران را، که خود را پاکدامن نگاه داشت و در او از روح خود دمیدم و سخنان پروردگار خود و کتاب هاى او را تصدیق کرد و از عبادت پیشگان بود.

حضرت مریم در قرآن

یعنى «و ضرب الله مثلا للذین آمنوا مریم ابنت عمران » و چون مقام مریم، بالاتر از مقام زن فرعون بود لذا اینها را یک جا ذکر نکرد، بلکه در دو آیه جدا ذکر فرمود، بر خلاف آن دو کافره که در یکجا ذکر نکرد، بلکه در دو آیه جدا ذکر فرمود، بر خلاف آن دو کافره که در یک آیه ذکر شدند. 

حضرت مریم در اثر احسان، صیانت، عفت و در اثر دریافت آن روح غیبى به جایى رسید که صدقت بکلمات ربها و کتبه وکانت من القانتین گشت. 

از این چهار نمونه سوره تحریم به خوبى بر مى آید که نه مرد نمونه، نمونه مردان است و نه زن نمونه، نمونه زنان. ممکن است کشاورز نمونه، نمونه کشاورزان، صنعتگر نمونه، نمونه صنعتگران، خطاط نمونه، نمونه خطاطان باشد، ولى انسان نمونه، نمونه همه انسان هاست و اختصاصى به زن یا مرد ندارد.پس در ارزیابى مقام و کمالات مریم نقش مادر آن بانو را نباید فراموش کرد. 
گرچه در تربیت مریم سلام الله علیها حضرت زکریا نیز نقش داشت لیکن این امر در مرحله نهایى بود نه در پیدایش ابتدایى، مادر این بانو لیاقت آن را داشت که مادر پیغمبر بزاید و آن خضوع را داشت که فرزندش را به معبد حق اهدا کند، و این که ذات اقدس اله این گوهر را پذیرفت، براى آن بود که مى دانست اگر به او فیض عطا نماید امین در حفظ فیض خواهد بود. 

خدا به عده زیادى از مردان فضیلت داد و مى دانست که از عهده آن برنیامده و سرانجام رسوا خواهند شد و اعطاى فضیلت به آنها فقط از باب: معذرة الى ربکم (اعراف، 164) و اتمام حجت بود لذا به آنها فضیلت داد، ولى سِمت و ماموریت نداد. زیرا کسى که در کار خود انحراف دارد، اگر ماموریت و سِمتى پیدا کند به مبانى دین صدمه مى زند. خداوند به بلعم باعورا فضیلت داد ولى سِمت نداد، به سامرى فضیلت داد ولى سِمت نداد. 
سامرى آدم کوچکى نبود او با چشم درونى خود اثر فرشته ها را دید و گفت: بصرت بما لم یبصروا به (طه، 96)؛ من دیدم چیزى را که توده ناظران ندیدند، ولى به جاى این که از آن اثر فیض گرفته، و راه موسى و هارون را ادامه بدهد، و شاگردى آنها کند، گوساله پرستى را رواج داد. 
بلعم باعورا نیز، کسى بود که طبق یک نقل، ذات اقدس اله درباره او فرمود: وَ اتلُ عَلیهِم نَبَاَ الذی اتَیناهُ ایاتِنا فَانسَلَخَ مِنها (اعراف، 175)؛ خبر آن کس را که آیات خود را به او تعلیم داده بودیم و از آن دور شد براى آنان بخوان. 

اینها نمونه هاى قرآنى است مبنى بر این که خدا مى داند که به چه کسى سمت بدهد، به همین جهت فضیلت را مى دهد تا معلوم شود، که عده اى عمدا فضیلت را به رذیلت تبدیل مى کنند. چون ذات اقدس اله از درون و برون همگان با خبر است، هرگز به کسانى که لاحقه سوء دارند سمت رسمى نمى دهد.«اللهُ اَعلَمُ حَیثُ یَجعَلُ رِسالَتَهُ» (انعام، 124)؛ ذات اقدس اله مى داند که به چه کسى ماموریت بدهد. او نظیر بشرهاى عادى نیست که به کسى ابلاغ بدهد، بعد کشف خلاف بشود، و بگوید: من که درون بین نبودم. 

خداوند خلافت، رسالت، نبوت، امامت و رهبرى را به کسى که از درون آنها مستحضر است و درونى فاسد دارند نخواهد داد اما کسانى که ذات اقدس اله مى داند، با حسن اختیارشان پایدار و پایبند هستند، اینها را مى پذیرد و مریم از این نمونه بود. بنابراین گرچه او در بدو پیدایش، کودکى بیش نبود اما معلوم بود که اگر خدا به او فضیلت بدهد او در حفظش پایدار و استوار است. لذا در ابتداى زندگى، مادرى، همچون زن عمران، سرپرستى او را به عهده داشت و بعد وقتى مى خواهد به نذر خود عمل کند، او را به معبد مى سپارد، و از آن به بعد است که: «و کَفَّلَها زَکریا» ( آل عمران، 137)؛ خدا زکریا را کفیل او قرار داد. 

یعنى «جعل الله سبحانه و تعالى لزکریا کفیلا لها»، «کفل » در این جمله دو مفعول گرفته است «مکفل » خدا است و خداى متعال مریم را در تحت سرپرستى زکریا علیه السلام کفالت نمود «و کفلها زکریا» نه «تکفلها زکریا» زکریا علیه السلام متکفل نشد مگر به وحى الهى. 
این چنین نبود که قرعه خود به خود به نام زکریا علیه السلام بیفتد، به همین جهت فرمود: اینها قرعه زدند و خیلى ها شیفته بودند که این کودک را سرپرستى کنند: «و ما کُنت لَدیهِم اِذ یَختَصِمُون» (آل عمران، 44)؛ تو نزد آنان نبودى آنگاه که مجادله داشتند. و بنا را بر قرعه نهادند اما قرعه به نام مبارک زکریا علیه السلام خورد، به خواست خدا قرعه به نام او در آمد. 

«و ما کُنتَ لَدیهِم اِذ یُلقُونَ اَقلامَهُم اَیُّهُم یَکفُلُ مَریَمَ» (آل عمران، 44)؛ تو نزد آنان نبودى آنگاه که قرعه انداختند تا کدام یک مریم را کفالت کند. خدا مى فرماید: ما طورى برنامه را تنظیم کردیم که خود مکفل شویم و زکریا متکفل و مریم تحت کفالت باشد. و این در مرحله بقاء است که پرورش و رشد اوست وگرنه در بدو پیدایش و تکونش، و ظهور و هجرت او از رحم به دامن، در سایه تربیت آن بانو بود. گاهى خداوند مى گوید راه راست را به شما نشان مى دهم و زمانى براى تشویق مى فرماید: توفیق سلوک در راهى را که انبیا رفته اند به شما عطا مى کنم و زمانى بالاتر از این را نوید مى دهد و مى فرماید: شما را با همراهان و همسفران و قافله سالارانى چون انبیا و صدیقین و شهدا و صالحین همراه مى کنم. 
یکى از صدیقین مریم علیها السلام است. که همراهى با او اختصاصى به زنها ندارد تا زنها بگویند خدایا راه مریم را به ما ارائه بده بلکه همه نمازگزاران از خداوند راه صدیقین را مى طلبند که مریم هم جزو صدیقین است. 

منبع:نهج البلاغه،صبحی صالح  

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی